دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حفظ زبان

کسی که خدا را بشناسد و او را بزرگ بشمارد، در پیشگاه خدای عظیم، هر حرفی را نمی زند و شکم را هم با هر غذاآلوده نمی کند و (سرکشی) نفسش را با روزه و نماز کنترل می کند. (برگرفته ازحکمت عبادات: آیت الله جوادی آملی)
No image
حفظ زبان

حفظ زبان

قال رسول الله (ص):من عَرِف الله وعظّمه مَنَع فاه من الکلام وبَطْنه من الطعام وعنّا نفسه بالصّیام والقیام(اربعین شیخ بهایی، ص 76، ح 2.)

"وَصِلوا أرحامَکم وَاحفظوا ألسنتکم"ارحام را مورد صله و دیدن قرار داده و زبانتان را حفظ کنید. نه تنها هنگام روز که روزه هستید، بلکه در طول ماه، این امور را رعایت کنید. چون اینها آداب روزه نیست، آداب ماه روزه است. بحثی در آن نیست که روزه‌دار موظف است زبانش را حفظ کند، امّا وقتی شب رسید آیا می‌تواند هر چه خواست بگوید؟ فرمود: در طول این ماه زبانتان را حفظ کنید.
امام صادق (علیه‌السلام) از اجداد گرامشان از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده‌اند که: "من عَرِف الله وعظّمه مَنَع فاه من الکلام وبَطْنه من الطعام وعنّا نفسه بالصّیام والقیام"[1]فرمود: برای اینکه انسان مواظب دهان باشد و هر حرفی را نزند، معرفت خدا لازم است. کسی که خدا را بشناسد و او را بزرگ بشمارد، در پیشگاه خدای عظیم، هر حرفی را نمی‌زند و شکم را هم با هر غذا، گرچه حرام باشد، آلوده نمی‌کند. لذّت خوردن چند لحظه‌ای است که غذا در دهان است. کسی که خدا را شناخت کنار هر سفره‌ای نمی‌نشیند. عنایت دارد که خود را با روزه گرفتن بپروراند؛ خودش را فراموش نمی‌کند.

یکی از نصیحت‌طلبان به اباذر نوشت که مرا نصیحت کن. اباذر هم در جواب مرقوم فرمود: "به عزیزترین دوستانت ستم نکن".

دوباره آن شخص نوشت که این مطلب روشنی بود، انسان که به دوست عزیزش جفا نمی‌کند. اباذر در جواب نوشت: عزیزترین افراد نسبت به آدم، خود "او" است. (هیچ کس به اندازه‌ی‌ خود آدم پیش انسان عزیز نیست) فرمود: جان خود را نیازار، چون هر گناهی که انسان مرتکب می‌شود، فشاری است که بر جان خود وارد می‌کند[2].

کسی که تنها مواظب باشد هر حرفی را نزند، پرخوری نداشته باشد یا هر غذایی را نخورد، روزه‌اش را بگیرد، نمازش را بخواند، چنین کسی از مؤمنان معمولی است نه اولیای خدا. اولیای الهی اهل تأمل و تفکر و تعمق هستند. حرف می‌زنند ولی حرف آنان یاد حق است[3]. به مؤمن معمولی می‌گویند: زیاد حرف نزن؛ به مؤمن عارف می‌گویند: مرتب سخن بگو، مردم را هدایت و به یاد حق متذکر کن.

منبع: کتاب حکمت عبادات ،تألیف آیت الله جوادی آملی

    پی نوشت:
  • [1] . اربعین شیخ بهایی، ص 76، ح 2.
  • [2] . ارشاد القلوب، ج 1، ص 345.
  • [3] . قال رسول الله: "إنّ أولیاء الله سکتوا فکان سکوتهم ذِکْراً، ونظروا فکان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

اصل در فاعل

این نوشتار به بررسی چند اصل در فاعل پرداخته و در ضمن هر اصل از امکان مخالفت با آن و موارد مخالفت در صورت امکان، بحث می‌کند.
No image

ادات تحضیض

"تحضیض" مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "حضّ" و در لغت به معنای تشویق و ترغیب به همراه مبالغه و تأکید در آن است. در اصطلاح نحو "تحضیض" عبارت است از ترغیب قوی و شدید بر انجام یا ترک عملی و "ادات تحضیض"، حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند.
Powered by TayaCMS