دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وحدت و فنا

No image
وحدت و فنا

سالک، وقتى از مرتبه توحید بگذرد و به مرتبه اتحاد برسد،نوبت به «وحدت» شهود مى‌رسد. عارف در این مقام موجودات دیگر را نمى‌نگرد و صداى آنها را هم نمى‌شنود و فقط مستقیم صدا را از خود ذات اقدس خداوند مى‌شنود و براى غیر خدا سهمى قایل نیست.

در این مرحله، عارف سالک به جایى رسیده است که جز خدا نمى‌بیند؛ نه این که همه را مى‌بیند؛ ولى آیینه و آیت خدا مى‌داند، بلکه غیر از خدا، هیچ کس را نمى‌بیند.

پایان ناپذیری وحدت شهود

مرحله «تسلیم» ، پایان بخش مراتب عملى است، ولى «توحید»، «اتحاد» و بالاتر از همه «وحدت»، جزو مراحل «شهود» است که تمام شدنى نیست؛ چون عارف در اسماى الهى سیر مى‌کند و اسماء و کمالات الهى بى‌نهایت است، از این رو مرحله شهود ذات و اسماء و صفات خداوند، پایان پذیر نیست.

«وحدت» گرچه بالاتر از مرحله توحید است؛ ولی هنوز بوى کثرت مى‌دهد؛ زیرا سالک در بین اشیاى بسیار فقط یکى را مى‌نگرد و چنین مى‌بیند که دیگران فانى هستند و آن‌گاه حکم به هلاک «ما سوى الله» و بقاى «وجه الله» مى‌کند.

این نفى ما سوا «موهم» کثرت است؛ چون نفى ما سوا و اثبات «الله» نشانه دو چیز است. از این رو اگر سالک به مقام وحدت هم برسد، باز زمینه ظهور کثرت در او هست و حتى خود جمله «لا إله إلا هو» نشانه کثرت است؛ زیرا محتواى آن نفى ما سوا، و اعتقاد و اقرار به وحدانیت حق است. بر این اساس مرحله وحدت نیز براى سالک عارف پایان راه نیست و پس از آن مقام فنا قرار دارد.

مقام فنا

پس از پیمودن مراحل پیشین، سالک به مقام «فناى فى الله» مى‌رسد. در مقام فنا که «دارالقرار» و مقصد سیر و سلوک عارفان است، سالک نه تنها غیر و «ماسوى الله» را نفى مى‌کند؛ بلکه آنها و حتى خود را نمى‌بیند تا آن را نفى کند. نه تنها خود را نمى‌بیند، بلکه توحید و فناى خود را هم نمى‌بیند و فقط «الله» و هویت مطلقه الهى را مى‌بیند.

انبیا و اولیاى الهى نه تنها به جهان توجهى ندارند، بلکه حتى به خود، توحید و معرفت خود هم هیچ توجهى ندارند و تنها «معروف» را مى‌بینند؛ زیرا هر گونه شهود غیر خدا با وحدت شهود مناسب نیست. گر چه فناى مورد بحث، از جهت شهود علمى فناست، ولی از جهت وجود عینى، بقا خواهد بود.

هرگز مقام فنا قله اوج کمال سالک نخواهد بود، بلکه باید از فنا فانى شد، چنان‌که مسئله مرگ ملک‌الموتو نیز مرگ اصل موت، که در مواقف قیامت کبرا مطرح است، دو شاهد نیرومند بر فناى فناست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

الفاظ نیابت کننده از فاعل

"مفعول‌به" در نیابت از فاعل بر سایر الفاظ مقدم است و به عبارت دیگر با وجود "مفعول‌به" در کلام، نیابت سایر الفاظ صحیح نیست
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
Powered by TayaCMS