دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کنترل نفس

سرچشمه فتنه ها پیروی کردن از هوی و هوسهای آلوده و احکام و قوانین مجعولی و اختراعی است… (برگرفته از نقطه های آغاز دراخلاق عملی ؛ آیت الله مهدوی کنی)
کنترل نفس
کنترل نفس

کنترل نفس[1]

قال علی (ع):« إنما بَدْءُ وقوع الفِتن اهواء تُتّبعُ و أحکام تُبْتَدعُ »(نهج البلاغه، خطبه 50)

تمام غرایز ه های که خداوند به انسان عنایت فرموده طبعا و بالذات خوب است اما باید از طغیان آنها جلوگیری کرد و چنانکه گفته شد علم اخلاق علمی است که راه کنترل و هدایت غرایز را به ما می‌آموزد. برای مثال، ‌غریزه‌ی حب ذات جهت ادامه‌ی زندگی لازم است ولی علم اخلاق می‌گوید خودخواهی باید حد و مرزی داشته باشد و اگر از حد خود تجاوز کند انسان دچار خودبینی و غرور‌ می‌شود و در اثر غرور و خود خواهی و طغیان به جایی می‌رسد که به عقیده‌ی او همه باید تنها در خدمت او و تحت نفوذ و قدرت و سیطره‌ی او باشند و تنها برای او کار کنند. در اینجا حب نفس به مرحله طغیان و استکبار رسیده که آن خوی شیاطین و گردنکشان است . این گونه حب نفس در اسلام نکوهش شده است و باید به وسیله‌ی ریاضت و مجاهدت و عبادت آن را تعدیل کرد. علم اخلاق با تبیین ارزشهای واقعی و احیای آن انسان را راهنمایی می‌کند که چگونه می‌توان از این احساس در حد مطلوب بهره گرفت و غرایز را مهار کرد و از سرکشی بازداشت و به هدف نهایی سوق داد.

غرایز در صورتی که به طور صحیح ارضاء نشوند، ‌در شرایط خاص و موقعیتهای متناسب سرکشی می‌کنند و به گونه ای انسان را تحت فشار قرار می‌دهند که از نفوذ و بینایی عقل می‌کاهند و برای ارضای خود‌، ‌انسان را به هر عملی وا‌می‌دارند.

میلها همچون سگان خفته‌اند اندر ایشان خیرو شر بنهفته‌اند

چون که قدرت نیست خفته آن رده همچو هیزم پاره ها و تن زده

تاکه مرداری درآید در میان نفخ صور حرص کوبد بر سگان

حرصهای رفته اندر کتم غیب تافتن آورد سر بر زد زجیب

مو به مو هر سگی دندان شده و ز برای حیله دُم جنبان شده

صد چنین سگ اندرین تن خفته‌اند چون شکاری نیستشان بنهفته‌اند

اینجا است که انسان باید غرایز را ازطریق درست و مشروع ارضاء و راه طغیان را برآن مسدود کند ، که انسان توانایی چنین کاری را دارد، چون خداوند متعال به او اراده و اختیار داده و راه خیر و شر را نیز به وی نمایانده است.

خلاصه هرچه قدر غرایز زیادباشد دربرابر اراده و اختیار انسان ناچیز است و اگر تصمیم بگیرد و بخواهد با هوای نفس به مبارزه برخیزد و غریزه هارا آن گونه که باید هدایت کند، ‌می‌تواند.

    پی نوشت:
  • [1] . مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص 29

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
Powered by TayaCMS