دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بر ما منت گذار!

پس در موالات و دوستى و وفاء به‌حق آن حضرت، و تعلق خاطر و توجه قلبى به‌حضرتش طورى باش که خدا و رسول و آن حضرت و پدران بزرگوارش خواسته‌اند، و حوائج و خواسته‌هاى آن حضرت را بر حوائج خود مقدم بدار، به‌شرحى که در کتاب (المهمات و التتمات) بیان نموده‌ام.
بر ما منت گذار!
بر ما منت گذار!

نگارنده: رضی‌الدین سیدبن طاووس(رحمة‌الله‌علیه)

مخاطب: پسر سید بن طاووس

موضوع: بر ما منت گذار!

پس در موالات و دوستى و وفاء به‌حق آن حضرت، و تعلق خاطر و توجه قلبى به‌حضرتش طورى باش که خدا و رسول و آن حضرت و پدران بزرگوارش خواسته‌اند، و حوائج و خواسته‌هاى آن حضرت را بر حوائج خود مقدم بدار، به‌شرحى که در کتاب (المهمات و التتمات)[1] بیان نموده‌ام.

و ابتدا کن به‌صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى، و دعاى براى آن حضرت را بر دعاى براى خود مقدم بدار، و براى وفاى به‌حق آن حضرت‌ و عطف توجه و احسان آن حضرت به‌خود، در هر امر خیرى حضرتش را بر خود مقدم بدار، و در هر روز دوشنبه و پنج شنبه با کمال ذلت و خضوع حوائج خود را بر حضرتش عرضه بدار.

و در مقام مخاطبه با آن حضرت بعد از سلام به‌حضرتش زیارتى را که اول آن (سلام اللَّه الکامل التام) است بخوان، و آن را در اواخر کتاب (المهمات) ذکر نموده‌ام و بگو:

«یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان اللّه یجزى المتصدقین» (یوسف/88)

اى عزیز، ما و کسانمان به گرسنگى افتاده‌ایم و با سرمایه‌اى اندک آمده‌ایم پیمانه ما را تمام ادا کن و بر ما صدقه بده، زیرا خدا صدقه‌دهندگان را دوست دارد.

«تالله لقد آثرک اللّه علینا و ان کنا لخاطئین» (یوسف/91)

به خدا سوگند که خدا تو را بر ما فضیلت داد و ما خطاکار بودیم

یا مــــولانا!

«استغفـــــــر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین» (یوسف/96)

گفتند: اى پدر! براى گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطاکار بوده‌ایم.

و بگو اى سید و مولاى ما اینها مقام برادران یوسف است با برادر و پدر خود، که بعد از آن همه جنایات، به‌آنان ترحم فرمودند و از گناهانشان گذشتند، پس اگر ما در نزد خدا و رسول و پدران بزرگوارت و نزد تو مرضى و پسندیده نیستم، تو اى سید ما! اولى و احقّى به‌اینکه ما را مشمول رحمت و حلم و کرم خود قرار دهى از حضرت یوسف که برادران خود را مشمول عطوفت و مهربانى و احسان خود قرار داد.[2]

پیام‌ها و نکته‌ها:

1-قرآن صحیفه مومن است باید هر رو بدان نظر کند؛ امام معصوم نیز قرآن ناطق است باید اعمال و حالات خود را به او عرضه داشت تا اگر مبتلا به مرضی شده است مداوا کند.

2-معامله با کریمان سخت نیست؛ گر درد در تو بیند دوا کند؛

  • [1] - یکی از کتا‌ب‌های سیدبن طاووس
  • [2] - منبع نامه: برنامه سعادت(ترجمه کشف المحجه لثمرة المهجه)؛ سید محمد باقر شهیدى گلپایگانى‌، تهران، مرتضوی، چاپ اول‌، بی‌تا، صص194-195

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS