دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفاوت تکلیف و مسئولیت

یکی از اصطلاحات قرآنی، تکلیف است. تکلیف به معنای دیگری را به رنج و مشقت انداختن و به کارگیری کسی در کاری که مشقت و رنج به همراه دارد.
تفاوت تکلیف و مسئولیت
تفاوت تکلیف و مسئولیت

تفاوت تکلیف و مسئولیت

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 15 فروردین ماه 1397

یکی از اصطلاحات قرآنی، تکلیف است. تکلیف به معنای دیگری را به رنج و مشقت انداختن و به کارگیری کسی در کاری که مشقت و رنج به همراه دارد. خداوند می‌فرماید: لَا یُکَلِّفُ الله نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا؛ خداوند هیچ کس را جز به‌قدر توانایى‏‌اش تکلیف نمى‌‏کند. (بقره، آیه 286) در ادامه آیه بیان شده که در صورت خطا و نسیان نیز بازخواستی نسبت به تکلیف انجام نشده نخواهد شد؛ در حقیقت توان شخص و نیز علم و عمد در انجام تکلیف، شرط عقلی و نقلی است؛ بر همین اساس علم و قدرت دو شرط اساسی در تکلیف شرعی است؛ و عدم بازخواست نیز نسبت به تکلیف شرعی، زمانی است که شخص، نادان و ناتوان باشد و یا به خطا، کار دیگری انجام دهد یا فراموش کند و تکلیف را به جا نیاورد. همچنین اگر شخص طاقت عملی نداشته نسبت به آن بازخواست نخواهد شد؛ زیرا طاقت یعنی توان تحمل نیز شرط انجام عمل تکلیفی است. بر همین اساس تکلیف ما لایطاق نمی‌شود.

بر اساس آیات و روایات، هر انسانی مکلف است تا افعال خود را در چارچوب شرعی انجام دهد و احکام پنج‌گانه‌ای به عنوان تکالیف شرعی مطرح شده است. پس اصل تکلیف یکی از مهم‌ترین قواعد ارتباطی میان انسان و خدا به عنوان عبد و معبود است. خداوند به عنوان مالک و معبود، تکالیفی را وضع کرده که بنده باید انجام دهد؛ البته محتوای این تکالیف می‌تواند درباره خود و خدا و یا دیگران باشد و این‌گونه نیست که متعلقات تکلیف تنها درباره خدا باشد.

واژه تکلیف از «کلف» گرفته شده که به معنای علو وجه و تغییر رنگ چهره است. به نظر می‌رسد وقتی فشار کار سنگین باشد، چهره برافروخته و قرمز می‌شود و به سیاهی می‌گراید. شاید از همین رو تکلیف را تکلیف گفته‌اند؛ زیرا به سبب فشار سنگین و طاقت‌فرسا، رنگ چهره مکلف دگرگون شده و به قرمزی متمایل به سیاهی گرایش می‌یابد. بر همین اساس «کلفه» به معنای نوعی رنگ قرمز متمایل به سیاه آمده است.(نگاه کنید: لسان العرب، ذیل واژه کلف) البته باید دانست در اسلام از تکلف و خود را به رنج افکندن نهی شده است، چنانکه پیامبر(ص) می‌فرماید: و ما انا من المتکلفین(ص /86)؛ و من از متکلفین نیستم، یعنی سخنانم مقرون به دلیل و منطق است و هیچ‌گونه تکلفی در آن وجود ندارد، عباراتم روشن و سخنانم خالی از هرگونه ابهام و پیچیدگی است.

از دیگر اصطلاحات قرآنی مسئولیت است. در زبان عربی واژه‌های سائل و مسئول و مسئول عنه به ‌کار می‌رود. سائل همان پرسشگر و مسئول همان کسی است که از او سؤال می‌شود؛ مسئول عنه چیزی است که درباره آن سؤال می‌شود. خدا می‌فرماید: وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ؛ و بازداشتشان کنید که آنها مسئول هستند.(صافات، آیه 24)

نیز می‌فرماید: وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولًا؛ به عهد وفا کنید؛ زیرا عهد مسئول است.(اسراء، آیه 34؛ نیز احزاب، آیه 15)

در جای دیگر می‌فرماید: وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا؛ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن؛ زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.(اسراء، آیه 36)

از انسان نسبت به چیزی که دارد سؤال می‌شود و نسبت به داشته‌هایش مسئول است. پس مسئولیت انسان نسبت به داشته‌ها و تعهداتش است؛ چنانکه خداوند نیز خود را نسبت به وعده‌هایی که داده مسئول دانسته و می‌فرماید: لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ خَالِدِینَ کَانَ عَلَى رَبِّکَ وَعْدًا مَسْئُولًا؛ جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند، پروردگار تو مسئول این وعده است.(فرقان، آیه 16)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

اخراج بعضى قبایل یهود مانند بنى نضیر و بنى قریظه از اطراف مدینه آنها را نسبت به مسلمین و مخصوصا نسبت به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خشمگین ساخت
جنگ احد

جنگ احد

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند .

پر بازدیدترین ها

No image

امام حسن و طلاق زیاد؛ افسانه یا واقعیت

در برخی کتب روائی و تاریخ وارد شده است؛ حضرت امام حسن در طول حیات خود با زنان متعدد ازدواج کرده زود هم طلاق می‌داد و لذا در برخی روایات از آن حضرت با عنوان «مِطْلاق» یعنی زیاد طلاق دهنده، یاد شده است.
جنگ نهروان

جنگ نهروان

پس از آن که امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب(ع) در جنگ صفین، با اصرار و درخواست بسیارى از فرماندهان و سپاهیان خود، حکمیت را با اکراه پذیرفت و جنگ میان سپاهیان خود و سپاهیان معاویه را به پایان آورد، گروهى از لشکریان آن حضرت، به پذیرش حکمیت اعتراض کرده و آن را اقدامى غیرمشروع و اهانت‌آمیز براى خود به حساب آوردند.
No image

ایمان ابوطالب

No image

غزوه بنی‌المصطلق

در ابتدای سخن و قبل از بیان اهمیت موضوع، اشاره به این نکته ضروریست که علاوه بر مشخص بودن اصحاب نزدیک پیامبر اکرم (ص)، در روایاتی (از منابع سنی) صراحتاً از برخی اصحاب، با عنوان دوستان پیامبر (ص) نام برده شده است: «رفقای رسول خدا(ص) دوازده نفرند؛ ابوبکر، عمر، علی (ع)، حمزه، جعفر، ابوذر، مقداد، سلمان، خدیجه، ابن مسعود ، عمار یاسر، بلال بن ریاح.»1 همچنین در تأکید بر علو شخصیتی برخی از آنان آمده است که: « ترمذی ما را حدیث کرد که رسول خدا فرمود:« پروردگار مرا به دوست داشتن چهار تن امر کرده است... علی(ع) یکی از آنهاست...و ابوذر و مقداد وسلمان را هم ؛ ...و خبر داده که خود نیز آنها را دوست دارد.»2
Powered by TayaCMS