دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زُهد و ساده زیستى

No image
زُهد و ساده زیستى

زُهد و ساده زیستى

آقاى ابطحى مى نویسد:

«آیت الله کوهستانى در پرتو ایمان و تقوا، توانست به مَلکه زُهد و قناعت دست یابد. وى خود را با محرومان شریک دانست و راه غلبه بر فقر را عملا نشان داد. او با این که مى توانست وسایل زندگى بهترى براى خود فراهم نماید، در کمال سادگى و بدون آلایش به سر برد. در و دیوار منزل قدیمى، لباس هاى کرباس، ظروف گلین و فرشِ حصیرىِ منزل او بیانگر زهد و تقواى او بود.

اگر فردى با آیت الله کوهستانى برخورد مى کرد، ابتدا تصور مى نمود از اوضاع سیاسى و اجتماعى اطّلاعى ندارد و همچون یک روستایى روزگار مى گذراند، ولى او با هوش فوق العاده و تیزبینى شگفتى که از صفاى نفس وى نشأت مى گرفت، از آینده کشور و حوادث سیاسى آن مطّلع مى ساخت. در نخستین روزى که همراه شهید هاشمى نژاد به منزلش رفتم، ساده زیستى او خیلى مرا جلب نمود. اتاقى که براى پذیرایى میهمانان در نظر گرفته بود، اگر چه بزرگ بود امّا آن را با حصیر مفروش نموده بود و در گوشه آن منبرى کوتاه، یک جلد قرآن بزرگ، یک جلد رساله و چند عدد مُهر وجود داشت و دیگر چیزى دیده نمى شدولى معنویتى شگفت بر آن جا حاکم بودانسان را از توجه به دنیا باز مى داشت و متوجه به خدا مى کرد. میهمانان هم اغلب از بستگان طلاّب مدرسه کوهستان و مراجعین (از قبیل شخصیت هاى روحانى و کسانى که براى رفع اختلافات و گرفتارى ها به ایشان مراجعه مى کردند) بودند. به عادت همیشگى، نماز در مسجد به جماعت خوانده مى شد. آن گاه همه به محل اقامت ایشان برمى گشتند و در آن جا منتظر غذا بودند. نوع غذا و پذیرایى به قدرى ساده و همراه با صفا و گشاده رویى بود که لذت و گوارایى آن را نمى توان وصف کرد. براى هر مهمانى یک کاسه آش، آن هم در ظروف سفالین و مقدارى نان در سفره قرار مى داد که اکثر مهمانان نان را براى تبرک به همراه مى بردند.»([46])

بارها افراد خیّر به او پیشنهاد کردند که فرشى براى اتاق پذیرایى منزل او بیاورندولى ایشان زیر بار نرفت. روزى چند تخته قالى گرانبها به منزلش فرستادند، ولى ایشان آن ها را به حسینیه کوهستان انتقال داد و به همان حصیرِ خشنِ مازندران اکتفا کرد.

آیت الله کوهستانى زهد و ساده زیستى را با محبّت به مردم عجین ساخت. قلب او کانون مهر و عاطفه نسبت به اقشار مختلف جامعه، به ویژه محرومان بود.([47])

آیت الله کوهستانى در طول عمر با برکت خود، از مصرف وجوه شرعى براى زندگى شخصى خود، پرهیز نمود. او در ایّام تحصیل در مشهد، براى کسب معاش در روزهاى تعطیلى همراه برخى از معماران مشهد به کار ساختمان سازى مى پرداخت. وى در همین دوران، مهارت هایى در این رشته به دست آورد و در احداث حسینیه، مسجد و حوزه علمیّه کوهستان از تجربه خود بهره بُرد و معماران ماهر را به کار گرفت.([48])

وى در روستاى کوهستان، با اندک زمین مزروعى موروثى خود کشاورزى مى نمود و از این طریق معاش خود را تأمین مى کرد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

اخراج بعضى قبایل یهود مانند بنى نضیر و بنى قریظه از اطراف مدینه آنها را نسبت به مسلمین و مخصوصا نسبت به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خشمگین ساخت
جنگ احد

جنگ احد

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند .

پر بازدیدترین ها

No image

امام حسن و طلاق زیاد؛ افسانه یا واقعیت

در برخی کتب روائی و تاریخ وارد شده است؛ حضرت امام حسن در طول حیات خود با زنان متعدد ازدواج کرده زود هم طلاق می‌داد و لذا در برخی روایات از آن حضرت با عنوان «مِطْلاق» یعنی زیاد طلاق دهنده، یاد شده است.
جنگ نهروان

جنگ نهروان

پس از آن که امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب(ع) در جنگ صفین، با اصرار و درخواست بسیارى از فرماندهان و سپاهیان خود، حکمیت را با اکراه پذیرفت و جنگ میان سپاهیان خود و سپاهیان معاویه را به پایان آورد، گروهى از لشکریان آن حضرت، به پذیرش حکمیت اعتراض کرده و آن را اقدامى غیرمشروع و اهانت‌آمیز براى خود به حساب آوردند.
No image

ایمان ابوطالب

No image

غزوه بنی‌المصطلق

در ابتدای سخن و قبل از بیان اهمیت موضوع، اشاره به این نکته ضروریست که علاوه بر مشخص بودن اصحاب نزدیک پیامبر اکرم (ص)، در روایاتی (از منابع سنی) صراحتاً از برخی اصحاب، با عنوان دوستان پیامبر (ص) نام برده شده است: «رفقای رسول خدا(ص) دوازده نفرند؛ ابوبکر، عمر، علی (ع)، حمزه، جعفر، ابوذر، مقداد، سلمان، خدیجه، ابن مسعود ، عمار یاسر، بلال بن ریاح.»1 همچنین در تأکید بر علو شخصیتی برخی از آنان آمده است که: « ترمذی ما را حدیث کرد که رسول خدا فرمود:« پروردگار مرا به دوست داشتن چهار تن امر کرده است... علی(ع) یکی از آنهاست...و ابوذر و مقداد وسلمان را هم ؛ ...و خبر داده که خود نیز آنها را دوست دارد.»2
Powered by TayaCMS