دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برخورد فیزیکی امربه معروف نهی ازمنکر

No image
برخورد فیزیکی امربه معروف نهی ازمنکر

برخورد فيزيكي امربه معروف نهي ازمنكر

آيت الله محمد تقي مصباح يزدي

در حدیثی امام صادق(ع) فرمود: ان الله عزوجل بعث ملکین الی اهل مدینه لیقلباها علی اهلها، فلما انتهیا الی المدینه وجدا رجلایدعوالله و یتضرع فقال احد الملکین لصاحبه: اما تری هذا الداعی؟ فقال: قد رایته ولکن امضی لما امر به ربی. فقال: لاولکن لااحدث شیئاً حتی اراجع ربی فعاد الی الله تبارک و تعالی، فقال: یا رب انی انتهیت الی المدینه فوجدت عبدک فلاناً یدعوک و یتضرع الیک، فقال: امض بما امرتک به فان ذا رجل لم یتمعر وجهه غیظاً لی قط؛1 «خداوند متعالی دو فرشته را مامور کرد تا شهری را زیرورو کنند. وقتی به آن شهر رسیدند، مردی را [در آن شهر] یافتند که دعا می کرد و به درگاه خداوند با ناله و زاری می گریست. یکی از دو فرشته به دیگری گفت: این مرد را می بینی؟ رفیقش پاسخ داد: آری، ولی تو [به او کاری نداشته باش و] آنچه خدا دستور داده، انجام بده. فرشته اولی گفت: من کاری انجام نمی دهم، مگر اینکه نزد پروردگارم بازگردم. پس بلافاصله نزد خداوند تبارک و تعالی برگشت و عرض کرد: بار خدایا، من به آن شهر رفتم؛ ولی فلان بنده ات را در حال دعا و تضرع به درگاه تو دیدم. خداوند فرمود: آنچه به تو دستور داده ام، انجام بده؛ زیرا او مردی است که هیچ گاه رنگ صورتش به سبب خشم و غضب به خاطر من تغییر نکرده است». بنابراین همان گونه که عذاب خدا مردمان گستاخ و متجاهر به فسق را که از کرده خود پشیمان نمی شوند، دربرمی گیرد، کسانی را نیز که اهل نهی ازمنکر نیستند و معصیت گناهکاران هیچ تغییری در رفتار آنان پدید نمی آورد، شامل می شود؛ اگرچه خودشان اهل عبادت بوده، از گناه بپرهیزند.

حاصل آنکه، اگر در مقام امر به معروف و نهی از منکر کاری از کسی برنمی آید، دست کم لازم است که در برابر گنهکار چهره خود را عبوس کند و ناراحتی خود را از انجام معصیت نشان دهد. این تکلیف حداقلی، از هیچ کس برداشته نیست. البته ممکن است کسی برای تاثیرگذاری بهتر، روش مهربانانه ای نیز در مقابل شخص گنهکار در پیش گیرد تا زمینه راهنمایی و موعظه او فراهم شود. این مطلب، منافاتی با مطلب فوق ندارد؛ چرا که عبوس نمودن چهره و نشان دادن مخالفت خود، در مقابل گستاخانی است که اهل معصیت اند و به معصیت خود مباهات می کنند. در مقابل چنین کسانی نباید کوتاه آمد، بلکه در نخستین قدم باید در برابر آنان چهره درهم کشید.


3. اظهار به زبان

مرتبه سوم، به زبان آوردن و تذکر دادن است، که خود مراتبی دارد. در مرحله نخست، چنانچه شرایط مناسب بود و زمینه های لازم برای تاثیرگذاری وجود داشت، با زبان لین و نرم، تذکر بدهد؛ و اگر تذکر با زبان نرم اثر نداشت، در مرحله بعد، باید با لحنی تندتر، از منکر جلوگیری کرد.

در موردی که تجاهر به گناه نباشد ولی توجه داشت که در حد امکان، امر به معروف و نهی از منکر در لفافه بیان گردد؛ به گونه ای که طرف مقابل، حتی متوجه شود که امر یا نهی کننده، در پی برطرف کردن عیب اوست. تردیدی نیست که اگر مومنی عیبی در دوست خود ببیند، نمی تواند آرام بنشیند؛ بلکه موظف است با رعایت مراتب، به وظیفه خود عمل کند. ولی نمی توان برای نشان دادن عیوب کسی، مراتب را نادیده انگاشت. از این روی برخی بزرگان اگر در پی بیان عیب کسی برمی آمدند به مناسبتی، آیه یا حدیثی می خواندند یا داستانی را نقل می کردند. گویا با ذکر آیه، حدیث و داستان، با طرف مقابل سخن می گفتند و او را به اشتباه خود می آگاهاندند. بنابراین این شیوه، راهی برای بیان عیب طرف مقابل است. بدون اینکه به روی او آورده باشد. گاهی هم کسانی از طریق کلی گویی می کوشند عیوب افراد را یادآور شوند، بدون آنکه به گونه مستقیم به فرد خاصی اشاره کرده باشند.
اگر هیچ یک از شیوه های پیش گفته برای بیان عیوب کسی کارساز نبود، ناگزیر باید به طور مستقیم برای او بیان کرد که فلان عیب را دارد و باید خود را اصلاح کند. در این صورت هم، همین امر و نهی باید به گونه ای باشد که در خلوت صورت پذیرد تا کسی دیگر متوجه این تذکرات نگردد. آری! اگر کار بدان جا کشیده شد که کسی آلوده به گناهی بزرگ شده است و هیچ راهی جز گفتن در حضور دیگران برای بازداشتن او وجود ندارد، و حتی ممکن است کار بدان جا کشیده شود که تا عیوبش پشت سر او بیان نشود، تاثیری نداشته باشد، اگر نهی از منکر جز از راه غیبت کردن میسر نباشد آن غیبت واجب می شود تا این سخنان به گوش طرف مقابل برسد و از گناهش دست بردارد.



4. برخورد فیزیکی

این مرتبه دیگر از امر به معروف و نهی از منکر است که اگر امر به معروف و نهی از منکر به صورت تذکر و برخورد لفظی اثر نکرد و سخن نرم، ملاطفت و موعظه اثر نبخشید، یا سبب جرئت و گستاخی بیشتر گناهکار گردید، باید با چنین شخصی با تندی برخورد کرد و با اعتراض شدید مانع عصیان او شد. البته بنا بر فرمایش امام باقر(ع)، چنین برخوردی، اعتراض و ملامت دیگران را در پی دارد؛ حتی ممکن است دوستان فرد نهی کننده، او را به دلیل پرخاشگری سرزنش کنند. اما از ملامت ملامت کنندگان نباید ترسید؛ اگرچه ملامتگران از نزدیکترین دوستان امر یا ناهی باشند؛ زیرا اگر مردم از ترس ملامت و سرزنش دیگران، نهی از منکر را ترک کنند، بلانازل می شود و تر و خشک با هم می سوزند.

البته در جامعه اسلامی که دولت اسلامی حاکمیت دارد، برخورد فیزیکی باید از طرف مقام رسمی و با مجوز رسمی صورت گیرد؛ یعنی در جایی که بحث اعمال قدرت فیزیکی مطرح می گردد، باید اجازه حکومت و مقامات قضایی باشد. در اینجا این پرسش مطرح می شود که در چه مواردی مردم مجاز به برخورد فیزیکی هستند؟ این پرسش را بدین گونه می توان پاسخ گفت که اگر در زمانی یا در سرزمینی، دولت اسلامی وجود نداشته باشد، یا دولت اسلامی، ضعیف و ناکارآمد بوده، قدرت برخورد با منکرات را نداشته باشد و مردم احساس کنند که در این سرزمین، اسلام در خطر است، لازم است برای نهی از منکر قیام کنند تا حقیقت اسلام و احکام آن حفظ شود و ارزش های اسلامی در جامعه احیا گردند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی، الفروع من الکافی، ج5، باب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، روایت8، ص85.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

اخراج بعضى قبایل یهود مانند بنى نضیر و بنى قریظه از اطراف مدینه آنها را نسبت به مسلمین و مخصوصا نسبت به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خشمگین ساخت
جنگ احد

جنگ احد

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند .

پر بازدیدترین ها

No image

امام حسن و طلاق زیاد؛ افسانه یا واقعیت

در برخی کتب روائی و تاریخ وارد شده است؛ حضرت امام حسن در طول حیات خود با زنان متعدد ازدواج کرده زود هم طلاق می‌داد و لذا در برخی روایات از آن حضرت با عنوان «مِطْلاق» یعنی زیاد طلاق دهنده، یاد شده است.
جنگ نهروان

جنگ نهروان

پس از آن که امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب(ع) در جنگ صفین، با اصرار و درخواست بسیارى از فرماندهان و سپاهیان خود، حکمیت را با اکراه پذیرفت و جنگ میان سپاهیان خود و سپاهیان معاویه را به پایان آورد، گروهى از لشکریان آن حضرت، به پذیرش حکمیت اعتراض کرده و آن را اقدامى غیرمشروع و اهانت‌آمیز براى خود به حساب آوردند.
No image

ایمان ابوطالب

No image

غزوه بنی‌المصطلق

در ابتدای سخن و قبل از بیان اهمیت موضوع، اشاره به این نکته ضروریست که علاوه بر مشخص بودن اصحاب نزدیک پیامبر اکرم (ص)، در روایاتی (از منابع سنی) صراحتاً از برخی اصحاب، با عنوان دوستان پیامبر (ص) نام برده شده است: «رفقای رسول خدا(ص) دوازده نفرند؛ ابوبکر، عمر، علی (ع)، حمزه، جعفر، ابوذر، مقداد، سلمان، خدیجه، ابن مسعود ، عمار یاسر، بلال بن ریاح.»1 همچنین در تأکید بر علو شخصیتی برخی از آنان آمده است که: « ترمذی ما را حدیث کرد که رسول خدا فرمود:« پروردگار مرا به دوست داشتن چهار تن امر کرده است... علی(ع) یکی از آنهاست...و ابوذر و مقداد وسلمان را هم ؛ ...و خبر داده که خود نیز آنها را دوست دارد.»2
Powered by TayaCMS