دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جمع

No image
جمع

كلمات كليدي : مشترك، تشبيه، امرادعايي، جمع كردن، غرابت، بلاغت، ادبيات فارسي

نویسنده : الهه سادات برقعي

جمع زمانی است که دو یا چند چیز را در صفتی یا حالتی با هم مشترک بدانند. سعدی گفته است:

روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی

بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را

چشمان ترک و ابروان جان را به ناوک می‌زنند

یارب که داده است این کمان آن ترک تیرانداز را[1]

همچنین صنعت جمع آن است که دو یا چند چیز به صورت ادعایی و بر اساس تشبیه ناپیدا، مشمول یک حکم قرار گیرند مانند این سخنان سعدی:

«خلاف راه صواب است و نقض رأی أولواالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام"، "آتش‌نشاندن و اخگرگذاشتن و افعی کشتن و بچه نگه‌داشتن کار خردمندان نیست.»

منوچهری خطاب به شمع گفته است:

هر دو گریانیم و هر دو زرد و هر دو در گداز

هر دو سوزانیم و هر دو فرد و هر دو ممتحن[2]

در جایی دیگر گفته‌اند که:

جمع "آن است که چند چیز را در یک ویژگی جمع کنند" در اصل این تعریف درست نیست، زیرا جمع چند چیز در یک ویژگی الزاما زیبا نیست، مانند این جمله: "لاله و نرگس و بنفشه از گیاهان زینتی هستند" یا:

من و چند سیاح صحرانورد

برفتیم قاصد به دیدار مرد

*****

هر کجا چشمه‌ای بود شیرین

مردم و مرغ و مور گرد آیند[3]

سعدی

برخی از ادیبان معتقدند که در صنعت جمع، رابطه‌ی میان چند چیز باید ادعایی باشد نه واقعی؛ ولی ادعایی بودن رابطه نیز الزاما زیبا نیست. مانند جمله: "لاله و نرگس و بنفشه داروی بیماری سرطان هستند".

صنعت جمع، مانند دیگر ترفندها علاوه بر غرابت داشتن و شگفت‌انگیز و برجسته بودن، باید جنبه‌ی عاطفی و هنری باشد نه خبری.

مثلا جمله: "لاله و نر گس و بنفشه چشم را نوازش می‌دهند."

در این جمله، نوازش‌دادن برای لاله و نرگس و بنفشه عادی و روزمره نیست و از طرفی تجسم‌بخش عواطف است. به این دلیل غرابت دارد و زیباست.
مثال‌های دیگر:

آدمی‌زاده اگر در طرب آید چه عجب

سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار

سعدی

آسمان بر تو عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

ماه گاهی چو روی ماه من است

گه چو من گوژپشت و زار و نزار

قمری گرگانی

جمع در بیت اول میان "آسمان" و "من" در عاشقی بر یار و در قرارنداشتن است که بدیع و هنری است. همچنین در بیت بعد از یک طرف صنعت جمع، میان "ماه" و "روی یار" در گردی و سپیدی(در اینجا منظور از ماه به معنای قرص کامل آن می‌باشد) است. و از طرف دیگر صنعت جمع در "ماه" و "من" در گوژپشتی و نزاری(در اینجا هم منظور از ماه، هلالی آن می‌باشد) است.[4]

معمولا غرابت و دور بودن جمع، ناشی از تشبیه و دیگر تصویرهای خیال است ولی همه‌ی جمع‌ها چنین نیست:

آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان

که دل اهل نظر برد که سری است خدایی

***

نشاید یافت اندر هیچ برزن

وفا از اسب و از شمشیر و از زن

بیت اخیر سروده نظامی است و کلامی است غریب و عاطفی و جمع در آن زیباست و نشان‌دهنده حالت عاطفی شاعر که به مناسبتی آن را سروده است و چون این کلام خبری نیست مسأله درست یا نادرست بودن در آن مطرح نیست.

زیبایی‌های جمع یکی غرابت آن است، یعنی رابطه‌ی بدیع و چشم‌گیر و هنری ایجاد کردن میان چند پدیده است. دیگر اینکه، ناشی از همان عامل اول است یعنی وحدت بخشیدن به کثرت‌هاست.[5]مانند:

مردمان جمله بخفتند و شب از نیمه گذشت

و آن که در خواب نشد چشم من و پروین است

سعدی

سعدی در این بیت، چشم خود و ستاره‌ی پروین را در بی‌خوابی مشترک دانسته است.

در صنعت جمع، صفت یا حالت مشترکی وجود دارد که آن را اصطلاحا "جامع" می‌گویند که به عبارتی همان "وجه شبه" در تشبیه است.

جامع خود بر دو نوع است:

الف) جامع ظاهر: جامعی که ذکر می‌شود.

ب) جامع مضمر: جامعی که ذکر نمی‌شود.

در بیت زیر از قمری گرگانی، در مصراع اول، جامع مضمر و در مصراع دوم، جامع ظاهر دیده می‌شود:

ماه گاهی چو روی یار من است

گه چو من گوژپشت و زار و نزار [6]

نکته:

گاهی اوقات به دلیل شباهتی که در صنعت جمع با صنعت سیاقة‌الاعداد است ممکن است با یکدیگر اشتباه شوند. اما تفاوتی که این دو با یکدیگر دارند این است که در صنعت جمع، زیر ساخت جمله، تشبیهی است، حال آن که در سیاقة‌الاعداد، برای چند چیز یک فعل آورده می‌شود و هیچ‌گونه تشبیهی در کار نیست. مثال:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

سعدی

در این بیت بدون آن که تشبیهی به کار رفته باشد چند چیز به یک فعل مربوط شده است که در این بیت صنعت، سیاقة‌الاعداد است نه جمع.[7]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و مؤول بیان می‌شود.
No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
Powered by TayaCMS