دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دلبستگی به دنیا

ریشه همه بدی ها و خطاها، حبّ و دلبستگی به دنیا است.
دلبستگی به دنیا
دلبستگی به دنیا

دلبستگی به دنیا

قال الصادق (ع) :« رأس کلّ خطیئه حبُّ الدنیا »(کافی، ج2، باب حب الدنیا، ص315 )

در حقیقت برای انسان دو دنیا است: دنیای ممدوح و دنیای مذموم، دنیای ممدوح دنیایی است که بودن در آنموجب کسب فضائل انسانی و تهیه زندگی سعادتمند ابدی شود.در مقابل دنیای مذموم، دنیای خود انسان است به این معنی که انسان دلبسته و فریفته دنیا شود که منشأ تمام مفاسد و خطاهای انسان است.بنابراین خود دنیا و نعمتهای آن به عنوان مخلوق خداوند، نمی‌تواند شر بوده و مورد مذمت قرار گیرد بلکه عکس العمل انسان در قبال دنیاست که می‌تواند خوب و ممدوح یا بد و مذموم باشد.حضرت علی(ع) در نهج البلاغه چنین می‌گوید :

«الدنیا خلقت لغیرها و لم تخلق لنفسها»

دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد، نه برای رسیدن به خود دنیا.[1]

دلبستگی انسان به دنیا چون باعث دور نگه داشتن از قرب الهی می‌شود، دنیای مذموم است و هر چه این دلبستگی بیشتر باشد، حجاب بین انسان و خداوند بیشتر و ضخیم‌تر می‌شود.[2]

دنیا همچون نردبانی زیر پای انسان است و انسان یا روی پله اوّل است یا روی پله دوّم یا روی پله سوّم یا...به هر حال چه روی پله اوّل باشد یا دوّم یا سوّم، بالاخره این نردبان را از زیر پای انسان خواهند کشید. البته کسی که روی پله اوّل است یک مقدار آسیب می‌بیند. کسی که روی پله دوّم است بیشتر و همینطور،انسان هر قدر که به دنیا نزدیک شودو دلبسته و فریفته دنیا شود، پله‌ای از پله‌های آن را پشت سر گذاشته است.[3]

بنابراین آنچه در قرآن و روایات مورد نکوهش واقع شده، دلبستگی به دنیا است. هدف اصلی آخرت است نه دنیا، دنیا وسیله و محلی است برای رسیدن به آخرت و کسب فضائل انسانی، و مسلماً چنین دنیایی مذموم و مورد نکوهش نیست.

    پی نوشت:
  • [1]- نهج البلاغه،محمد دشتی ،نشر لقمان،چاپ سوم،1379هش، حکمت 463
  • [2]- امام خمینی، چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیست دوم، 1379هش، ص121
  • [3]-حائری شیرازی، تنثیلات،قم، انتشارات شفق، چاپ اول، 1372هش، جلد دوم، ص 18

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS