دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توجه

شهید ثانی می گوید : چون خواستی تکبیر بگویی ، عظمت خدای سبحان و کوچکی نفست ،‌و پستی عباداتت را در کنار عظمت او و کم توجهی خویش را در قیام به وظایف خود در خدمتگزاری به آستان او بیاد آر، و در جمله‌ای که می گویی تأمل کن
توجه
توجه

نویسنده : علامه سید عبدالله شُبّر

شهید ثانی می گوید :

« چون خواستی تکبیر بگویی ، عظمت خدای سبحان و کوچکی نفست ،‌و پستی عباداتت را در کنار عظمت او و کم توجهی خویش را در قیام به وظایف خود در خدمتگزاری به آستان او بیاد آر، و در جمله‌ای که می گویی تأمل کن که:

«اللهم انت الملک الحق المبین .»

«بار الها به حقیقت تو پادشاه هستی می باشی .» که منظور عظمت حکومتش و شمول قدرتش و فرمانروایی حق تعالی بر همه هستی می باشد.پس به خویشتن بنگر و باکمال ذلت و خواری و شکستگی و اعتراف به گناهان و طلب بخشش بگو:

«عَمٍلت سُوء وظلمت نفسی و اغفر لی انّه لایغفر الذنوب الا انت.»

«پرودگارا! زشت عمل نمودم وبه نفسم ظلم کردم . پس برمن ببخشای که بدرستی گناهان را جز تو کسی نیست که ببخشد. » و دعوت او را برای قیام به خدمتش به یاد آور و خود را در پیشگاهش ببین که او به تو نزدیک است و خواهش خواهنده را تا آن هنگام که دعا کند ، و ندایش را می شنود، و خیر دنیا و آخرت همه بدست اوست و نه غیر او . آنگاه بگو :

«لبیک وسعدیک والخیر فی یدیک :

اجابت کردم ترا و به طاعت تو حاضر شدم وهمه خیرها در دست توست.»

وفعل او را در هدایت و ارشاد منحصر بگردان وبگو :

الشر لیس الیک و المهدی من هدیت.»

«شر و بدی در ساحت تو نیست و هدایت یافته کسی است که تو او را هدایت کرده باشی .»

و به عبودیت و اینکه قوام هستی تو بدست او و اینکه آغازت از او و انجامت به سوی اوست اعتراف کنی و باز بگو:

«عبدک و ابن عبدیک ، منک و بک ولک و الیک . »

«من بنده و بنده زاده‌ی توام ، وجود من از توست و به سبب توست و برای توست و به سوی توست. »

به این معنا که : وجود از تو و به تو و برای تو و به سوی توست. او خلق را آغازید و سپس برمی گرداند و اینکار بر او آسان است و برای اوست مَثل اعلی .

پس این حقایق را در ذهنت یاد آور که در اثر اینکار ، اسرار و دقایق معرفت بر تو گشوده می شود و از عالم ملکوت ، کسب فیوضات می نماید و رشد نموده بالا می رود.[1]

    منبع: بنیادهای اخلاق اسلامی ، علامه سید عبدالله شبر،چاپ دوم سال 1369،‌ناشر/بنیاد فرهنگی امام المهدی (عج) صفحه 144
    پی نوشت:
  • [1] .اسرار الصلوة ، صفحه 187

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS