دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برکات آسمان و زمین

ایمان و تقوا سبب مى‌شود که برکات آسمان و زمین به سوى انسانها سرازیر گردد؛ و بعکس، تکذیب آیات الهى (و بى‌تقوایى) سبب نزول عذاب‌مى‌گردد.
برکات آسمان و زمین
برکات آسمان و زمین

ایمان و تقوا سبب مى‌شود که برکات آسمان و زمین به سوى انسانها سرازیر گردد؛ و بعکس، تکذیب آیات الهى (و بى‌تقوایى) سبب نزول عذاب‌مى‌گردد. « وَلَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهمْ بَرَکات منَ السَّماءِ وَالْارْض وَلکنْ کَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بما کانُوا یَکْسبُونَ »[1]

برکات آسمان و زمین، معنى وسیعى دارد که نزول بارانها، رویش گیاهان، فزونى نعمتها، و افزایش نیروهاى انسانى را شامل مى‌شود.

«برکت» در اصل به معنى ثبات و استقرار چیزى است، و این واژه بر هر نعمت و موهبتى که پایدار بماند اطلاق مى‌گردد؛ بنابراین موجودات بى‌برکت آنها هستند که ثبات و قرارى ندارند و زود فانى و نابود مى‌شوند.

بسیارند از امّتهایى که داراى امکانات مادّى فراوان هستند و منابع زیرزمینى و روزمینى و انواع صنایع را دارند، ولى به خاطر تباهى اخلاق و فساد اعمال که نتیجه مستقیم فساد اخلاق است، این مواهب براى آنها ناپایدار و فاقد برکت است و غالباً در مسیر نابودى‌شان به کار گرفته مى‌شود.

در آیه 85 سوره توبه مى‌خوانیم: « وَلاتُعْجِبْکَ امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما یُریْدُ اللَّهُ انْ‌یُعَذِّبَهُمْ بِها فِى‌الدُّنْیا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ کافِروُنَ »؛ مبادا اموال و اولادشان مایه اعجاب تو گردد، خدا مى‌خواهد به وسیله آن، آنها را عذاب کند و جانشان بر آید در حالى که کافر باشند.»

آرى! این نعمتها هنگامى که با فساد اخلاق توأم شود، هم مایه عذاب دنیا است، هم موجب خسران و زیان آخرت!

به تعبیر دیگر، هرگاه مواهب الهى با ایمان و اخلاق و اصول انسانى همراه باشد مایه عمران و آبادى و رفاه و آسایش و سعادت و نیکبختى است این همان چیزى است که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده است.

بعکس، هرگاه با سوءاخلاق و بخل و ظلم و خودکامگى و هوسبازى همراه باشد، مایه تباهى و فساد است!

    پی نوشت:
  • [1] .سوره اعراف آیه 96

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

الفاظ نیابت کننده از فاعل

"مفعول‌به" در نیابت از فاعل بر سایر الفاظ مقدم است و به عبارت دیگر با وجود "مفعول‌به" در کلام، نیابت سایر الفاظ صحیح نیست
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
Powered by TayaCMS