دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرض Lend

No image
قرض Lend

كلمات كليدي : قرض، وام، قرض الحسنه، استقراض، اداي دين، غارم

نویسنده : هیئت تحریریه سایت پژوهه

قرض- که در فارسی به آن وام گفته می‌شود- کلمه‌ای عربی و‌در لغت به معنی قطع کردن و بریدن است، وبه قیچی از این نظر که چیزی را قطع می‌کند مقراض می‌گویند.

علت نام گذاری این واژه به قرض این است که انسان با قرض مقداری از پول را از خود دور می‌کند.

در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران (ماده 648) قرض چنین تعریف شده است:

«قرض عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مقدار معینی از مال خود را برطرف دیگر تملیک می‌کند که طرف مزبور، مثل آن را از حیث مقدار و جنس در وصف، رد نماید و در صورت تغدّر رد مثل قیمت یوم الرّد را بدهد»

قبل از ظهور اسلام قرض در میان مردم معمول بوده است اما فردی که قرض می‌داد معمولاً ار مفروض بیشتری مقدار می‌کرد و یا از او هدیه می‌گرفت و گاه حتی مقروضین را بَرده و بنده خود می‌دانست.

قرآن کریم با توصیف قرض به «حسنه » آن سیستم قرضی را مطرود و کیفیت آن را به گونه‌ای دیگر بیان داشت.

کیفیت قرض‌الحسنه از دیدگاه آیات و روایات:

1-قرض باید با نیت پاک و خلوص و برای نزدیکی به خدا باشد. از این رو در کنار نماز و زکات آمده است:

« وَ أَقِیمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوةَ وَ أَقْرِضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَ مَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا »

«نماز بگذارید و زکات بدهید و به خدا قرض‌الحسنه بدهید و هر چیزی را که برای خود پیشاپیش بفرستید پاداش آن بزرگ‌تر است.»

2- قرض باید بدون نفع و سود باشد، چه در این صورت ربوی بوده و حرام خواهد بود.

روایات قرض گرفتن بدون نیاز و اضطرار را ناپسند می‌دانند چرا که برخلاف منش و عزت نفس انسانی است. چون فرد مقروض خود را در مقابل طلبکار کوچک می‌بیند علاوه بر این، آسایش روحی و تمرکز فکر خود را از دست خواهد داد.

چنان که حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«ایاکم والدین فانه مذلّة بالنهار و مهمةباللیل»[1]

«بپرهیزید از قرض که آن موجب ذلت در روز و غم و ناراحتی در شب است »

و بالاتر از آن پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«از قرض گرفتن بپرهیزید چون موجب خواری دین می‌شود»[2]

اما در مواردی که شخص چاره‌ای نداشته باشد و اگر قرض نکند گرفتاری بیشتری متوجه او خواهد شد، مجاز به استقراض می‌باشد: امام کاظم (ع) فرمود:

« کسی که کوشش برای امور زندگی کند، راه به جائی نبرد طلب قرض کند، آن چنان که بر دین خدا و رسولش باشد»[3]

ثواب قرض دادن

و از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده که فرمودند:

«هر کس به برادر مسلمانش قرض بدهد برای هر درهمی به اندازه کوه اُحد و رضوی و طور خداوند به او حَسَنه و پاداش می‌دهد و اگر در موقع مطالبه قرض با او مهربانی کند و مهلت دهد بر پل صراط مثل برق درخشنده عبور می‌کند بدون این که حساب و عذابی در کار باشد.»

و هر کس که برادر مسلمانش از وضع معیشت خود در نزد وی شکایت کند و او قرضش ندهد خداوند در روزی که به نیکوکاران پاداش می‌دهد. بهشت را بر او حرام خواهد کرد»[4]

پرداخت قرض

واجب است شخص مدیون در موقع مقرر ادای دین نموده قرض را پرداخت نماید.

امام باقر (ع) می‌فرماید:

«کل ذنب یکفره القتل فی سبیل الله الا الدین لاکفارة له الا ادائه»

«تمام گناهان شهید عفو می‌شود مگر بدهی‌های او که کفاره‌ای جز پرداخت ندارد»[5]

امام صادق (ع) از پدرش از عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب، روایت کرده که رسول خدا (ص) فرمود: خدا با وامدار است تا این که وام خود را بپردازد، مگر این که آن وام جهت کارى باشد که به نزد خداوند ناپسند باشد، و چون عبداللَّه این سخن را از رسول خدا (ص) شنید به کنیز خود گفت: برو و وامى برایمان بستان، که من دوست ندارم شبى بخسبم و خدا با من نباشد.

موسى بن بکیر گوید: امام کاظم (ع) به من فرمود: هر که روزى حلال را از راه کسب و کار دنبال کند که به مصرف خانواده برساند به منزله کسى است که در راه خدا جهاد کند و اگر نتوانست مى‌تواند به قدر نیازش به عهده خدا و پیغمبرش وام بستاند و در صورتى که از عهده پرداخت آن نیاید تا مرگش فرا رسد بر امام مسلمین است که بدهیش را بپردازد و اگر او نپرداخت گناهش به گردن وى خواهد بود که خداوند مى‌فرماید:

«انما الصدقات للفقراء و المساکین ... و الغارمین»

و چنین کسى مصداق غارم است.

مقاله

نویسنده هیئت تحریریه سایت پژوهه
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و مؤول بیان می‌شود.
No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
Powered by TayaCMS