دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رعایت قانون

پیامبر اکرم (ص) بدرفتاری و بی‌ حرمتی نسبت به خود را نادیده می‌گرفت و از اهانت دیگران به خود، چشم پوشی می‌نمود، ولی در مورد افرادی که به حریم قانون تجاوز می‌کردند، مطلقاً گذشت نمی‌کرد و در اجرای عدالت و مجازات متخلف، مسامحه روا نمی‌داشت.
رعایت قانون
رعایت قانون

نویسنده: مصطفی یاسینی

پیامبر اکرم (ص) بدرفتاری و بی‌ حرمتی نسبت به خود را نادیده می‌گرفت و از اهانت دیگران به خود، چشم پوشی می‌نمود، ولی در مورد افرادی که به حریم قانون تجاوز می‌کردند، مطلقاً گذشت نمی‌کرد و در اجرای عدالت و مجازات متخلف، مسامحه روا نمی‌داشت. در فتح مکه زنی از قبیله بنی مخزوم دزدی کرد. خویشاوندانش اجرای مجازات را ننگ خانواده اشرافی خود می‌دانستند و به تکاپو افتادند بلکه بتوانند مجازات را متوقف سازند. اسامه بن زید را که مانند پدرش نزد رسول خدا محبوبیت خاصی داشت، وادار کردند به شفاعت برخیزد. او همین که زبان به شفاعت گشود، رنگ صورت رسول خدا (ص) از شدت خشم بر افروخته شد و با عتاب فرمود: چه جای شفاعت است، مگر می‌توان حدود قانون خدا را بلااجرا گذاشت؟ حضرت دستور مجازات را صادر کرد. اسامه متوجه غفلت خود شد و از لغزش خود عذر خواست و طلب مغفرت کرد. حضرت برای اینکه فکر تبعیض در اجرای قانون را از ذهن مردم بیرون کند، به هنگام عصر در میان جمع به سخنرانی پرداخت و با اشاره به موضوع روز، چنین فرمود: «اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند بدین سبب که در اجرای عدالت، تبعیض روا می‌داشتند. هر گاه یکی از طبقات بالا مرتکب جرم می‌شد، او را از مجازات معاف می‌کردند و اگر کسی از زیر دستان به جرم مشابه آن مبادرت می‌کرد، او را مجازات می‌کردند. قسم به خدایی که جانم در قبضه اوست، در اجرای عدل درباره هیچ کس فروگذاری و سستی نمی‌کنم، اگر چه مجرم از نزدیک‌ترین خویشاوندان خودم باشد». (سید ابوالحسن مطلبی، سیره نبوی، ص 127)

حق الناس

یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط نقل می‌کند: «مهندسی بود بساز و بفروش. یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود، ولی به دلیل بدهکاری زیاد، شرایط اقتصادی بدی داشت، حکم جلبش را گرفته بودند. به منزل پدرم آمد و گفت نمی‌توانم به خانه‌ام بروم، خود را پنهان می‌کنم تا مرا نبینند. شیخ با یک توجه فرمود: «برو خواهرت را راضی کن»، مهندس گفت: «خواهرم راضی است. شیخ فرمود: نه. مهندس تاملی کرد و گفت: بله وقتی پدرم از دنیا رفت ارثیه‌ای به ما رسید، هزار و پانصد تومان سهم او می‌شد، یادم آمد که نداده‌ام. رفت و برگشت و گفت پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم. پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: هنوز راضی نشده… خواهرت خانه دارد؟ مهندس گفت: نه؛ اجاره نشین است. شیخ فرمود: برو یکی از بهترین خانه‌هایی را که ساخته‌ای به نامش کن و به او بده بعد بیا ببینم چکار می‌شود کرد. مهندس گفت: جناب شیخ؛ ما دو شریک هستیم چگونه می‌توانم؟ شیخ فرمود: بیش از این عقلم نمی‌رسد، چون این بنده خدا هنوز راضی نشده است». بالاخره آن شخص رفت و یکی از آن خانه‌ها را به نام خواهرش کرد و اثاثیه او را در آن خانه گذاشت و برگشت. شیخ فرمود: حالا درست شد. فردای همان روز سه تا از آن خانه ها را فروخت و از گرفتاری نجات پیدا کرد».

خشم برای خدا

در میان بنی اسرائیل عابدی زندگی می‌کرد. روزی به او گفتند که فلان جا درختی است و قومی آن را می‌پرستند. عابد خشمگین شده، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را بر کند. ابلیس به صورت پیری بر مسیر او مجسّم شد و گفت: ای عابد! بر گرد و به عبادت خود مشغول باش. عابد گفت: نه، بریدن درخت اولی است و بعد درگیر شدند. عابد برابلیس پیروز شد و او را بر زمین کوفت. ابلیس گفت: دست بردار تا سخنی بگویم. تو که پیامبر نیستی و خدا این کار را بر تو مامور ننموده است. به خانه برگرد تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نَهَم. با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما. عابد با خود گفت: راست می‌گوید: بامداد روز بعد دو دینار دید، روز دوم دو دینار، ولی روز سوم چیزی نبود؛ خشمگین شد و تبر بر دوش گرفت. باز در همان نقطه ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟ عابد گفت: آمده‌ام تا درخت را بر کنم، در این مشاجره، ابلیس پیروز شد. ابلیس گفت: بار اول تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخّر تو ساخت، ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی.

    روزنامه رسالت، شماره 7096، 10/7/89، صفحه 6

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS