دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روز مباهله

هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ... مباهله کنیم ....
روز مباهله
روز مباهله

روز مباهله

قال الله تعالی: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا ... ثُمَّ نَبْتَهِلْ ...» (آل عمران/61)

قال‌الله تعالی: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ» (آل عمران/61)

هرگاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.

روز بیست و چهارم ذی‌الحجه سال دهم هجرت از یک سو روز مباهله پیامبر با نصارای نجران و از سوی دیگر روز نزول آیه تطهیر در شأن اهلبیت است. هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر(ص) علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) را فراخواندند و فرمودند: «اللهم هؤلاء أهلی(أهل بیتی)» خدایا اینها اهل من هستند.[1]

بخش با صفای نجران با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است در آغاز طلوع اسلام این نقطه تنها منطقه مسیحی‌نشین حجاز بود که به‌عللی از بت‌پرستی دست کشیده و به آیین مسیح گرویده بودند.[2]

پیامبر اسلام(ص) به موازات مکاتبه با سران و زمامداران جهان، نامه‌ای نیز به اسقف نجران نوشت. پیامبر(ص) در این نامه با ستایش از خدای ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، از او [و دیگر مسیحیان] خواست که از پرستش بندگان دست کشیده و به پرستش خداوند روی آورند و از ولایت بندگان در آمده، به ولایت خدا گردن نهند و یا جزیه بپردازند و در غیر این صورت در انتظار جنگ باشند. آنها هیأتی را به‌سوی مدینه فرستادند ولی بحث و گفتگوی پیامبر با آنها نتیجه‌ای در پی نداشت. از جمله گفتگوهایی که سر گرفت بحث و گفتگو بر سر بندگی و الوهیّت حضرت عیسی(ع) بود. پیامبر اسلام(ص) بر سر بشر بودن او تأکید می‌کرد و سخن در این باره به درازا کشید و آنها بشریّت حضرت عیسی(ع) را نپذیرفتند. در این هنگام آیات وحی از جانب خداوند بر پیامبر نازل شد و آنان را به مباهله دعوت نمود. آنان گفتند که ما باید در این باره فکر کنیم و به مقرّ خود بازگشتند و به مشورت پرداختند اسقف و بزرگ هیئت، به آنها هشدار داد که محمّد فرستاده خدا است و در صورت مباهله دچار عذاب می‌شوید؛ ولی آنها زیر بار نمی‌رفتند و بر مباهله با پیامبر پای فشردند.

قرار مباهله برای فردای آن روز بود. در این هنگام اسقف گفت: ببینید محمّد فردا چگونه به مباهله حاظر می‌شود؟ اگر با اعضای خانواده‌اش آمد، از مباهله با او خوداری کنید [زیرا نشانه این است که به گفته‌های خود ایمان دارد و حاضر است در این راه، نه تنها از جان خود، بلکه جان عزیزان خود را نیز به خطر اندازد] و اگر با یاران و پیروانش حاضر شد با او مباهله کنید و بدانید ادّعاهای او بی‌اساس است [و با آوردن این افراد شکوه ظاهری خود را به ما نشان داده است]. فردای آن روز پیامبر(ص) همراه علی ،فاطمه‌، حسن و حسین در موعد مقرّر، برای مباهله حضور یافت؛ اسقف، با مشاهده همرامان پیامبر(ص) پرسید اینها کیستند؟ گفتند: این پسر عموی او و این دخترش و این دو، پسران او هستند. اسقف به همراهان گفت: من چهره‌هایی را مشاهده می‌کنم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه را از جای برکَند، حتماً از جا کَنده خواهد شد؛ با اینها مباهله نکنید و گرنه هلاک می‌شوید و در روی زمین یک نفر مسیحی باقی نمی‌ماند. با هشدار اسقف، هیئت اعزامی، از مباهله با پیامبر منصرف شدند و طیّ معاهده‌ای قرار شد که هر ساله، مبلغی را به حکومت اسلامی به‌عنوان جزیه بپردازند.[3]

پیامبر اسلام(ص) رضایت خود را اعلام نموده و سپس فرمودند: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از ملاعنه و مباهله وارد می‌شدند، صورت‌های انسانی خود را از دست داده، در آتشی که در بیابان برافروخته می‌شد، می‌سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران کشیده می‌شد.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. مجاسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج35، ص237 و 206 و 265 نقل از تقویم الشیعه، عبد الحسین پیشاوری، قم، دلیل ما، چاپ نهم، 1388، ص388.
  • [2]. سبحانی، جعفر؛ فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، قم، مشعر، چاپ دهم، 1377، ص495.
  • [3]. پیشوایی، مهدی؛ تاریخ اسلام، قم، دفتر نشر معارف، 1387، چاپ هفتم، ص301.
  • [4]. سبحانی، جعفر؛ پیشین، ص501.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و مؤول بیان می‌شود.
No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
Powered by TayaCMS