دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیع

No image
بیع

كلمات كليدي : بیع، عین، مشاع، اهلیت، کالی به کالی، نسیه، بیع سلف

نویسنده : شعبانعلی جباری

بیع

بیع در لغت به معنای خرید و گاه به معنای فروش آمده است. در اصطلاح حقوقی نیز به معنای «تملیک عین در مقابل عوض معلوم» می‌باشد. وقتی که چیزی فروخته می‌شود در حقیقت در مقابل عوض معلوم به ملکیت شخص دیگری درمی‌آید، به این معامله بیع گفته می‌شود.

بنابراین بیع از عقود تملیکی است و به مجرد انعقاد آن، ملکیت مال به دیگری منتقل می‌شود. همچنین بیع از عقود معوض است یعنی در مقابل مبیع حتماً باید عوض قرار داده شود.

در عقد بیع، مبیع باید عین باشد یعنی وجود مادی و محسوس داشته باشد، عین در مقابلِ حق و منفعت است.

اقسام عین

‌«مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساوی الأجزاء و همچنین می‌تواند کلی در ذمه باشد.» (مفاد ماده350قانون مدنی)

ولی هر مالی می‌تواند ثمن باشد، اعم از این‌که حق یا منفعت باشد.

شرائط صحت بیع

1) اراده، قصد و رضای بر معامله؛ در صورت فقدان قصد، معامله باطل و در صورت فقدان رضا، معامله غیر نافذ می‌شود. قصد و رضای طرفین از طریق ایجاب و قبول احراز می شود.

«پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن،عقد بیع با ایجاب و قبول واقع می‌شود.» (مفاد ماده 339 قانون مدنی)

از این ماده می‌توان لزوم بیان و اعلام ارادۀ باطنی را توسط ایجاب و قبول استنباط کرد.

2) اهلیت طرفین بر تمتع و استیفاء:

«هر یک از بایع و مشتری باید علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله، اهلیت تصرف در مبیع و یا ثمن را نیز داشته باشند». (مفاد ماده 345قانون مدنی)

در نتیجۀ معامله با کسانی که اهلیت برای معامله ندارند، مثل کودکان و اشخاص غیر رشید و دیوانگان، باطل خواهد بود.

3) موضوع معین؛ عقد بیع دارای دو موضوع مبیع و ثمن می‌باشد که وجود ثمن در قرارداد و تعادل آن با ارزش مبیع ضرورت دارد. مبیع نیز باید هنگام عقد موجود بوده و قابل خرید و فروش باشد. همچنین مبیع باید معلوم و معین باشد و بایع قادر بر تسلیم آن باشد. اگر در مواردی خود ثمن کالا بوده باشد مثلا یخچال را در مقابل فرش بفروشد، شرائط مبیع در ثمن نیز باید رعایت شود.

4) مشروعیت جهت معامله؛ در صورتی که جهت معامله در عقد ذکر شود باید مشروع باشد و الاّ باطل خواهد بود، مثل خرید یک تن انگور، جهت شراب‌سازی، باطل است.

آثار عقد بیع

آثاری که بر بیع صحیح مترتب می‌شود عبارتند از:

1) مالکیت مشتری بر مبیع و مالکیت بایع بر ثمن.

2) ضمان درک (مسئولیت این‌که بیع یا ثمن مستحق للغیر نباشد) بایع بر مبیع و مشتری بر ثمن.

3) الزام بایع بر تسلیم مبیع و مشتری بر تسلیم ثمن.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS