دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گشایش

اگر سختی بیاید و وارد این سوراخ شود، هر آینه گشایش می آید، وارد آن می شود و سختی را بیرون می کند.
گشایش
گشایش

گشایش

قال رسولُ الله(ص): «لو جَاءَ العُسرُ فَدَخَلَ هذا الحُجرُ لَجَاءَ الیُسرُ فَدَخَلَ علیه فَأخرَجَهُ»(نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، حدیث2329)

هریک از ما در زندگی خود، هر روزه با رویدادها و حوادثی برخورد می‌کنیم که برخی از آنها برایمان شیرین و برخی تلخ است. حوادثی که در زندگی همه ما اتفاق می‌افتد از دو حال خارج نیست یا مطابق میل و خواست و یا بر خلاف طبع و میل ما هستند. هیچکس نیست که در زندگی خود، هیچ امر خوشایند، یعنی هیچ نعمتی نداشته باشد و همه زندگی او را سختی و مشکلات پرکرده باشد؛ همانطوری که هیچ کس هم نیست که هیچ مشکلی نداشته باشد و همه زندگی او را خوشی پر کرده باشد. خداوند در قرآن می‌فرماید:[1]

«لَقَد خَلَقنا الانسَانَ فی کَبَدٍ»

ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم.[2]

انسان برای اینکه بتواند در زندگی راه درست و صحیح را طی کند باید به این نکته توجّه داشته باشد که اگر مشکلی برای او پیش می‌آید به‌دنبال آن راحتی و گشایشی نیز خواهد بود. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«فإنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً إنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً»[3]

به یقین با (هر) سختى آسانى است! (آرى) مسلّماً با (هر) سختى آسانى است.

در قرآن کریم دو نوع گشایش برای دو گروه مطرح شده است.

1. رفاه و گشایش برای انسان‌های خوب؛ که همراه با برکت است:

«و لو أنَّ اهلَ القُرَی آمَنُوا و اتَّقَوا لَفَتَحنَا عَلیهِم بَرَکات مِن السَّماءِ وَ الأرض»[4]

و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان مى‌آوردند و تقوا پیشه مى‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‌گشودیم.

2. رفاه و گشایش برای کفار و نااهلان؛ که دیگر همراه برکات نیست.

«فلمّا نَسُوا مَا ذکّروا بِه فَتَحنَا عَلیهِم أبوابَ کلَّ شئٍ حتّی إذا فَرحُوا بما أوتوا أخَذنَاهُم بَغتَهً»[5]

هنگامى که (اندرزها سودى نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چیز (از نعمتها) را به روى آنها گشودیم؛ تا (کاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)!

بنابراین به هر رفاه و گشایش ظاهری نباید دل خوش کرد؛ زیرا اگر این نعمت‌ها برای مؤمنان باشد مایه برکت و اگر برای کفّار باشد، ناپایدار و وسیله قهر الهی است. آنان اگرچه به ظاهر در گشایش و آرامش‌اند، ولی در واقع گرفتار عذاب الهی خواهند بود.[6]

تقوا و پرهیزگار، امر مسلّم و تردیدناپذیری است که خداوند در آن، راه خروج از بن بست و گشایش در تمام کارها را به انسان نشان می‌دهد و او را از جایی که فکر نمی‌کند، یاری می‌کند. قرآن در این باره می‌فرماید:

«و مَن یَتَقّ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزقهُ مِن حیثُ لا یَحتَسِب»[7]

و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‌کند و او را از جایى که گمان ندارد، روزى مى‌دهد.

    پی نوشت:
  • [1]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ پندهای امام صادق(ع) به‌ره جویان صادق، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1381، ص162.
  • [2]. بلد/4.
  • [3]. انشراح/ 5 و 6.
  • [4]. اعراف/96.
  • [5]. انعام/44.
  • [6]. رحمتی شهرضا، محمد؛ گنجینه معارف، قم، پیام علمدار، 1388، چاپ دوم، ج3، ص737.
  • [7]. طلاق/2.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

الفاظ نیابت کننده از فاعل

"مفعول‌به" در نیابت از فاعل بر سایر الفاظ مقدم است و به عبارت دیگر با وجود "مفعول‌به" در کلام، نیابت سایر الفاظ صحیح نیست
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
Powered by TayaCMS