دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مستعلیه (مستعلویه)

No image
مستعلیه (مستعلویه)

نویسنده : علي محمد سرلك

كلمات كليدي : فرق تشيع، اسماعيليه، مستعليه، مستعلويه، حافظيه، طيبيه

پیدایش

بعد از شهادت امام صادق(ع)، گروهی از شیعیان که به «اسماعیلیه خالصه» معروف شدند، مدعی بودند که اسماعیل فرزند بزرگ امام، در زمان حیات پدر بزرگوارشان نمرده بلکه زنده است و خبر انتشار مرگ او برای فریب دشمنان بوده و او در غیبت بسر می­برد و روزی به عنوان قائم باز خواهد گشت. گروهی نیز که « مبارکیه» خوانده می­شدند، وفات اسماعیل را پذیرفتند؛ اما امامت را حق فرزند او، محمد، می­دانستند. با مرگ محمد بن اسماعیل، پیروان این فرقه خود به دو گروه تقسیم شدند؛ قرامطه، که می­گفتند: او هفتمین و آخرین امام است و همان مهدی موعود می­باشد و روزی باز خواهد گشت. گروه دوم که بعدها خلافت فاطمیان را بنیان نهادند، مرگ او را پذیرفته و امامت را در فرزندان او دانستند.[1] فاطمیان امامان را به دو قسم ظاهر و مستور تقسیم می­کنند که پس از هفت امام نخست (از علی(ع) تا محمد بن اسماعیل) نوبت به امامان مستور می­رسد که بطور مخفیانه مردم را به آیین اسماعیلی دعوت می­کردند. آخرین امام در سلسله امامان مستور، المهدی بالله است که امامت خود را آشکار کرد و دوره امامان ظاهر فرا رسید.[2] المهدی در 297 هـ ق حکومت فاطمیان را در قیروان (شمال آفریقا) بنیان نهاد.[3]

با مرگ هشتمین امام ظاهر المستنصر بالله در سال 487 هـ ق، افضل، وزیر مقتدر وی، برای حفظ موقعیت خویش، نزار فرزند ارشد مستنصر و ولیعهد وی را از خلافت محروم و جوانترین برادر وی مستعلی را جایگزین او ساخت. این کار سبب تفرقه درمیان فاطمیان و انشعاب آنان به دو فرقه نزاریه و مستعلویه شد.[4] اکثر اسماعیلیان مصر و تمامی جماعت اسماعیلی یمن و گجرات و بسیاری از اسماعیلیان شام امامت مستعلی را پذیرفتند.[5]

تحولات

تا سال 524 هـ ق اسماعیلیان مستعلوی مصر، شام، یمین و جاهای دیگر گروه واحدی را که از نزاریه متمایز بودند تشکیل می­دادند. تا این زمان مستعلویان دو خلیفه فاطمی را که مستعلی و آمر باشند به امامت خود پذیرفته بودند. اما حوادثی که به دنبال مرگ آمر در 524 هـ ق رخ داد، و نیز ادعای امامت حافظ، پسر عمو و جانشین آمر در دولت فاطمی، شکاف جدیدی در جماعت مستعلوی ایجاد کرد و آنان را به دو گروه حافظیه و طیبیه تقسیم نمود.

حافظیه که به مجیدیه نیز معروف بودند حافظ و خلفای فاطمی بعدی را پس از آمر به امامت شناختند. آنها که قدرت را در قاهره به دست گرفته بودند، بیشتر اسماعیلیان مصر و شام را با خود همراه کردند و در یمن نیز پشتیبانانی پیدا کرد؛ اما حافظیه مدت زمان زیادی بعد از سقوط خلافت فاطمی در 567 هـ ق باقی نماندند.

طیبیه که در ابتدا آمریه نامیده می­شدند، کودک نوزاد امر را که طیب نام داشت به جانشینی آمر به امامت شناختند (البته برخی در اینکه آمر فرزندی بنام طیب داشته تشکیک کرده و وجود این فرزند را انکار می­کنند)[6] و ادعای حافظ و جانشینان او در سلسله فاطمی را بر امامت رد کردند. در آغاز، دعوت طیبی را عده قلیلی از مستعلویان مصر و شام و جمع کثیری از اسماعیلیان یمن پذیرا شدند و در آنجا سلاطین صلیحی رسما به حقانیت ادعای طیب قائل گشتند. اندک زمانی بعد، با استقرار دعوت مستقل طیبی به ریاست یک داعی مطلق در یمن آن سرزمین سنگر و پایگاه اصلی طیبیه شد. داعیان طیبی به مرور زمان موفق شدند پیروان زیادی در هند غربی، در میان بهره­های گجرات، و در جاهای دیگر پیدا کنند که عده­ای از آنها قبلا به کیش اسماعیلی در آمده بودند.

طیبی­ها که سنتهای اسماعیلیان فاطمی را در زمینه معتقدات دقیقا حفظ کردند، تاریخ خود در دوره اسلامی را به دوره­های متوالی ستر (پنهان بودن) و کشف (ظاهر بودن) (با توجه به پنهان بودن و یا حاضر بودن امامان از چشم پیروانشان) تقسیم می­کنند. نخستین دوره ستر که منطبق با دوره اسماعیلیه قدیم است با ظهور عبیدالله المهدی در شمال آفریقا به پایان رسید. به دنبال آن یک دوره ظهور آغاز شد که تا اختفای بیست و یکمین امام طیبی، یعنی طیب، ادامه یافت. استتار طیب دوره ستر دیگری را در تاریخ اسماعیلیه طیبی آغاز کرد که تا روزگار ما ادامه دارد؛ چرا که طیب و جانشینان او از انظار پیروانشان پنهان مانده­اند. این دوره ستر ادامه خواهد یافت تا اینکه امامی از فرزندان طیب ظهور کند. پایگاه مرکزی اسماعیلیه طیبی در یمن مستقر شد و در آنجا دعوت طیبی، تحت نظارت و رهبری کلی یک داعی قدرتمند که داعی مطلق نامیده می­شود و در غیاب امام همه امور دعوت و مردم را رسیدگی می­کند، قرار گرفت. این دوره در تاریخ مستعلویان طیبی خود به دو بخش یمنی و هندی تقسیم می­شود؛ در دوره یمنی که از 526 هـ ق تا حدود 999 هـ ق ادامه دارد، طیبی­ها وحدت خود را حفظ کردند و موفق شدند پیروان زیادی در غرب هند به دست آورند. اما در دوره هندی که با اختلاف بر سر مقام داعی مطلق آغاز می­شود، طیبیان به دو گروه اکثریت داودی به رهبری داود بن قطب شاه و اقلیت سلیمانی به رهبری سلیمان بن حسن تقسیم شدند و هند مقر داعی مطلق داودی و یمن نیز مقر داعی مطلق سلیمانی شد.[7] به علت آنکه بیشتر طیبیان هند را تاجرانی تشکیل می­دادند که به آنان بهره می­گفتند، امروزه طیبیان داودی به این نام نیر خوانده می­شوند.[8]

در زمینه اصول عقاید و تفکر مستعلویان طیبی باید گفت که ایشان ادامه دهنده تعالیم و سنن اسماعیلی فاطمی بوده­اند. آنان مجموعه­ای بزرگ از کتب و رسائل خطی را که از عهد فاطمی بر جای مانده بود و به « الخزانة المکنونة» شهرت داشت را حفظ نمودند و از قرن 10 هـ­ق به تدریج این میراث را به گجرات نیز انتقال دادند. مستعلویان طیبی همانند اسماعیلیان فاطمی برای ظاهر و باطن دین و احکام شرعی اهمیت یکسانی قائل بوده­اند.[9]

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

اصل در فاعل

این نوشتار به بررسی چند اصل در فاعل پرداخته و در ضمن هر اصل از امکان مخالفت با آن و موارد مخالفت در صورت امکان، بحث می‌کند.
No image

ادات تحضیض

"تحضیض" مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "حضّ" و در لغت به معنای تشویق و ترغیب به همراه مبالغه و تأکید در آن است. در اصطلاح نحو "تحضیض" عبارت است از ترغیب قوی و شدید بر انجام یا ترک عملی و "ادات تحضیض"، حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند.
Powered by TayaCMS