دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مهلتی که هرگز داده نمی‌شود

No image
مهلتی که هرگز داده نمی‌شود

چرا خداوند به مهلت خواهی ظالمان برای جبران اشتباهات خود پاسخ مثبت نداد؟ قرآن حکیم در آیات 44 و 45 سوره ابراهیم می‌فرماید: « و مردم را از روزى که عذاب الهى به سراغشان مى‌آید بترسان. آن روز که ظالمان مى‌گویند: پروردگارا! مدّت کوتاهى ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروى کنیم. امّا پاسخ مى‌شنوند: مگر قبلًا سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایى براى شما نیست؟ آرى شما بودید که در منازل و کاخ هاى کسانى که به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید و براى شما آشکار شد چگونه با آنان رفتار کردیم و براى شما مثل‌ها از سرگذشت پیشینیان زدیم باز هم بیدار نشدید. تاریخ بشر گواهی می‌دهد در روی زمین، ملت‌هایی می‌زیسته‌اند که از نظر شرایط و امکانات زندگی در حد بسیار بالایی بودند. آنان به جای این که در برابر این نعمت‌ها سپاسگزار باشند و هر نعمتی را در جای خود مصرف کنند از این نعمت‌ها سوء استفاده کرده و سرانجام عمری را به فساد و تبهکاری سپری می‌کنند.قرآن در برخی از آیات نوع کیفرها را بیان می‌کند؛ از آن جمله در آیه 40 سوره عنکبوت می‌فرماید: گروهی را سنگباران و گروهی را با صیحه آسمانی نابود کردیم. گروهی را زمین به کام خود فرو برد و گروهی را در دریا غرق کردیم. آیاتی که بیانگر کیفربینی اقوام پیشین است فزون تر از آن است که در اینجا منعکس شود. اندیشه عبرت گیری از حوادث ایجاب می‌کرد که ملت‌های بعدی با چشم و گوش باز به تاریخ اقوام پیشین بنگرند و از آن‌ها درس عبرت بگیرند و از تبهکاری و فساد اجتناب ورزند اما متأسفانه بسیاری از ملت‌ها که غرق در فساد بودند، از تاریخ درس عبرت نگرفته و به تبهکاری خود ادامه می‌دادند. آن گاه که عذاب الهی آن‌ها را در این جهان فراگرفت، دچار ندامت و پشیمانی مقطعی شدند و به راز و نیاز پرداخته و از خدا خواستند آنان را مهلت دیگری بدهد تا دعوت انبیاء را بپذیرند و گرد گناه نگردند.این حقیقت در این آیه آمده است: در چنین هنگامی، دو پاسخ به آن‌ها داده می‌شد: اول آن که مگر شما همان‌ها نبودید که برای قدرت و مکنت خود زوالی نمی‌اندیشیدید و سوگند یاد می‌کردید که بر اریکه قدرت و استمرار فساد باقی خواهید بود؟ دوم این که آیا شما نبودید که در خانه‌های ستمگران پیشین که به عذاب الهی هلاک شده بودند سکنی می‌گزیدید؟ چرا از این منازل و منازل خالی از صاحبان خویش عبرت نگرفتید؟ با توجه به این دو پاسخ محکم و استوار، خدا حال ملت‌های پسین را که عذاب الهی را دیدند و مهلت خواستند ولی پاسخ منفی شنیدند و سرانجام نابود شدند، به احوال ملت‌های پیشین تشبیه می‌کند که آنان نیز در عین قدرت و مکنت، غرق فساد بودند و هنگام نزول عذاب، خواهان مهلت شدند ولی پاسخ مثبت به آنان داده نشد.در اینجا سؤالی مطرح است: چرا به مهلت خواهی آنان پاسخ مثبت داده نشد در حالی که بر خدای رحیم شایسته بود به آنان مهلت دهد تا راه اصلاح را در پیش گیرند.پاسخ این سؤال روشن است. این نوع اظهار ندامت و پشیمانی و درخواست مهلت برای قرار گرفتن در ردیف صالحان یک امر مقطعی است، یعنی شرایط زندگی حکم می‌کند که پشیمانی رخ دهد تا از این طریق نجات یابند ولی اگر شرایط دگرگون گردد و عذاب الهی به رحمت تبدیل شود، افراد فرومایه به همان زندگی پیشین بازمی گردند و پیام‌های الهی را فراموش می‌کنند.حتی این گروه در آخرت نیز درخواست چنین مهلتی و به تعبیر بهتر تقاضای بازگشت به دنیا را مطرح می‌کنند ولی قرآن یادآور می‌شود که اگر این گروه گنهکار به زندگی دنیوی بازگردند باز از کارهای زشت خود دست برنمی دارند، چنان که در آیه 28 سوره انعام می‌فرماید اگر روزی به زندگی دنیوی بازگردند باز به آنچه از آن نهی شده‌اند بازگشت می‌کنند و به آن‌ها دروغ می‌گویند. و شیطان هنگامی که کار تمام می‌شود و می‌گوید: خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده باطل دادم و تخلف کردم. من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما نیز دعوت مرا پذیرفتید. بنابراین مرا سرزنش نکنید بلکه خود را سرزنش کنید. نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرکی که شما درباره خود از قبل داشتید و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید بیزارم و کافرم. مسلماً ستمکاران عذاب دردناکی دارند. (سوره ابراهیم آیه 21 و 22) مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‌آید، بترسان ! آن روز ظالمان می‌گویند: پروردگارا ! مدت کوتاهی به ما مهلت بده تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم.اما پاسخ می‌شنوند که: مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟! آری شما بودید که در منازل کسانی که به خویشتن ستم کردند ساکن شدید و برای شما آشکار شد چگونه با آنان رفتار کردیم! و برای شما، مثلهائی از سرگذشت پیشینیان زدیم باز هم بیدار نشدید! آنها نهایت مکر و نیرنگ خود را زدند و همه مکرها و توطئه‌هایشان نزد خداوند آشکار است هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‌ها را از جا بر کند. پس گمان مبر که خدا وعده‌ای که به پیامبرانش داده است را تخلف کند چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است. در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمانها به آسمانهای دیگری مبدل می‌شوند و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار، ظاهر می‌گردند. و در آن روز، مجرمان را با غل و زنجیر می‌بینی که لباسهایشان از قطران ماده چسبنده بدبوی قابل اشتعال است و صورتشان را آتش می‌پوشاند. (سوره ابراهیم آیه 44 تا 50).

 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS