دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جستارى مفهومى در قلمرو دیالکتیک

No image
جستارى مفهومى در قلمرو دیالکتیک کاربرد زیاد واژه دیالکتیک در محافل علمى و رسانه اى ما را برآن داشت تا به جستارى مفهومى در اتیمولوژى این کلمه فلسفى بپردازیم که در ذیل چهار دیدگاه درباره آن از نظرتان مى گذرد:
کلمه دیالکتیک در اصل از یک کلمه یونانى مشتق شده است و پل فولیکه در ریشه‌یابى معانى لغوى‌اش مى‌نویسد که دو معنى اصلى آن “کلمه یا گفتار” و “دلیل” مى‌باشد. این دو کلمه در دیالکتیک موجود است. پیشوند “دیا” معناى مقابله و معارضه مى‌دهد و به این ترتیب، مفهوم دیالکتیک رد و بدل ساختن کلمات و دلایل و گفتگو و مباحثه را معنى مى‌دهد. “وقتى کلمه دیالکتیک را به صورت مصدر استعمال نماییم، معنى آن مذاکره و مصاحبه و مجادله کردن است و وقتى آن را به صورت صفت به کار ببریم، معنى آن چیزى است که مربوط به مباحثه و مخصوصا مجادله‌اى است که بین الاثنین (بین دو نفر) باشد و به صورت اسم که به کار مى‌رود، مفهوم آن فن مباحثه و مجادله مى‌باشد.” اما در مورد معانى اصطلاحى دیالکتیک، نه تنها وحدت نظر وجود ندارد، بلکه گاه در معانى بسیار متفاوت و دور از هم این واژه استعمال شده است. تفاوت در این معانى سبب شده است که از دیالکتیک تقسیم‌بندى‌هاى متعددى ارائه شود چنانچه بر اساس یک مبنا پل فولیکه دیالکتیک را به دیالکتیک قدیم و جدید تقسیم نموده است، که مبناى این تقسیم‌بندى قبول یا رد اصل امتناع اجتماع نقیضین (ضدین) مى‌باشد.
هم او مى‌گوید: “فرق دیالکتیک قدیم و دیالکتیک جدید طرز برخورد آنها با اصل “اجتماع ضدین” است. بنابر دیالکتیک قدیم، اصل عدم اجتماع ضدین قانون مطلق اشیاء و ذهن است، یک شیء واحد نمى‌تواند در عین حال هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد و اگر فکر انسان مجبور شود متوالیا دو عبارت متناقض (ضد) را تصدیق کند، یقینا یکى از آنها اشتباه است. برعکس، دیالکتیک جدید ضدیت را در اشیاء مى‌داند و مى‌گوید اشیاء در عین حال هم هستند و هم نیستند و این ضدیت را پایه و اساس فعالیت موجودات مى‌داند و مى‌گوید که بدون وجود این ضدیت، این اشیاء، ساکن و بى‌حرکت مى مانند. به همین دلیل وقتى انسان مجبور مى‌شود دو عبارت متناقض را تصدیق کند، نباید تصور کرد دچار اشتباه شده است؛ البته باید این ضدیت را حل نمود ولى هیچ یک از ضدین را نباید منکر شد.”
در تقسیم‌بندى دیگرى دیالکتیک به طور کلى به دو قسم ذهنى و عینى تقسیم شده که دیالکتیک ذهنى شامل دیالکتیک روشى و مفهومى است. در توضیح بیشتر این تقسیم بندى آمده است که دیالکتیک به عنوان روش، داراى اصطلاحات گوناگونى است که از جمله آنها، جدل، برهان، مغالطه و به طور کلى علم منطق مى‌باشد و در دیالکتیک مفهومى هر مفهوم ذهنى بر اساس سه پایه (تز، آنتى تز و سنتز یا نهاد، بر نهاد و هم نهاد یا موضوع، ضد موضوع و ترکیب) از مفاهیم دیگر استخراج مى‌شود. دیالکتیک عینى عبارت است از قانون سیر تحولات عینى (که به نظم هگل تابع و متحد با سیر ذهنى بوده از ضرورت منطقى برخوردار است.)
با اینکه مفهوم دیالکتیک در معانى متفاوت استعمال مى‌شود، اما وجود اشتراکى نیز براى تفاسیر متعدد این واژه مى‌توان یافت که سبب کاربرد آن در لفظ واحدى مى‌شود. این قرابت‌ها از نظر ژرژ گورویچ تحت عنوان وجه اشتراک کلیه مفاهیم اصیل دیالکتیک چنین آمده است: الف) هر دیالکتیکى در آن واحد مجموعه‌ها و عناصر سازنده آنها، کلیت و اجزاى آنها را مدنظر قرار مى‌دهد. هر دیالکتیک صدیق و صمیم از محو وحدت در کثرت یا کثرت در وحدت سر باز مى‌زند و از نابود ساختن کثرت مقارن مجموعه‌ها و اجزاى آنها که فارض این وجهه وحدت و کثرت است، امتناع مى‌ورزد.
ب) دیالکتیک به عنوان روش در علوم طبیعى همواره نفى است. به این معنا که قوانین منطق صورى را انکار و نفى مى‌کند، زیرا هیچ عنصرى از نظرگاه دیالکتیکی، هرگز با خودش “هوهویه” و یکى نیست. روش دیالکتیکى از نظرگاه دیگرى نیز نفى است. به این معنا که هر چه را مربوط به استدلال بحثى است، یعنى هر آنچه را منقاد مراحل سیر نظرى مى‌نامد که فقط براى انتزاع و تعمیم قابل وصول است، به کنار مى‌نهد.
ج) دیالکتیکى که تمامى وجوه خود در نظر گرفته مى‌شود، هرگز تثبیت ظاهرى را در واقعیت اجتماعى و نیز در هر معرفتى متزلزل مى‌سازد. دیالکتیک به عنوان روش (در طبیعت) در عین حال با شک و جزم به نبرد برمى‌خیزد و هر دو را بازپس مى‌زند.
د) دیالکتیک از سویى جلوه و از سویى دیگر جلوه‌گر سازنده چالش‌ها، تقابل‌ها، تعارض‌ها و مبارزات امور متغایر و متناقض است. دیالکتیک هم جلوه و هم جلوه‌گر سازنده این امر واقع است که عناصر یک مجموعه متقابلا مشروط مى‌شود و به استثناى قضایاى جدلى الطرفین به معناى اخص (مثلا وجود و عدم) امکان دارد که بیشتر جلوه‌هاى تعارضى به درجات متفاوت در یکدیگر نفوذ کنند و یا شدت و ضعفى با یکدیگر بستیزند. حاصل اینکه اگر چه مفهوم دیالکتیک در معانى متفاوت و متنوعى به کار گرفته مى‌شود، اما وجوه مشترکى نیز براى این مفهوم در معانى متعدد مى‌توان یافت که به چهار مورد آن راسا اشاره شد.

