دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عاقله

No image
عاقله

كلمات كليدي : عاقله، عقل، ديه، قتل، جنايت خطائي، خويشان

نویسنده : هیئت تحریریه سایت پژوهه

عاقله، مونّث عاقل از مادّۀ عقل است که در زبان عربی به معنای منع، حفظ و بستن می‌باشد. و در اصطلاح فقهی، نزدیکان و خویشاوندان شخصی هستند که مرتکب قتل غیر عمد و جرح مخصوص می‌شود که بایستی دیۀ آن قتل و جرح را بپردازند. در رابطه با مفهوم عاقله که چرا خویشاوندان نزدیک شخص جانی یا قاتل را عاقله نام‌گذاری کرده‌اند چند احتمال وجود دارد:

1- عقل به معنای «منع» است و خویشاوندان نزدیک قاتل با پرداخت دیه حائل و مانع بین جانی و اولیاء دم مقتول یا مجروح می‌شوند.

2- عقل به معنای «حفظ کردن» آمده است و عاقله به کسانی گفته می‌شود که با پرداخت دیه، خاطی را از قصاص یا تعزیر حفظ می‌کنند.

3- عقل به معنای «بستن» آمده و خویشان جانی، شترها را به عنوان دیه نزد اولیاء دم برده و عقال می‌کنند یعنی زانوان آن‌ها را می‌بندند و یا این که با پرداخت دیه، زبان اولیاء دم را از تقاضای قصاص و غیره می بندند.

خویشانی که شرعاً عاقله نامیده می‌شوند؛ به ترتیب تقدم عبارتند از:

1-خویشان پدر و مادری.

2-خویشان پدری.

شرایط عاقله

1-بلوغ.

2-عقل.

3-داشتن مال.

4-مرد بودن.

5-خطایی بودن قتل.

6-عاقله بودن با بینه ثابت شده باشد نه با اقرار یا صلح با اولیاء دم.

بنابراین زنان و مجانین و افراد تنگدست و اطفال، عاقله محسوب نمی‌شوند.

کافر ذمی دیه‌اش بر عهدۀ خودش می‌باشد، اگر چه خطای محض باشد، و چنانچه خود او از عهدۀ اداء دیه برنیاید بر امام است که دیه‌اش را بپردازد.

اگر عاقله‌ای وجود نداشت یا از پرداخت دیه ناتوان بود از مال جانی پرداخت می‌شود و اگر خود او نیز مالی نداشت بر امام مسلمین است که اداء کند.

عاقله، دیه خطا را باید در مدت سه سال اداء ‌کند، هر سال یک سوّم آن، خواه دیۀ کامل باشد یا ناقص، قتل باشد یا جرح. به اجماع فقهاء، در موارد قتل یا جرح غیر عمد است که عاقله باید دیه جانی را بپردازد و در قتل یا جرح عمدی، پرداخت دیه بر عهده خود جانی است.

در علّت این‌که چرا باید دیه را خویشان شخص بپردازد، گفته شده است:

برای این‌که خویشاوندان در اعمال و رفتار خوب و بد نزدیکان خود نظارت داشته و در انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن‌ها کوتاهی ننماید.

قانون مجازات اسلامی در باب چهارم از کتاب دیات از مادۀ 306 تا 313 موضوع عاقله و افراد و شروط و وظایف قانونی آنها را بیان کرده است.

مقاله

نویسنده هیئت تحریریه سایت پژوهه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
Powered by TayaCMS