دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس ابن میثم بحرانی

No image
تدریس ابن میثم بحرانی

شاگردان

1 ـ خواجه نصیرالدین طوسى

قبلاً نام وى در ردیف استادان ابن میثم ذکر شد امّا بر اساس نقل ریحانة الادب از برخى بزرگان، خواجه نصیرالدین طوسى نیز در زمینه فقه و شرح نهج البلاغه، از حوزه درسى ابن میثم بهره مند شده است.([19])

اگر چه برخى، این شاگردى را منتفى دانسته و دور از شأن و جایگاه بلند خواجه نصیر مى دانند،امّا با توضیحى که در پایان بخش استادان ذکر شد، این امر بعید به نظر نمى رسد.

2 ـ جمال الدین، ابو منصور حسن بن یوسف بن مطهّر حلّى (علامه حلّى) (متوفّاى 726 ق.)

وى عالمى است که در علوم فقه، اصول، کلام، تفسیر، نحو، معرفت رجال، منطق و حکمت تبحّر داشت. تألیفات او را بیش از صد کتاب و رساله شمرده اند.([20])

شیخ آقا بزرگ تهرانى درباره ابن میثم مى گوید:

او، استاد علامه حلّى است. و صاحب اعیان الشیعه نیز بر همین مطلب تأکید مى کند.([21])

در سفرى که ابن میثم به حلّه داشت، علامه حلّى در محضرش زانوى شاگردى به زمین زد اما دروسى را که نزد وى آموخته، ذکر نشده است.

3 ـ سید غیاث الدین ابوالمظفر، عبدالکریم بن احمد بن طاووس (693 ـ 648ق.)

وى در چهار سالگى نوشتن و خواندن را فرا گرفته و در 11 سالگى قرآن را حفظ کرد. کتابى از وى به یادگار مانده است که «الشمل المنظوم» نام دارد.([22])

صاحب لؤلؤة البحرین([23]) و انوار البدرین([24]) به شاگردى او نزد ابن میثم اشاره کرده اند.

4 ـ کمال الدین، على بن حسین بن حماد بن خیر لیثى واسطى.(متوفّاى پس از 690 ق.)

وى فقیه، شاعر و راوى احادیث بود و از شاگردان ابن میثم بحرانى شمرده مى شود.

ابن میثم به وى اجازه نقل تمامى کتاب ها و آثارش را داد این مطلب، نشانگر اطمینان کامل استاد به وى بوده است.([25])

5 ـ شیخ مفید الدین محمّد بن جهم اسدى حلّى.

از وى به عنوان شیخ فقیهان حلّه، یکى از مشایخ گرامى، عالم صدوق و فقیه، شاعر و ادیب یاد شده است. وى یکى از مشایخ عبدالکریم بن طاووس نیز مى باشد.

هنگامى که خواجه نصیرالدین طوسى از محقق حلّى خواست تا سرآمد دو علم «کلام» و «اصول فقه» را در میان علماى حلّه مشخص کند، او محمد بن جهم اسدى حلّى را دومین فرد متبحّر این علوم معرّفى کرد.([26])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS