دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهیر بن قیس بلوی

No image
زهیر بن قیس بلوی

كلمات كليدي : زهير بن قيس، بلوي، فتح مصر، قيروان، برقه

زهیر بن قیس از افراد حاضر در فتح مصر بود و در فتح مناطق شمال آفریقا شرکت داشته است و در مقطعی به حکومت و فرماندهی سپاه هم انتخاب شد و در نهایت در یکی از جنگها کشته شد.

خاستگاه زهیر

ابو شدّاد زهیر بن قیس بلوی از اهالی مصر به "بلّی" قبیله‌ای از قضاعه که به بلّی بن عمرو بن حاف بن قضاعه می‌رسد، منسوب است[1]. از زاد روز و دوران کودکی و نوجوانی او گزارشی نشده است. به همین دلیل از این دوره اطلاعی در دست نداریم.

زهیر و فتوح اسلامی

زهیر از جمله نیروهای جهادی اعراب در فتح مصر و شمال آفریقا بشمار می‌رفت، که در دوره فرماندهی عمرو بن عاص جزو سپاه وی و از فرماندهان بوده است. همچنین از وی در فتح طرابلس نامی به میان آمده است.[2] او را در دوره حکمرانی عقبه بن نافع به عنوان جانشین دوم عقبه معرفی نموده‌اند که در برخی نبردهای وی به عنوان جانشین او در قیروان ادای وظیفه می‌نمود[3]. در یکی از نبردهای عقبه بربرها فرصت را غنیمت شمرده قیروان را از دست مسلمین درآوردند.[4] تا سال 69ه.ق قیروان در دست بربرها بود تا اینکه زهیر بعد از بدست آوردن حکومت آن دیار موفق به باز پس گیری آن شد.[5] او که مصاحب و یار عقبه و آشناترین فرد به سیره و تدبیر امور او و اولی‌ترین شخص برای گرفتن انتقام عقبه از رومیان و بربرها بود. بعد از کشته شدن او به حکومت قیروان منصوب شد.[6]

حکومت در قیروان

بیشتر شهرت زهیر مربوط به دوره‌ای است که از جانب امویان به حکومت قیروان گمارده شد. وقتی که عبدالملک بن مروان به خلافت رسید و برادر خود عبدالعزیز را والی مصر کرد، از دست رفتن قیروان را ضربه بزرگی می‌دید و با توجه به مشورت‌های که با بزرگان درباری در دمشق داشت به این نتیجه رسید که زهیر بن قیس از آنجا که مدتی مصاحب عقبه بن نافع بوده و به رخدادهای منطقه آشنائی کامل داشت برای فرمانروائی آن دیار فرد مناسبی است. لذا او را به حکومت افریقیه منصوب نمود و نیروی کمکی و تجهیزات نظامی فراوان فرستاد[7] و دستور نبرد با بربرها به زهیر بن قیس داده شد. وی هم در سال 67 هجری قمری سپاه خویش را به حرکت‌ در آورد و به افریقیه داخل گردید. تونس و برخی نواحی دیگر را هم فتح کرد[8]. در این دوره هست فرماندهی چندین نبرد را علیه بربرها و رومیان بر عهده داشته و به پیروزی‌هایی هم دست یافت[9]. البته از جانب عبدالملک بن مروان کسیله فرمانده بربرها در ممس با او روبرو گردید. پس از نبردى سخت زهیر او را شکست داد و بکشت. در این نبرد بسیارى از اشراف و رجال بربر کشته شدند. سپس زهیر به سمت مشرق راند[10]، همچنین او را مردى عابد و زاهد معرفی کرده‌اند که به فرمانروایى چندان دلبستگى نداشت، از او نقل کرده‌اند که مى‌گفت: من براى جهاد به افریقیه آمده‌ام و بیم آن دارم که به دنیا بگروم[11]. به همین جهت قیروان را به قصد مصر ترک کرد و بیشتر سپاهش در قلعه‌های برقه و قیروان باقی ماندند.[12]

پایان کار زهیر بن قیس

وقتی بربرها و رومیان از خروج وی از قیروان با خبر شدند مسیر را بر او بستند و این در حالی بود که از یاران و سپاه وی بیش از هفتاد نفر با او نبودند، لذا در یک نبردی که غافلگیر شده بودند همگی درنه نزدیک انطابلس در سال 76 ه.ق. به قتل رسیدند[13]. قبر وى و همراهانش در درنه است و معروف به قبور شهداء می‌باشد[14].

منابع :

[1]- سمعانی، عبد الکریم بن محمد، الانساب، بیروت، دار الکتب العلمیه،1408هق، ج1،ص396.

[2]. ابن عبد الحکم (متوفای257)، فتوح مصر و مغرب، تحقیق، دکتر علی محمد عمر، مصر، مکتبه الثقافه الدینیه، 1415هق، ص 222 و ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، طبع دوم، 1408هق، ج3 ص 171.

[3] - الحریری، محمد عیسی، الدوله الرستمیه بالمغرب الاسلامی، کویت، دارالقلم 1408هق. ص30.

[4]. ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب، تحقیق کولان و پرونسال، بیروت، دارالثقافه (بی تا) ج1، ص30.

[5]همان، ج1، ص31.

- [6]قروانی رفیق، تاریخ افریقیه و المغرب، تحقیق الکعبی، تونس، رفیق السقطی (بی تا)، ص49.

[7]- حسین، مونس، معالم تاریخ المغرب و الاندلس، قاهره، دار المستقبل 1980م، ص41. و ابن خلدون، پیشین، ج4، ص 238 و ابن عذاری، پیشین، ج1، ص31.

[8].بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبه الهلال، 1988م، ص 227.

[9]. ابن خلدون، پیشین، ج4، ص237.

[10]. ابن خلدون، عبد الرحمان،همان، ج4، ص238.

[11]. ابن اثیر، عز الدین على بن ابى الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1385هق، ج4، ص109.

- [12]ابن عذاری، پیشین، ج1، ص32.

[13]- ابن عبد الحکم، پیشین، ص67 و حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار صادر 11995م، ج2، ص452.

[14]. فتوح البلدان، پیشین، ص227.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS