دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صدقه

No image
صدقه

كلمات كليدي : صدقه، مال، متصدق،قصد قربت، صدقه مستحبي

نویسنده : محمدحسين بيگدلو

صدقه در لغت مالی است که به خاطر ثواب و قصد تفرّب به افراد نیازمند می‌دهند.[1] و در اصطلاح فقهی مالی است که کسی آن را مجاناً بدون عوض دنیوی به ملکیّت دربیاورد.[2] آیات و روایات زیادی بر استحباب صدقه و تشویق بر آن از ائمه رسیده است.

«و ما تُنفقوا من خیر یوف الیکم»

«و آن چه از خوبیها انفاق می‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده می‌شود.»

از روایات چند نمونه در مورد اهمیّت صدقه ذکر می‌شود.

«قال ابی عبدالله (ع): لیس شی اثقل علی الشیطان من الصدقه علی المومن و هی تقع فی ید الرّب تعالی قبل ان تقع فی ید العبد.»

«امام صادق (ع) فرموده‌اند بر شیطان چیزی سنگین‌تر از صدقه بر مومن نمی‌باشد. و صدقه قبل از آن که بدست بنده بر سد بدست خدای متعال می‌رسد.»[3]

تبیین علمی:

صدقه عقد است. احتیاج به ایجاب و قبول دارد ایجاب از طرف متصدّق و قبول از طرف متصدق علیه و شرایط صحت آن قصد قربت می‌باشد. صدقه دهنده در دادن مال به دیگری قصد رضای خدا و ثواب اخروی را بکند و این قصد تقرّب شرط صحت صدقه می‌باشد و بدون آن صدقه صحیح نیست؛ هر چند شرایط دیگر ایجاب و قبول، مانند قبض حاصل شده باشد.[4] صدقه احتیاج به قبض دارد یعنی طرف باید آن را تحویل بگیرد و قبض هم باید به اذن مالک باشد اگر صدقه گیرنده مال را تحویل نگیرد مالکش نیست و صدقه هم واقع نشده است متصدق می‌تواند رجوع کند.[5] در صدقه وقتی قبض حاصل شد متصدّق نمی‌تواند رجوع کند. در عدم رجوع فرقی نمی‌کند که به خویشاوندانش صدقه داده باشد یا به اجنبی (بیگانه). دلیل عدم رجوع این است که صدقه جنبه عبادی دارد. و دارای ثواب اخروی می‌باشد. و ثواب اخروی عوض صدقه می‌شود. بدین جهت صدقه مثل هبه معوّضه می‌شود همان طور که در هبه معوضه رجوع جایز نیست در صدقه هم رجوع جایز نیست.[6]

احکام صدقه مستحبی

1- صدقه واجب (زکات مال. زکات فطره) غیر هاشمی بر هاشمی حرام است. امّا صدقه مستحبی غیر هاشمی بر هاشمی حرام نیست و در متصدّق – بلوغ – عقل - عدم حجر (سفاهت – بی پولی) شرط است. بنابراین اگر بچّه ده ساله صدقه بدهد صحیح نیست و در متصدق علیه: کسی که صدقه را قبول می‌کند فقر، ایمان، اسلام شرط نیست صدقه بر آدم غنی، کافر ذمی، مخالف حق (سنّی) صحیح است اگر چه بیگانه باشد ولی بر ناصبی و کافر حربی اگر چه خویشاوند هم باشند دادن صدقه جایز نیست.[7]

2. صدقه مستحبی را کسی پنهانی بدهد ثواب و فضیلت آن بیشتر است. ولی اگر پنهانی دادن باعث شود که مردم او را متهّم کنند به این که اهل بخشش و کرم نیست آشکارا دادن آن فضیلت دارد. و هم چنین آشکار دادن صدقه مستحب است اگر کسی از دادن صدقه قصدش این باشد که مردم از او یاد بگیرند و تشویق و ترغیب شوند بر کمک به فقراء و نیازمندان.[8]

مقاله

نویسنده محمدحسين بيگدلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS