دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عزت مومن در کلام امام جواد(ع)

امام جواد (علیه السلام): «عزت مؤمن در بی نیازی او از مردم است» (موسوعه امام جواد (ع)، ج 2، ص 375)
عزت مومن در کلام امام جواد(ع)
عزت مومن در کلام امام جواد(ع)

قالَ الْجَوادُ (علیه السلام):

«عِزُّ الْمُؤْمِنِ فِی غِناه عَنِ النّاسِ»

(موسوعه امام جواد (ع)، ج 2، ص 375)

امام جواد (علیه السلام):

«عزت مؤمن در بی‌نیازی او از مردم است»

توضیح:

«غنای مومن»

خواجه انصاری، غنا را نامی برای تصرف تام که تنها در مورد خداوند محقق است، می‌داند؛ زیرا همه در تصرف اویند و صاحب اختیار همه است. قرآن کریم در آیه دیگر می‌فرماید:

«اَنْتُمْ الفقراءُ، اِلی اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنیُّ الحمید»[2]

«شما همگی نیازمند خدایید و خداست که بی‌نیاز و ستوده است.»

تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد

خلق را ورد زبان مدحت و تحسین منست

دولت فقر خدا به من ارزانی دار

کین کرامت سبب حشمت و تمکین منست

فردی نزد امام صادق ثروتمندان را ملامت می‌کرد. امام (ع) بر او عتاب نمود و فرمود:

«اگر ثروتمند به نزدیکانش برسد و برادرانش را دریابد، خدای متعال پاداش آن را دو چندان خواهد کرد»[3]

درجات غنا

درجه اول؛ غنای قلب است در وابسته نبودن به اسباب و رام شدن در برابر فرمان حق که با افزودن خواهی به نبرد با فرمان حق نپردازد و به هیچ وجه با کسی دشمنی ننماید و هیچ کسی جز خدا را موثر نداند.

درجه دوم؛ غنای از نفس است، چون نفس از قلب تاثیر پذیر است. لذا نفس به مرحله اطمینان و اطاعت محض از قلب می‌رسد و خود را از خشم و ناخشنودی باز می‌دارد.

درجه سوم؛ غنا به حق است به این معنی که انسان این حقیقت را دریابد، که مذکور خدا است و وقتی بفهمد که خدا او را از وجود و موجودیت از یاد نبرده است، چگونه بنده، حق را فراموش کند؟

لذا سالک باید در برابر خدا احساس نیاز کند و در مقابل خلق خود را بی‌نیاز ببیند و امام جواد (ع) می‌فرماید:

«عزت مؤمن در بی‌نیازی از مردم است یعنی فقیر الی الله باشد و غنای از مردم»

  • [1] . ضحی، 8-6.
  • [2] . فاطر، 15.
  • [3] .راه و رسم منزلها، ص 438.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS