دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غفلت

من درسراه مستقیم تو، در کمین آنها می نشینم. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
غفلت
غفلت

قال الله تعالی :

…لأقعدنّ لهم صراطک المستقیم

سوره اعراف /آیه 16

من درسراه مستقیم تو، در کمین آنها می نشینم.

توضیح:

غفلت

در فنّ اخلاق، غفلت به عنوان «مانع»، و بیداری به عنوان «شرط لازم» تهذیب نفس و سیر و سلوک شمرده شده است. مقدمه واجب سیر و سلوک آن است که انسان توجه کند که «ناقص» است و باید «کامل» شود و «مسافر» است و به زاد و راحله و راهنمانیاز دارد و بدیهی است که اگر کسی غافل باشد و نداند مسافر است، در جای خود می‌ماند، چنانکه جناب مصلح‌الدین سعدی گفته است: «حَرم در پیش است وحرامی در پس؛ اگر رفتی، بُردی و اگر خفتی، مُردی»[1].

کسی که عازم سفر است اگر نداند که مسافر است و حرامی و راهزن در کمین اوست، اگر بخوابد، یقیناً گرفتار غارت راهزنان خواهد شد و اگر نخوابد و حرکت کند، به مقصد می‌رسد. شیطان صریحاً گفت من در کمینم: ﴿لأقعدنّ لهم صراطک المستقیم﴾[2]. کسی که بداند مسافر است، قهراً به فکر حرکت است و اگر مسافر به فکر حرکت باشد، به فکر تحصیل زاد و توشه مطابق با مسیر و مقصد خواهد بود.

در تعبیرات دینی از کسانی که اهل سیر و سلوک نیستند به عنوان «خوابیده» یا «مست» یاد می‌شود. مست کسی است که «مِی» عقلش را پوشانده است و بنابراین، جوانی و یا مقام و غرور و مال هم از آن جهت که چهره عقل را می‌پوشاند و نمی‌گذارد انسان بیدار شود و حرکت کند مست کننده است.

به هر تقدیر، کسی که نداند «ناقص» است و کاملی باید او را تکمیل کند و یا نداند «نیازمند» است و بی نیازی باید نیازش را رفع کند و یا نداند «مسافر» است و باید حرکت کند، او در خواب است و سهمی از اخلاق ندارد و در حالت خواب هم می‌میرد و در همان حال او را به جایی که نمی‌خواهد، می‌برند؛ چون حرکت ضروری و یقینی است: ﴿وما جعلنا لبشر من قبلک الخلد أفَائِنْ متّ فهم الخالدون﴾[3]؛ هیچ کس در نشئه طبیعت، آرام نیست و نمی‌آرمد؛ زیرا دنیا آرامگاه نیست؛ چنانکه برزخ و قبر نیز آرامگاه نیست. این که در چهره سنگ قبر، نوشته می‌شود: «آرامگاه» بر اساس نسبت برزخ به دنیاست و گرنه قبر یا برزخ نیز نسبت به قیامت، آرامگاه نیست، اگر چه برزخیان تلاش اهل طبیعت و دنیا را پشت سر گذاشته‌اند؛ ولی در جوش و خروشند تا به «دار القرار» اَمن و مطلق که بهشت است برسند. در حقیقت بهشت آرامگاه است.

در مناجات شعبانیه نیز در باره بیداری از خواب غفلت آمده است: «إلهی لم یکن لی حول فأنتقل به عن معصیتک إلاّ فی وقت اَیقظتنی لمحبّتک»[4]؛ خدایا! من غافل بودم و هیچ توفیقِ حرکت نداشتم مگر آنگاه که تو مرا بیدار کردی؛ اما برای این بیداری، تلاش و کوشش لازم است. صدای انبیا وقتی به گوش کسی برسد، او را بیدار می‌کند؛ حتی اگر خوابیده باشد و انبیا هم آمده‌اند تا مردم خوابیده را بیدار کنند، ولی اگر خواب کسی، سنگین باشد، صدای انبیا هم چنین انسان خوابیده را بیدار نمی‌کند. از این رو ذات اقدس خداوند به رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) می‌فرماید: ﴿وماأنت بمُسْمِعٍ مَنْ فی القبور﴾[5]؛ کسی که مرده یا خوابیده است سخن تو را نمی‌شنود تا زنده یا بیدار شود.

اما اگر کسی بیدار شود، می‌فهمد باید حرکت کند و اگر حرکت نکند و دو لحظه در یک حال بماند، مغبون است. پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمودند: «من استوی یوماه فهو مغبون»[6]؛ اگر کسی دو روزش یکسان باشد، گرفتار غبن و زیان است؛ منظور از «روز» هم شبانه روز یا روز در مقابل شب نیست. بنابراین، اگر کسی دو ساعت و حتی دو لحظه‌اش یکسان باشد، ضرر کرده است؛ زیرا عمر خود را داده و چیزی در مقابل آن نگرفته است، ولی اگر دائماً به یاد حق باشد، چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: ﴿واذکر ربّک فی نفسک تضرّعاً وخیفة ودون الجهر من القول بالغدوّ والاصال ولا تکن من الغافلین﴾[7]، حتی دو دقیقه یا دو لحظه‌اش نیز، همسان نیست و او هر لحظه به ذات اقدس اله نزدیکتر می‌شود و می‌فهمد که هر مرتبه‌ای نسبت به مرتبه آینده، نقص و هر مرتبه آینده نسبت به گذشته کمال است. از این رو گفته‌اند: «حسنات الأبرار سیئات المقربین»[8]بنابراین، اولین شرط برای سیر و سلوک، بیداری است. پس از بیداری و عزم بر حرکت انسان سالک در می‌یابد که برای حرکت، زاد و توشه، مرکب، راهنما و شناخت لازم است.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/ص23
    پی نوشت:
  • [1] ـ گلستان، باب دوم، حکایت 11.
  • [2] ـ سوره اعراف، آیه 16.
  • [3] ـ سوره انبیاء، آیه 34.
  • [4] ـ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیّه.
  • [5] ـ سوره فاطر، آیه 22.
  • [6] ـ بحار، ج 68، ص 173.
  • [7] ـ سوره اعراف، آیه 205.
  • [8] ـ بحار، ج 25، ص 205.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
Powered by TayaCMS