منبع : روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

اخراج بعضى قبایل یهود مانند بنى نضیر و بنى قریظه از اطراف مدینه آنها را نسبت به مسلمین و مخصوصا نسبت به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خشمگین ساخت
جنگ احد

جنگ احد

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند .

پر بازدیدترین ها

No image

امام حسن و طلاق زیاد؛ افسانه یا واقعیت

در برخی کتب روائی و تاریخ وارد شده است؛ حضرت امام حسن در طول حیات خود با زنان متعدد ازدواج کرده زود هم طلاق می‌داد و لذا در برخی روایات از آن حضرت با عنوان «مِطْلاق» یعنی زیاد طلاق دهنده، یاد شده است.
جنگ نهروان

جنگ نهروان

پس از آن که امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب(ع) در جنگ صفین، با اصرار و درخواست بسیارى از فرماندهان و سپاهیان خود، حکمیت را با اکراه پذیرفت و جنگ میان سپاهیان خود و سپاهیان معاویه را به پایان آورد، گروهى از لشکریان آن حضرت، به پذیرش حکمیت اعتراض کرده و آن را اقدامى غیرمشروع و اهانت‌آمیز براى خود به حساب آوردند.
No image

ایمان ابوطالب

No image

غزوه بنی‌المصطلق

در ابتدای سخن و قبل از بیان اهمیت موضوع، اشاره به این نکته ضروریست که علاوه بر مشخص بودن اصحاب نزدیک پیامبر اکرم (ص)، در روایاتی (از منابع سنی) صراحتاً از برخی اصحاب، با عنوان دوستان پیامبر (ص) نام برده شده است: «رفقای رسول خدا(ص) دوازده نفرند؛ ابوبکر، عمر، علی (ع)، حمزه، جعفر، ابوذر، مقداد، سلمان، خدیجه، ابن مسعود ، عمار یاسر، بلال بن ریاح.»1 همچنین در تأکید بر علو شخصیتی برخی از آنان آمده است که: « ترمذی ما را حدیث کرد که رسول خدا فرمود:« پروردگار مرا به دوست داشتن چهار تن امر کرده است... علی(ع) یکی از آنهاست...و ابوذر و مقداد وسلمان را هم ؛ ...و خبر داده که خود نیز آنها را دوست دارد.»2
Powered by TayaCMS