دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رضا و تسلیم

راوی می‌گوید: به حضرت صادق(ع) عرض کردم: چگونه مؤمن بداند مؤمن است؟ فرمود: با تسلیم در برابر خدا و رضا به آنچه بر او وارد آید، چه مایه شادی و چه خشم.
رضا و تسلیم
رضا و تسلیم

عَنْ أَبى عَبْدِاللّهِ(ع) قالَ:«قُلْتُ لَهُ بِأَىِّ شَىْ‌ءٍ یَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ بِأَنَّهُ مُؤْمِنٌ؟ قالَ: بِالتَّسْلیمِ للّهِ، وَالرِّضا فیما وَرَدَ عَلَیْهِ مِنْ سُرورٍ أَوْ سَخَطٍ»
راوی می‌گوید: به حضرت صادق(ع) عرض کردم: چگونه مؤمن بداند مؤمن است؟ فرمود: با تسلیم در برابر خدا و رضا به آنچه بر او وارد آید، چه مایه شادی و چه خشم. ( الکافی: ج2، ص62، باب الرضا بالقضاء، حدیث 12)

بسیارى از ما نماز مى‌خوانیم، روزه مى‌گیریم و... خلاصه به دنبال کسب ایمان واقعی هستیم، اما نمى‌دانیم به حقیقت ایمان نائل شده‌ایم یا نه. در این حدیث بیان می‌دارد میزان ایمان واقعی در ترازوی تقدیر و تسلیم در برابر خالق کائنات به‌دست می‌آید. زندگی آدمی در گذر عمر پیوسته با خوشی و ناخوشی همراه می‌باشد، یک روز بر مراد اوست و روزی بر علیه او؛ این مؤمن و متخلق به خلق حسنه است که به امور خارج از حیطه قدرت خویش راضی و تسلیم بوده و آن را ناشی از قضا و قدر الهی و محل امتحان خود می‌داند که باید از آن سربلند بیرون آید. کسى که به مقام رضا رسیده است در حالت بیمارى همان‌گونه است که در حالت تندرستى می‌باشد. هنگام تهى‌دستى همان‌طور رضایت قلبى از مقدرات الهى دارد که در وقت توانگرى دارد. از میان فقر و غنا، تندرستى و بیمارى، آن را که خدا برایش تقدیر فرموده مى‌خواهد و دل به مشیت الهى مى‌سپارد. پس با توجه به مطالب فوق رضا عبارتست از ترک اعتراض به مقدرات الهیه در باطن و ظاهر.[1]
تسلیم و رضا به معناى دست روى دست گذاشتن و تسلیم حوادث روزگار شدن نیست، چنان‌که به معناى نشستن و کار را به عهده خدا گذاشتن نیز نمی‌باشد، بلکه تسلیم در برابر فرمان حق و رضا در برابر خواست و مشیت اوست. در قرآن کریم و سیره معصومین موارد بی‌شماری از نمونه‌های متعالی در باب تسلیم و رضا وجود دارد؛ مانند آنجا که حضرت ابراهیم در مقابل دستور معبود سر به نشانه اطاعت فرود آورده و فرزند خویش را تا مرز قربانی پیش برد. حضرت سیّدالشّهدا نیز در آخرین لحظات زندگى که از هر طرف هدف تیر و تیغ دشمن قرار گرفته بود، فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ هذا قَتیلٌ فى رِضَى اللَّهِ»[2]
«به نام خدا، هیچ توان و قدرتى جز به دست خدا نیست، و این (یعنى خودش) کشته در راه خشنودى خداست.»
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ
اى عجب من عاشق این هر دو ضدّ
ناخوش او خوش بود بر جان من
جان فداى یار دل رنجان من
مطالب بالا در مورد رضا به قضای الهی بود و مخاطب مؤمن نیز خداوند متعال است اما یکی از محسنات حاصل رضا در برخورد با مردم متبلور می‌شود در این‌باره آمده است که: آدم راضى راحت است؛ چون راضى است راحت است، قانع است و حرص نمى‌زند. نه از بیرون دست و پا مى‌زند و نه از درون حرص مى‌خورد. «اِرضِ تسترِح» آدم راضى حسود نیست. ناراحت نیست که چرا دیگران دارند ولى او ندارد. آدمى که راضى است، سخت‌گیر نیست. مردم آدم راضى را دوست دارند.[3]

[1] . نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، قم، انتشارات قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص629.
[2] . ابى مخنف، مقتل الحسین، علمیه قم، سال انتشار 1398 ه- ق‌، حاشیه 198.
[3] . قرائتی، محسن؛ برنامه درس‌هایى از قرآن سال 65، رضا و تسلیم، ص 4.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS