دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
دعای شروع نماز
دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید :

«اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است :

«وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»

مراد از «وجه » در این جمله «وجه ظاهری» که بسوی قبله می باشد نیست و خدای ، مقدس و منزه از آن است از اینکه محدود به جهات شود(مانند انسان) تا اینکه بتوان روی ظاهری را به سوی او نمود. و مراد از «وجه» ، قلب است که بوسیله آن به خالق آسمانها و زمین توجه می شود . پس بنگر ، ایا قلبت متوجه به آرزوها ومسائل درون خانه و بازار و پیروی شهوات است یا اینکه به خالق آسمانها و زمین توجه دارد؟ و بر حذر باش از اینکه آغاز مناجات با خدا از سر کذب و نادرستی باشد و هرگز قلب تو بسوی خدا متوجه نمی گردد، مگر اینکه از غیر او منصرف باشد.

پس سعی کن که همواره از غیر او منصرف باشی و اگر امکان این تو جه را دائما نداری باید دراین مسیر بکوشی ، تا لااقل به هنگام نماز سخنت راست باشد و فقط او را بخوانی . و اگر «حنیفا مسلما» گفتی ، سزاوار است ، به ذهنت بیاوری که «مسلم» کیست؟

«مسلم » کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند .

و اگر اینگونه نبودی دروغگو هستی ، پس کوشش کن و آهنگ آن داشته باشش که در اینده اینگونه باشی ، و از گذشته احوال ، بازگشت نموده، توبه کنی .

و چون گفتی «وما انا من المشرکین» شرک خفی را بیاد آر که قول خداوند متعال را در این آیه «پس کسی که امید به لقای پروردگارش دارد ، باید عمل صالح انجام دهد و احدی را شریک خداوند قرار ندهد[1]» در باره فردی که عبادت را به نیت خداوند و مدح مردم انجام می دهد ، ناز ل شده است . ولی تو برحذر از این شرک باش . پس شرمنده باش از اینکه خود را به صفتی وصف می نمایی (من از مشرکین نیستم) که از این صفت ، کاملا مبری نیستی، زیرا که همراهی هم بر قلیل و هم بر کثیر آن اطلاق می گردد . (یعنی اندکی نیز شرک داشته باشی ، باز هم به تو مشرک گفته می شود .) و هنگامی که می گویی «محیای و مماتی لله » بدان ! که این جمله بیانگر حال بنده ای است که به خود باقی نبوده ، موجود به آقا و معبود خویش می‌باشد. اگر این سخن از کسی صادر شد که رضاء و غضبش و قیام و قعودش و رغبتش به زندگی و ترس او از مرگ ، برای امور دنیا است ، وضعیت او مناسبتی با این جمله ندارد.[2]»

    منبع:
  • بنیادهای اخلاق اسلامی ، علامه سید عبدالله شبر،چاپ دوم سال 1369،‌ناشر/بنیاد فرهنگی امام المهدی (عج) صفحه149
    پی نوشت:
  • [1] . سوره کهف آیه 110
  • [2] . احیاء العلوم جلد اول صفحه 167

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

اصل در فاعل

این نوشتار به بررسی چند اصل در فاعل پرداخته و در ضمن هر اصل از امکان مخالفت با آن و موارد مخالفت در صورت امکان، بحث می‌کند.
No image

ادات تحضیض

"تحضیض" مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "حضّ" و در لغت به معنای تشویق و ترغیب به همراه مبالغه و تأکید در آن است. در اصطلاح نحو "تحضیض" عبارت است از ترغیب قوی و شدید بر انجام یا ترک عملی و "ادات تحضیض"، حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند.
Powered by TayaCMS