دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دستورالعمل هاى اخلاقى

No image
دستورالعمل هاى اخلاقى

دستورالعمل هاى اخلاقى

آیت الله سیّد ابوالحسن مولانا علاوه بر ارشاد عمومى مردم و عرضه معارف اهل بیت(علیهم السلام) با قلم و بیان، گاهى نیز به درخواست هاى مکرر جوانان مؤمن و متدین، پاسخ مثبت داده، دستورالعمل هاى خصوصى را به صورت مکتوب براى خودسازى و تهذیب نفس ـ که براى عموم نیز قابل استفاده بود ـ صادر مى کرد. آن فقیه وارسته، در یک دستورالعمل اخلاقى که به انیس الابرار فى وظائف الاخیار موسوم شد، بیست سفارش یه شرح ذیل براى جوانان جویاى حقیقت و سعادت بیان فرموده است:

1. ملازمت تقوا و پرهیزگارى و پیروى از اوامر خداوند و اجتناب از نواهى. 2. مداومت به نماز شب، به عنوان نیرومندترین وسیله توفیق و سعادت. 3. صله ذریّه علویه که از توصیه هاى ویژه علامه حلّى به فرزندش مى باشد. 4. تعظیم و احترام فقها و علماى دین. 5. دورى از غیبت کنندگان بندگان خدا، مخصوصاً غیبت سادات و علما، 6. صله رحم که موجب توفیق در انجام اعمال صالح، زیادى عمر و برکت در روزى است. 7. تلاوت قرآن، همراه با تدبر. 8. زیارت اهل قبور و تفکّر در احوال دیروز و امروز آنان. 9. تداوم در زیارت مشاهد مشرف انبیاى عظام و ائمه طاهرین و فرزندان آنان. 10. دستگیرى و احسان به ضعفا، مستمندان و یتیمان. 11. مداومت به زیارت عاشورا و دعاهاى معروف، مخصوصاً دعاى کمیل، توسل، زیارت جامعه کبیره و دعاهاى صحیفه سجادیه، مانند دعاى «یا من تحلّ به عقد المکاره... (دعاى هفتم). 12. پیمودن راه احتیاط در کارهاى حرام و شبهه ناک که طریق نجات است. 13. تلاوت قرآن و هدیه ثواب آن به ارواح مؤمنین بى وارث. 14. خواندن دعاى

«اللهم انى اسئلک بحق فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و بالسرّ المستودع فیها ان تصلى على محمّد و آل محمّد و ان تفعل بى ما انت اهله و لاتفعل بى ما انا اهله»

که استاد و شیخ اجازه ما آیت الله مرعشى نجفى(رحمه الله)به سند خود از سیّد بن طاووس(رحمه الله)روایت کرده است. 15. تلاش براى حسن خلق و آراستن خویش به این خصلت نبوى. 16. محاسبه نفس در هر شبانه روزامام صادق(علیه السلام)عبدالله بن جندب فرمود: بر هر مسلمانى که به ولایت ما معرفت دارد، لازم است که در هر شب و روز اعمالش را بر خویشتن عرضه کند و خودش به حساب خود برسد. اگر در کارهاى خود خوبى دید، آن را افزایش دهد و اگر بدى دید، از آن استغفار نماید تا روز قیامت خوار نگردد. 17. ترس از نفرین مظلومان، خصوصاً یتیمان و عاجزان زیرا خداوند در مورد این گروه دل شکسته مسامحه روا نمى دارد. 18. مجالست و همنشینى با علما و مردمان صالح و شایسته و دورى گزیدن از بدان وجاهلان. 19. پرداخت حقوق واجب از خمس، زکات و غیره. 20. صبر و شکیبایى در مصایب و شداید و توکل بر خدا، قرآن در مورد آنان فرمود: (اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون)[17]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS