دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غیبت و حضور

No image
غیبت و حضور

غیبت‌یعنى حالت بى‌خبرى از خلق که احیانا به عارف دست مى‌دهد. در آن حال عارف از خود و اطراف خود بى‌خبر است. عارف از آن جهت ازخود بى‌خبر مى‌شود که حضورش در نزد پروردگار است، و زبان حالش این است:

نه آن چنان به تو مشغولم اى بهشتى روى که یاد خویشتنم در ضمیر مى‌آید.

ممکن است در این حال، یعنى حال حضور در نزد پروردگار و غیبت از خود و اطراف خود حوادث مهمى در اطراف رخ دهد و او آگاه نگردد.

عرفا در این زمینه قصه‌هاى افسانه مانندى نقل مى‌کنند. قشیرى مى‌نویسد که آغاز کار ابو حفص حداد نیشابورى که منجر به ترک حرفه آهنگرى گشت این شد که در دکانش نشسته و مشغول کارش بود، شخصى آیه‌اى از قرآن مجید تلاوت کرد، حالتى بر قلبش مستولى شد که از احساس خود «بى‌خبر»گشت، بدون توجه دست برد آهن گداخته رابا دستش از کوره خارج کرد، شاگردش فریاد کشید که چه مى‌کنى؟ ابوحفض به خود آمد و از آن پس این شغل را رها کرد.

هم او مى‌نویسد: شبلى وارد بر جنید شد در حالى که همسر جنید نشسته بود. هسمر جنید خواست ‌حرکت کند و برود، جنید گفت: شبلى در حالى است که از تو بى خبر است، بنشین. همسر جنید نشست. جنید مدتى با شبلى سخن گفت تا کم کم شبلى شروع کرد به گریه. جنید به همسرش گفت اکنون خود را مستور ساز که شبلى در حال به خود آمدن است.

حافظ می‌گوید:

چو هر «خیر» که شنیدم رهى به حیرت داشت

از این سپس من و ساقى و وضع «بى خبرى‌»

و نیز گوید:

حضورى گرهمى خواهى ازاو غایب مشو حافظ

متى ما تلق ماتهوى دع الدنیا و اهملها

عرفا حالى را که به اولیاء الله در حال نماز دست مى‌داد که از خود و اطراف خود به کلى بى‌خبر مى‌ماندند به همین نحو تفسیر مى‌کنند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS