دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات معلم ثالث احمد ابن مسکویه رازی

No image
تالیفات معلم ثالث احمد ابن مسکویه رازی

آثار ابن مسکویه

ابن مسکویه در علوم و فنون گوناگون که از آن ها آگاه بوده ، کتاب نوشته است. برخی آثار او را زیاد دانسته اند، ولی امروز شاید بیش از ده یا دوازده کتاب یا رساله از او در دست نیست . آن چه اصحاب ترجمه و محققان از آثار او بر شمرده اند، ذیلاً می آوریم:[35]

1 ـ الفوز الاکبر، (در اخلاق) .

2 ـ الفوز الاصغر. در فلسفه و متعلقات آن ، و اصول دیانت ها و حقایق نفوس نوشته است . نیز در این کتاب ، رأی خود را درباره ی مخلوقات و نسبت آن ها با هم، و اختلاف طبقات آن ها از جماد و نبات و حیوان بیان می کند، می توان گفت، در این باره ، او، از پیشروان «مذهب نشؤ و ارتقا» است .

3 ـ ادب الدنیا و الدین . در این کتاب ، فرق میان اسراف و تبذیر را بیان می کند و می گوید، اسراف ، عبارت است از جهل به مقادیر حقوق ، و تبذیر، عبارت است از جهل به مواقع حقوق .

4 ـ أنس الفرید. درباره ی این کتاب گفته اند: «این کتاب ، بهترین کتابی است که درباره ی داستان های کوتاه و نکته های لطیف نوشته شده است».

5 ـ جاویدان خرد یا الحکمة الخالدة . در این کتاب ، مؤلف نشان می دهد که امثال و حکم در همه ی ملت ها و زمان ها مورد استفاده و اتفاق عقول بوده است. او، امثال و حکم پارسیان و هندیان و تازیان و رومیان را در آن گرد آورده است . این کتاب را به سال 1952 میلادی عبدالرحمن بدوی چاپ کرد، و مقدمه ی سودمندی در شرح احوال مؤلف کتاب بر آن افزود. این کتاب، از روی دانشگاه تهران به چاپ رسید.

6 ـ احوال الحکماء السلف . رساله ای است که در احوال حکما نوشته است . در ضمن آن ، برخی از صفات و احوال پیامبر، صلی الله علیه وآله، را بیان می کند، و از مسیح نقل قول می کند که گفت : «هر کس خانه ی خود را خراب نکند، و زن خود را بی شوهر نگذارد، و فرزندان را بی پدر، به ملکوت آسمان ها نتواند رسید!».

در این کتاب بر علم واجب و حکمت او اقامه ی برهان می کند و می گوید: «مقدم بر همه ی اشیا، حکمت است ؛ زیرا، اگر مقدم بر حکمت چیزی باشد، هر آینه ، حکمت باطل می گردد.».

7 ـ مختار الاشعار. همان کتاب المستوفی است درباره ی اشعار برگزیده که یاقوت حموی از آن یاد می کند، ولی درباره آن بحثی نمی کند.

8 ـ کتاب الاشربة . هبة اللّه بن صاعد حکیم و طبیب (معروف به ابن التلمیذ نصرانی ) آن را تلخیص کرده است .

9 ـ کتاب فی ترکیب الباجات من الاطعمة . ابن القفطی گوید: «کتابی نیکواست و در غایت استواری نوشته شده ، و بسیاری از اصول غریب و پسندیده ی طباخی را شامل است .».

10 ـ تجارب الامم و تعاقب الهمم. تاریخ عمومی است از خلافت آدم تا سال 372. این، سالی است که عضدالدوله در آن زمان وفات یافته است .

مؤلف، در این کتاب ، تاریخ پارسیان کهن و آن چه از اخبار روم و ترک به آن مربوط بوده ، آورده است . از همه ی کتاب هایی که در این باره در زمان مؤلف نوشته شده، از این نظر ممتاز است که مؤلف، خود را تنها جمع کننده ی حوادث قرار نداده ، بلکه در هر واقعه ، تأمل و تدبر را پیشوای خویش قرار داده ، و در واقع به فلسفه ی تاریخ پرداخته است و علیت را همواره مورد نظر داشته است .

از همه بالاتر این که: «مؤلف با این که در کنف حمایت سلاطین و وزرا و امرا به نیکی زندگی می کرده ، و قاعدتاً باید آنان را مدح می کرده و عیوب و خلافات آنان را نادیده می انگاشته ، از افعال و اعمال و کردار آنان انتقاد کرده و از بیان حق پروا نکرده است .». از این جا نیز خلاف سخن ابوحیان توحیدی که وی را به تملق و چاپلوسی متهم کرده است، آشکار می گردد. این کتاب، بین سال های 1913 تا 1917 در سه جلد در لایدن چاپ شده است .

11 ـ آداب العرب و الفرس . در این کتاب، مانند یک فیلسوف ادیب جلوه کرده، و از آداب تازیان و پارسیان و هندوان و یونان سخن رانده است. نسخه های خطی این کتاب در لایدن و اکسفوردو پاریس موجود است .

ترجمه ی فارسی این کتاب ، در زمان جهانگیر پادشاه گورگانی هند ,,به دست محمد بن محمد الارجانی صورت گرفت . در سال 1246در هندچاپ شد.

12 ـ تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق. مهم ترین تصنیف فلسفی و اخلاقی ابن مسکویه ، که نام او را در مشرق زمین شناسانده ، همین کتاب است. آن، مجموعه ای است از آرای اخلاقی افلاطون و ارسطو ,,و جالینوس و احکام شریعت اسلامی ، جز این که در این بین، تأثیر ارسطوبیش تر است . در این کتاب، ابن مسکویه آرای خویش را در باب نفس و قوا و ماهیت و افعال آن بسط می دهد، و در خلق و استواری آن بحث می کند و آن را تعریف می کند و مراتب مردم را در پذیرش آن بیان می کند، و در باب سعادت و اصول اخلاقی بحثی دقیق و فلسفی می کند و امراض نفس و اسباب علاج آنها، را نشان می دهد. این همه را در نهایت بی نظری و استواری بیان باز می گوید.

13 ـ ترتیب السعادات و منازل العلوم . در کتاب تهذیب الاخلاق ,,از آن نام می برد.

14 ـ الرسالة المسعدة . از آن نیز در تهذیب الاخلاق یاد می کند. در این کتاب کمال خاص هر جوهر را بیان می کند، و آن گاه کمال ویژه ی آدمی را به تفصیل باز می نماید.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS