دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرشتگان و دعا برای روزه‌دار

خداوند عدّه ای از فرشتگان را مأمور کرده است تا برای روزه داران دعا کنند (برگرفته ازحکمت عبادات: آیت الله جوادی آملی)
فرشتگان و دعا برای روزه‌دار
فرشتگان و دعا برای روزه‌دار

فرشتگان و دعا برای روزه‌دار

فرشتگان موکلند که برای روزه‌داران دعا کنند: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "إنّ الله تبارک وتعالی وکلّ ملائکةً بالدّعاء للصّائمین وقال: أخبرنى جبرئیل علیه‌السلام عن ربه تعالی ذکره أنّه قال: ما أمرتُ ملائکتى بالدّعاء لأحدٍ من خلْقى إلا استجبتُ لهم فیه"[1]خداوند عدّه‌ای از فرشتگان را مأمور کرده است تا برای روزه‌داران دعا کنند.و جبرئیل خبر داد که پروردگار می‌فرماید: هرگز فرشتگانم را امر به دعا نکردم جز آنکه دعای آنان را مستجاب نمودم. دعای فرشته برای انسان، درخواست خیر و خوبی برای وی است.

تو فرشته شوی از جهد کنی از پی آنک برگ توت است کنندش اطلس[2]
در این عالم اگر برگ توت را حریر می‌کنند و کرم می‌تواند از برگ توت، پرنیان درست کند، انسان را هم می‌شود فرشته کرد، رشد چنان میسّر است که کرم ابریشم، از برگ توت پرنیان می سازد!

قرآن کریم می‌فرماید: در بهشت فرشهایی وجود دارد که آستر آن، پرنیان است. حال خدا می‌داند رویه‌ی‌ این فرشها چیست؟ چون فرش آستری دارد که روی زمین می‌افتد و رویه‌ای که انسان روی آن می‌نشیند. فرش بهشت هم آستری دارد و رویه‌ای. "متکئین علی فُرشٍ بطائنها من استبرق"[3]آسترش استبرق و حریر و پرنیان ارزنده است. امّا ظاهر آن فرش چیست؟ چون بیش از حریر و بالاتر از پرنیان چیزی در عالم طبیعت نیست که ما را به آن تشویق کنند. لذا نفرمود، ظاهر و رویه آن چیست! بایستی رفت و دید.

فرشهایی که باطنش حریر است، حریری که کرم ابریشم آن را نتنیده؛ بلکه نماز و روزه آن را بافته است. حریری را که کرم ابریشم بتند، کرم دیگری می‌تواند صدمه بزند؛ اما فرشی را که نماز و روزه ببافد، دیگر آسیب نمی‌بیند. البته این فرش از لذایذ جسمانی بهشت است. اما آن "جنّة اللقاء" که به حساب نمی‌آید، باطن روزه است که فرمود: "الصّوم لى وأنا أجزى به"[4]. آنچه را فرشتگان برای روزه‌داران مسئلت می‌کنند، باطن روزه است.

قرآن در مورد فرشتگان می‌فرماید: "وما منّا إلاّ له مقام معلومٌ[5]"هر فرشته درجه‌ای دارد فرشته‌ای که موکّل است برای بندگان مخلص روزه‌دار دعا کند، غیر از فرشته‌ای است که برای دعا به غیر روزه‌داران موکّل می‌شود. درجات فرشتگان و دعاهای آنها هم تفاوت دارد.

تا چه اندازه ما به باطن روزه می‌پردازیم که نه تنها ظاهرمان روزه بگیرد و چیزی نخوریم و نیاشامیم؛ بلکه سرّ و درون ما هم روزه بگیرد؟ نگذاریم خاطره‌ای در دل خطور کند که خدا نمی‌پسندد. مبادا در دلْ بد کسی را بخواهیم. چنین نیست که اگر خاطرات در دل عبور کرد، خدای سبحان نداند یا دل انسان تیره نشود.
روزه‌ی‌ عوام، خواص و اخص با هم متفاوت است. اگر ما روزه گرفتیم و به این فکر بودیم که، خدای ناکرده، کسی را برنجانیم یا به مقام و جاهی برسیم یا نتوانستیم خود را آماده کنیم که اگر به جاه رسیدیم، تفاوتی برای ما نداشته باشد، باطن ما روزه نگرفته است و چون باطن روزه نگرفته به باطن روزه نرسیده‌ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل (سلام‌الله علیه) به من خبر داد، که خدای سبحان فرموده، من فرشتگان را برای دعای احدی موکّل نکردم، جز آنکه دعای آنان را مستجاب می‌کنم. به همین جهت، فرشتگان را موکل فرمود، برای روزه‌داران دعا کنند[6].

    منبع: کتاب حکمت عبادات ،تألیف آیت الله جوادی آملی
    پی نوشت:
  • [1] .روضة المتقین، ج 3، ص 228.
  • [2] .دیوان سنایی.
  • [3] .سوره‌ی‌ الرحمن، آیه‌ی‌ 54. (بهشتیان بر بسترهایی که آستر آن از ابریشم درشت‌بافت است تکیه زنند).
  • [4] .روضة المتقین، ج 3، ص 225.
  • [5] .سوره‌ی‌ صافات، آیه‌ی‌ 164.
  • [6] .روضة المتقین، ج 3، ص 228

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS