دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرايی عدم بيعت با يزيد-بخش سوم

No image
چرايی عدم بيعت با يزيد-بخش سوم

پرسش:

امام حسين(ع) با كدام توجيه منطقي حاضر نشد همچون امام حسن(ع) که با معاويه مصالحه کرد، با يزيد از روي مصلحت بيعت کند؟

پاسخ:

شرايط عصر امام حسين(ع)

نخست بايد دانست، هر تصميم تاريخ ساز، در يك موقعيت حساس و در پي مجموعه اي از علل و حوادثي اتخاذ مي شود كه طرفين منتظر چنين فرصتي از قبل بوده اند.

زاويه انحراف از سنت نبوي و عدالت علوي، از زمان گذشته آغاز شده بود؛ اما با ظاهرفريبي روند خود را ادامه مي داد. اهل بيت (ع) و صحابه پاك- همچون سلمان، ابوذر، عمار و ... - در هر فرصتي به ابراز حق و آگاه كردن مردم مي پرداختند. اما نقطه اي از تاريخ فرا مي رسد كه طرفين احساس مي كنند، بايد حرف آخر را بزنند و كار را يكسره كنند. پس از درگذشت معاويه و روي كار آمدن يزيد، چنين موقعيتي ظاهر شد. از يك سو يزيد منكر همه چيز شد و اعلام كرد: «بني هاشم با حكومت بازي كردند و هيچ خبري از آسمان نيامد و هيچ وحيي نازل نشد».

او تصميم قاطع گرفته بود كه با تهديد و يا قتل، اجازه هيچ گونه فعاليت را به ديگران ندهد؛ به طوري كه قبل از انتشار خبر مرگ معاويه سعي داشت از امام حسين (ع)، عبدالله بن زبير و عبد الله بن عمر بيعت بگيرد؛ حتي با تهديد به قتل. اينجا بود كه امام حسين (ع) نيز بايد تصميم جدي خود را بگيرد. هنر آن حضرت در اين بود كه «حقانيت» خود را با پاسخ به دعوت كوفيان، با تدبير و «عقلانيت» پيش برد؛ به گونه اي كه بر همگان اتمام حجت شد و نهضت خود را با «مظلوميت» آميخته كرد تا چهره ظالمان هر چه منفورتر در طول تاريخ باقي بماند و قابل محو شدن و كم رنگ شدن نباشد. لذا اين رنگ الهي تنها با «شهادت و اسارت» جاودانه مي ماند.

از ديدگاه امام حسين (ع)- كه آيينه وحي است و در خانه وحي و محل رفت و آمد فرشتگان الهي است- امامت و رهبري امت اسلامي صلاحيت هايي را مي طلبد كه يزيد و هر كس كه مثل يزيد فاقد آن بوده است. امام حسين (ع) مي فرمود: «مَا الإْمامُ اِلاَّ الْعامِلُ بِالْكِتابِ وَ الْقائِمُ بِالْقِسْطِ بِدينِ الْحَقِّ وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلي ذاتِ اللّه». امام نيست مگر آنکه به کتاب خدا حکم کند و عدل و داد برپا نمايد و دين حق را گردن نهد و خويشتن را وقف رضاي خدا کند.

وقتي وليد استاندار مدينه طيبه، امام حسين (ع) را به سوي استانداري دعوت كرد و خبر مرگ معاويه را به آن حضرت داد و نامه اي را كه يزيد براي گرفتن بيعت به او نوشته بود قرائت كرد؛ امام در پاسخش فرمود: اينكه من در پنهاني و خلوت بيعت كنم، براي تو كافي نخواهد بود؛ مگر آنكه آشكارا بيعت كنم و مردم آگاه شوند. وليد گفت: آري! فرمود: تا بامداد صبر كن و در اين موضوع تصميم بگير!

مروان گفت: به خدا سوگند! اگر حسين در اين ساعت بيعت نكند و از تو جدا شود، ديگر بر او قدرت نخواهي يافت. او را حبس كن و نگذار از اينجا خارج شود؛ مگر آنكه بيعت كند يا گردنش را بزن!

امام حسين (ع) فرمود: واي بر تو اي پسر زرقاء! آيا تو امر مي كني به كشتن من؟ دروغ گفتي و پستي كردي. سپس روي به وليد كرد و فرمود: «اي امير! ما خاندان نبوت و معدن رسالتيم. محل آمد و شد فرشتگان و محل فرود رحمت خدا هستيم. خدا با ما (فيض وجود را) آغاز كرده و با ما به پايان مي رساند. يزيد فاسق، فاجر، شرابخوار، قاتل بي گناهان و متجاهر به فسق و فجور است. كسي مانند من با مثل او بيعت نكند؛ ولي بامدادان خواهيم ديد كه كدام يك از ما سزاوار و شايسته بيعت و خلافت است».

روزنامه كيهان، شماره 21736 به تاريخ 11/7/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

ادات نفی

معنای لغوی نفی (انکار کردن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم جمله‌ای را با ادات مخصوص انکار میکند. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل انکار کردن به غیر ادات مخصوص[3] نیز میشود.
No image

ادات جواب

"جواب" اسم مصدر از ماده "إجابة" و در لغت به معنای پاسخ دادن آمده است. در اصطلاح نحو "جواب" عبارت است از تایید یا نفی کلام سابق با ادات مخصوص و "ادات جواب" حروفی هستند که این معنا را افاده داده اند
No image

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و مؤول بیان می‌شود.
No image

تحذیر

"تحذیر" مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "حذر" و در لغت به معنای بیم‌دادن و بر حذر داشتن است. در اصطلاح نحو، "تحذیر" عبارت است از توجه دادن مخاطب بر امر مکروه (ناپسند) جهت اجتناب از آن، با نصب اسم مذکور توسط فعل محذوف "إحذر" و نظائر آن
No image

اقسام حال

این نوشتار اقسام حال را به هفت اعتبار مورد بررسی قرار می‌دهد...
Powered by TayaCMS