دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدا از کمترین عمل این افراد راضی می شود

No image
خدا از کمترین عمل این افراد راضی می شود

قدس آنلاین: اگرچه ما می کوشیم برای جلب رضایت خدای متعال کارهای بزرگ و بسیار انجام دهیم اما می توان با یک عمل و برخورداری از یک صفت خدا را از کمترینِ اعمال راضی کرد.

به گزارش قدس آنلاین، قناعت و راضی بودن به داشته ها فارغ از حرص و طمع از صفات پسندیده در آموزه های اسلامی است تا جایی که ائمه معصوم (ع) هم نسبت به آن توصیه کرده و هم در روایات برکات و ثمرات آن را بیان کرده اند.

چنان که امیرمؤمنان امام علی (ع) می فرمایند: «خوشا به حال كسى كه به ياد قيامت و روز بازگشت باشد و براى حساب كار كند و به اندازه خويش در باب روزى قناعت ورزد و از حضرت حق راضى و خشنود باشد.»

ایشان همچنین فرموده اند: «شاكرترين مردم قانع‌ترين آنان و ناسپاس‌ترينشان نسبت به نعمت‌ها طمع كارترين آنها است.»

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «هر که خواهد بی نیازترین مردم باشد باید بدانچه در دست خدا است پشت گرمتر باشد از آنچه در دست دیگران است.»

امام صادق (ع) در تمجید از روحیه قناعت می فرمایند: «هر که از خدا به معاش کم راضی باشد، خدا از او به کردار کم راضی است.»

همچنین حضرت صادق (ع) در حدیثی نسبتا طولانی فرموده اند: «اگر شخص قانع سوگند ياد كند كه دنيا و آخرت را مالك شده است؛ البته خداوند عزيز سخن او را تصديق كرده و سوگند او را امضاء و تصحيح خواهد فرمود، زيرا مقام قناعت بسيار بزرگ و مهم است. و چگونه مى‌توان به قسمت پروردگار متعال راضى نشد، در صورتى كه خدا مى‌فرمايد: «معيشت دنيوى مردم را در ميان آنان قسمت كرده‌ايم.»

پس كسى كه ايمان داشته و پروردگار جهان را تصديق كند به آنچه خواسته و براى آنچه خواسته است، و غفلت را از خود دور كرده، و به مقام ربوبيت و مربى و مدبر بودن او يقين پيدا كند، البته قسمتها را از خدا دانسته و بدون توجه به اسباب و وسائل ظاهرى متوجه پروردگار متعال مى‌شود. و كسى كه به قسمت و داده خدا راضى و قانع شد؛ از فكر و غصه و زحمت نجات پيدا كرده و راحت مى‌شود، و هر چه قناعت كمتر باشد؛ حرص و طمع بيشتر شده و زحمت و ناراحتى و فكر افزونتر خواهد شد.»

همچنین حضرت ثامن الحجج (ع) در این باره فرموده اند: «هر که را جز روزی بسیار قانع نکند، جز کردار بسیارش بس نباشد و هر که را روزی اندک بس است، کردار اندک هم بس باشد.»

منابع:

مصباح الشریعه

کافی

بحارالانوار

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS