دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حفظ حرمت آبروی ديگران

No image
حفظ حرمت آبروی ديگران

يكي از آموزه‌هاي مهم تربيتي كه مورد تاكيد مكتب انسان‌ساز اسلام قرار دارد ضرورت حرمت آبروي ديگران است. اين موضوع آنقدر مهم است كه تجاوز به آبروي ديگران جزو بزرگ‌ترين گناهان محسوب شده و از طرف خداوند وعده عذاب اليم داده شده است. در اين مكتب آبروي مسلمان همچون مال و خون او بر مسلمانان ديگر حرام شمرده شده است. طبق تعاليم ديني اسلام نزديكترين وضعي كه بنده به كفر پيدا مي‌كند آن است كه با فردي برادر ديني باشد و لغزش‌ها و خطاهاي او را شماره كند تا روزي او را به آنها سرزنش نمايد. «مع الاسف با وجود تاكيدات موكد اسلام و نهي شديد نبي گرامي و ائمه اطهار (عليهم السلام) و با وجود گذشت بيش از ربع قرن از برقراري نظام مقدس اسلامي بايد اذعان نمود، ريختن آبروي ديگران امروزه به يك فرهنگ و عادت ناپسند بين اكثريت مردم درآمده است. يكي تمرين و مجاهدت خود ماست و ديگري هم آموزش‌هاي اخلاقي كه به‌وسيله آموزش و پرورش، مراكز تربيتي و مراكز علمي و آموزشي بايد در همه سطوح به انسانها تعليم داده شود. ازآنجايي كه گفته شده است مردم بر آيين حكمرانان خويشند، لذا وظيفه مسئولان و دولتمردان در پرداختن به خويش بيش از ساير افراد جامعه است. همچنانكه پيامبر گرامي اسلام «ص» فرمود: اگر علما و حكمرانان اصلاح شوند جامعه نيز اصلاح خواهد شد. مسئولان و دولتمردان  بايد تمرين كنند تا باور كنند تريبونهاي گوناگون نظام كه به عنوان امانت دست آنهاست نبايد به ابزاري براي تخريب رقيبان و زير سوال بردن زحمات ديگران تبديل شود. اثبات حقانيت خويش به قيمت تخريب ديگران نمي‌تواند عملي اخلاقي واسلامي باشد. جلسات، سخنراني‌ها، همايش‌ها، مصاحبه‌ها و خطابه‌ها نبايد به فرصتي براي عرض اندام افراد ضعيف النفس و كوبيدن رقيبان درآيد. كسب محبوبيت و موقعيت نبايد به قيمت مخدوش نمودن چهره ديگران تمام شود. مسئولان احزاب كه در واقع همان مسئولان ديروزي يا دولتمردان فردا هستند، بايد در عمل و منش خويش مبلغ و منادي فضيلت‌ها و ارزش‌هاي انساني بوده كه در آن صورت نمي‌توانند براي رسيدن به قدرت از هر ابزاري همچون تهمت، افترا، دروغ و توهين براي تخريب چهره مسئولان و زير سوال بردن عملكرد آنها استفاده نمايند. از اين شيوه ناپسند هيچ كس سود نمي‌برد، چرا كه اگر اين رفتار ضد اخلاقي نهادينه شود همه از اين ابزار عليه رقيبان استفاده خواهند كرد و در آن صورت اين ابزار تبديل به شمشير دو لبه كه روزي با ما و روزي ديگر عليه ماست، خواهد شد. جلب «مشاركت مردم» و كسب «اعتماد ملي» با چنگ انداختن به چهره دولتمردان و سياه نمايي عملكرد آنان به دست نمي‌آيد بلكه زماني اين امر محقق مي‌شود كه مردم به صداقت گفتار ما و به درستي راه ما اعتماد پيدا كنند. 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS