دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سفارشاتى چند

No image
سفارشاتى چند

سفارشاتى چند

خطاب به طلاب و روحانیون

«درجات ملکوتى انسان همانا منحصر در مراعات تقوى و پرهیزکارى در همه افعال و تروک، مراقبت از نفس و محاسبه آن، تمسک به همه احکام شرع مقدس از اداى واجبات و ترک محرمات، اتیان به مستحبات و ترک مکروهات متابعت قولى و فعلى و حالى از شریعت مطهره و سنت محمدیه و علویه و خلاصه کلام از سر تا پا متخلق به اخلاق اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) شدن است. به ویژه بى تعلقى و وارستگى از علائق دنیوى و زهد از زخارف دنیایى و توجّه به رضاى حق که مایه همه فضائل و مکارم اخلاق است. حجاب دوستى دنیا و مال و منال و جاه و مقام زنگار به دل آدمى مى زند»[51]

«کدام عاقل است نداند و نفهمد که در این زمان حاضر که حضرت حق متعال با قیام جمهورى اسلامى بر ما منّت نهاد، از بزرگ ترین وظایف ما، همانا حفظ نوامیس دین و ایمان و خدمت به شریعت اسلامى به قدر توان و ترویج احکام و نشر مسائل حلال و حرام و امر به معروف و نهى از منکر و تعظیم جماعات و شعائر و دعوت همگان به صلاح و طاعات و پیشه گرفتن قناعت و اکتفا به قدر کفاف و دورى جستن از تبذیر و اسراف است.»[52]

خطاب به هنرمندان

«مظهر زیبایى دوستى و کشش به سوى جمال، هنر است که رسالتش را هنرمند به دوش مى کشد، رسالتى که باید معنویت زیبایى و الهى را به کمال قدرت بیان داشت همگان را زا سرچشمه جمال سیراب و بهره مند سازد.

زیبایى و جمال تنها زیبایى و جمال ظاهرى نیست که ظاهر تنها منزلگهى است براى گذر به سوى جمالى معنوى و زیبایى دل انگیزتر و متعالى تر انّ الله جمیل و یحبّ الجمال. ساحت مقدس خداوندى پاکیزه تر از جسم و جسمانیت است، ولى آن زیبایى و جمال ملکوتى و معنوى است که چنین زیبایى و جمالى را در راه هنر باید جست و به همین جهت است که در هنر عالى و عرفانى انسانى نه فقط اعضا و جوارح انسان در تکاپو است بلکه دل و جان و عقیده و ایمان هم در کار است و راز و رمز هنر اسلامى، همان هنرى که دل شیفتگان هنر در شرق و غرب تمدن هاى بشرى براى آن مى تپد، پنهان در همان معنویت و حقیقت عرفانى درونى آن است که به شهود و بروز رسیده است تا هنرى که نگارش آن حکایت از هستى و زندگى آدمیش و پیوند دادن بین زیبایى و حقیقت او، همه و همه از دیدگاه اسلام دیده مى شود. هنر اسلامى (نه هنر مسلمانان) هنرى است که ناشى از اسلام و قداست و پاکیزگى و طهارت و تعالى و عروج آن بوده باشد.

اگر زیبایى ظاهرى را در هنر کافى بدانیم باید پذیراى هر گونه آلودگى و گمراهى بوده باشیم. هنر باید وسیله تعالى روحى و سیر معنوى به سوى ملکوت اعلاى خداوندى باشد، بازگوى حق و باطل حیات باشد، مایه تطهیر، تهذیب و اصلاح باشد. حیات، زندگى، عزّت و سربلندى بخشد، نه آن که سابق و کوچ دهنده به سوى مردگى، پوکى، خوارى، انحراف، خود فروختگى و اجنبى زندگى باشد.»[53]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

سید مرتضی نجومی

سید مرتضی نجومی

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS