دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد. طبق روال طبیعی حتی در جسم هم ابتدا صحت موجود حفظ می‌شود و سپس معالجه امراض است؛ نه اینکه صحت، فراموش شود؛ به طوری که انسان تنزل نماید.

این بحث، با بحث ملکات منافاتی ندارد؛ انسان اگر یک رذیله اخلاقی در رابطه با یکی از قوا را در طول زمان، روی روح خود نقش کرده باشد، تا آن نقش زشت را بر طرف نکند، نمی‌تواند نقش زیبایی را روی آن بکشد. این نکته در رابطه با مسائل جزئی اخلاقی است و نباید اینها را با هم ‌اشتباه کرد.

برای مثال، کسی که دارای حالت جُبن و ترس است، یا کسی که دارای حالت امساک است -که در مقابل جود قرار دارد- او باید اول این حالت امساک را از خود دور کند و بعد فضیلت جود را برای خودش ایجاد نماید؛ یعنی ملکه بخشش را به جای ملکه رذیله خسّت بر روی خودش نقش کند. این مطلب نسبت به مسائل جزئی در رابطه با ملکات اخلاقی است.

در اینجا بحث اصلی، یک بحث کلی است. انسان مجموعاً یک حالت روحی دارد؛ لذا باید آن حالت را حفظ کند تا عقبگرد نداشته باشد. بعد هم در صدد این باشد که جلو برود. مثلاً کسی که از نظر ملکات حسنه، چند صفت خوب دارد و در کنارش رذائلی هم دارد؛ وقتی می‌خواهد خودش را از این رذائل تطهیر و پاک کند، نباید به خیال پاکسازی رذائل، آن ملکات حسنه را به دست فراموشی بسپارد. نباید به سراغ پاکسازی در رابطه با این رذائل بیاید و قهراً هم از آن طرف، فضایل از دستش گرفته شود؛ این صحیح نیست. انسان باید آن فضایل را حفظ کند و بعد در صدد محو رذائل برآید.

اینکه علمای اخلاق می‌گویند: «صحت موجود» باید حفظ شود، به همین جهت است. البته صحت موجود باید حفظ شود، نه رذالت موجود و در مرحله بعد، انسان در صدد برطرف کردن رذائل باشد. به عبارت دیگر، هنگامی که رذیله‌ها را برطرف می‌کند، از فضایل موجود در خود غفلت نکند، بلکه این فضایل را نگه دارد.

انسان در هر مرتبه‌ای که قرار دارد، اعتدال موجودش را حفظ کند و اگر انسان بخواهد نسبت به مجموعه حالات نفسانی‌اش اعتدال را حفظ کند، یک سری دستورات کلی وجود دارد که اولین دستور آن بود که مجالست، مصاحبت، رفاقت و معاشرتش را با نیکان قرار دهد. با افرادی که دارای فضایل اخلاقی هستند، معاشرت کند و از کسانی که دارای ملکات زشت و رذایل اخلاقی هستند، پرهیز نماید. هنگام مصاحبت با نیکان، در روش و سلوک آنها دقت داشته باشد که سلوک و روش آنها با خالق چگونه است؟ روش و سلوک آنها با مخلوق چگونه است؟

روزنامه کیهان

تاریخ: شنبه 29 مهر ماه 1396

* برگرفته از کتاب اخلاق ربانی آیت‌الله آقا مجتبی تهرانی به نقل از حوزه نیوز

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS