دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت و پرورش

No image
تربیت و پرورش

تربیت و پرورش

روزى اقتصاد خواه مدیر مدرسه، براى بازرسى به کلاس رفت و به همه بچّه ها گفت: دفترهاى مشقتان را روى میز بگذارید. آقاى مدیر وقتى دفتر مشق محمّد تقى را دید، آن را برداشت و با ناراحتى پرسید: جعفرى! این چه خطّى است که تو دارى؟! محمّد تقى با خونسردى پاسخ داد: من ایرادى در خطّم نمى بینم. خیلى خوب است! آقاى اقتصاد خواه با تعجّب گفت: پس خودت مى نویسى و خودت هم آن را تأیید مى کنى؟! بیا بیرون ببینم! سپس با ترکه قرمز رنگِ درخت آلبالو بر کف دست محمّد تقى زد و گفت: این خطّ از نظر من خیلى هم بد است. باید از همین امروز یاد بگیرى که خوش خط تر بنویسى! فهمیدى؟! محمّد تقى که دستش از شدّت درد مى سوخت، قدرى رنجید ولى وقتى بیش تر در خطّ خود دقّت کرد، به آقاى مدیر حقّ داد و از آن به بعد تصمیم گرفت خواناتر و بهتر بنویسد. ده ها سال بعد (حدود سال هاى 1340 ـ 1350) روزى دانشگاه مشهد، استاد محمّد تقى جعفرى را دعوت کرد تا در آن جا سخنرانى کند. جمعیّت بسیارى جمع شده و منتظر آمدن ایشان بودند همه صندلى ها پر شده و عدّه فراوانى نیز ایستاده بودند. محمّد تقى که دیگر «علاّمه جعفرى» نامیده مى شد و اسلام شناس و صاحب نظرى مشهور شده بود پشت میکروفون قرار گرفت. در بین نگاه هاى مشتاق، چشمش به یک پیر دانا خیره شد و حدود یک دقیقه به سکوت گذشت. بعد از اتمام سخنرانى، آن استاد کهن سال که کسى جز آقاى جواد اقتصاد خواه، مدیر مدرسه اعتماد تبریز نبود، جلو آمد و در حلقه کسانى در آمد که بعد از سخنرانى به دور علاّمه جعفرى جمع شده بودند. علاّمه جعفرى بعد از سلام و احترام، پرسید: یادتان هست با آن ترکه آلبالوى قرمز رنگ مرا زدید؟ آقاى اقتصادخواه سر به زیر انداخت، اما علامه جعفرى با احترام و مهربانى گفت: کاش خیلى از آن چوب ها به من مى زدید. این مرکب بدن، تازیانه مى خواهد تا روح را حرکت بدهد و جلو ببرد. علاّمه جعفرى به گرمى دست استاد پیرش را گرفته و فشرد.([5])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS