دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشرب عرفانى

No image
مشرب عرفانى

مشرب عرفانى

شیخ حسنعلى اصفهانى از عارفانى است که شیوه او همان روش امامان معصوم(علیهم السلام) بوده است.

وجود او سرشار از عشق به ولایت بود و هیچ گاه از مسیر آنها جدا نشد. او بیشتر عمر خویش را در نجف اشرف و بعد، از آن در کنار حرم شریف رضوى گذراند و تا آخرین لحظات عمر خود، ذکر على بر لب داشت چنانکه در هنگام مرگ، زبانش به نام مقدّس مولى گویا بود. وى شرط ورود به مباحث عرفانى و مکاشفات را آشنایى با اخبار ائمه(علیهم السلام)مى دانست و سیر در این مسیر را بدون این مقدّمه ضرورى، غیر ممکن مى دانست. آیت الله سیّد شهاب الدّین مرعشى نجفى در این باره مى نویسد:

«توسّمت حیاة شیخنا المترجم له بالزّهد و العزوب عن الدّنیا و المواظبة التّامة على تهذیب النّفس و الرّیاضات المشروعة و انواع من العبادات و الطّاعات الواردة فى أحادیث أهل البیت(علیهم السلام). کان یحیى لیالى الجمعه بالنوافل و القیام مندَالسّنة السّابعة.»[9]

زندگى شیخ صاحب ترجمه ما شناخته مى شود به زهد و کناره گیرى از دنیا و مواظبت و مراقبه تام بر تهذیب نفس و ریاضت هاى مشروع و انواع عبادات و طاعت هایى که در احادیث أهل بیت(علیهم السلام) وارد شده است. او شب هاى جمعه از هفت سالگى تا هنگام وفاتش به انجام نوافل و نماز، احیا برپا مى کرد».

شیخ حسنعلى درباره راه و روش عرفانى خود در جواب نامه یکى از سادات دزفول مى نویسد:

«عرض مى شود به تمام احبّاء اظهار فرمایید که طریقه ى فلانى غیر از طریقى است که شنیده اید، همه بدانید که طریقه ى حقیر، طریقى است که تمام مطالب شرع را نهایت اهتمام است خلاف باقى طرق که به مطالب شرعیه خیلى بى اعتنا هستند. در طریقه ى حقیر، خصوصاً نماز خیلى مورد توجّه است که هرچه زحمت و توجّه است، به نماز معطوف دارید.

و اعلموا رحمکم الله انّ مدار الامور یدور على ثلثه اشیاء: التّسهر و اکل الحلال و التوّجه فى الصّلاة و حضور القلب فیه بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ى ما بر سه چیز است شب زنده دارى، لقمه ى حلال و توجّه به نماز، بویژه نماز اوّل وقت و حضور قلب در آن[10]».

او در جاى دیگرى مى فرماید:

«روح طریقه ى حقیر، توجّه به نماز و معانى و نکات آن درجه به درجه است یعنى اشخاصى که مایل به طریقه ى حقیر هستند، اوّل باید معانى صورى نماز را بفهمند بعد تأویلاتى که ]در مباحث قبل [عرض شد و بعد نکاتى دیگر، به همان نحو که مولانا الصّادق(علیه السلام) در کلمه ایّاک نعبد کررّها حتّى غشى علیه یعنى آن قدر تکرار فرمودند که حال بیهوشى به آن حضرت دست داد نه این که بى اعتنایى به احکام شرع باشد و تمام توجّه به اذکار معطوف گردد. حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود. حقیر طالب این مقام و سالک این راه بوده و بستگان این حقیر را نیز اعلام کنید که حقیقت را که ما در طلب آنیم، باید از شریعت تحصیل کنیم به همان نحو که ائمه(علیهم السلام)رفتار نمودند[11]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS