دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تواضع

سه چیز است که محبت و دوستی را به وجود می آورد : دین داری ، فروتنی و بذل و بخشش
تواضع
تواضع

تواضع

قال الصادق (ع) : «ثَلاثهٌ تُورِثُ المَحَبَّهَ : الدِّینُ و التَّواضِعُ والبَذلُ» (تحف العقول ، ابن شعبه حرانی ، ص704)

خدای تعالی در مقام بیان ویژگی‌های بندگان خود، تواضع را بعنوان یکی از امتیازات و خصائص آنها بر می‌شمارد:

« و عبادُ الرَّحمانِ الذّینَ یَمشُونَ علی الأرضِ هَوناً و إذا خاطَبَهُم الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً »[1]

و بندگان خدای مهربان کسانی هستند که بر روی زمین با توا ضع و فروتنی راه می‌روند و هرگاه مردم جاهل آنها را مخاطب قرار دهند با سلام جواب می‌دهند.

نخستین صفتی که خداوند بندگان خاص خود را به آن وصف می‌کند آرامی و وقار در راه رفتن و نداشتن ژِست غرور آمیز است ؛ زیرا شیوه راه رفتن حاکی از خصلت‌های درونی انسان است. برخی از افراد چنان مغرور ومتکبرند که از شیوه راه رفتن آنها به خوبی می‌توان به غرور و نخوتشان پی برد.[2] کسی که متواضع باشد نه تنها مورد توجه و عنایت خداوند قرار می‌گیرد بلکه مردم نیز به دیده احترام و بزرگی به او نگاه می‌کنند و او را دوست می‌دارند.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند:

« إنّکَ إذا تَواضَعتَ رَفَعَکَ اللهُ »[3]

بدرستی که هرگاه تواضع کنی خداوند تو را بالا می‌برد و بزرگ می‌کند.

انسان نباید فکر کند که با تواضع و فروتنی نسبت به برادران مؤمن خود چیزی را از دست می‌دهد و خود را کوچک کرده است. بلکه انسان باید تواضع و فروتنی در مقابل برادران مؤمن خود را وظیفه‌ی خود بداند. در احوالات پیامبر اسلام وارد شده است که مردی وارد مسجد شد در حالی که پیامبر (ص) تنها در مسجد نشسته بودند ، برخاستند و جا باز کردند و فرمودند : بفرمایید! آن مرد گفت : ای رسول خدا ! مکان وسعت دارد. پیامبر فرمودند : حق مسلمان بر مسلمان این است که وقتی دید مسلمانی می‌خواهد بنشیند برخیزد و متواضعانه او را احترام کند.[4]

    پی نوشت:
  • [1] - فرقان /63
  • [2] - مهدوی کنی ، محمد رضا ، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372هش، چاپ دوم ، ص673
  • [3] - آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378هش ، حدیث 5162
  • [4] -محمدی اشتهاردی ، محمد ، سیمای پر فروغ محمد ، ترجمه کحل البصر اثر شیخ عباس قمی ، قم ، انتشارات ناصر، چاپ دوم ،1370، ص144

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS