دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عطوفت و مهربانی

بازنده و زیانکار است آن بنده ای که خداوند متعال در دل او، رحم و مهربانی نسبت به انسانها نگذاشته باشد.
عطوفت و مهربانی
عطوفت و مهربانی

عطوفت و مهربانی

پیامبر(ص)می فرمایند:«خابَ عَبدٌ و خَسِرَ لَم یَجعَلِ اللّه ُ تعالی فی قَلبِهِ رَحمَهً للبَشَرِ»(میزان الحکمه،ج4،حدیث7172)

یکی از چیزهایی که انسان باید در مواجه با دیگران رعایت کند عطوفت و مهربانی در برخورد با دیگران است. مسلماً هر کسی در زندگی کم و بیش دارای گرفتاری و مشکلاتی می‌باشد. ولی این باعث نمی‌شود که انسان در رویارویی با دیگران با چهره‌ای گرفته و عبوس مواجه شود. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:

«الْمُؤمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزنُهُ فِی قَلبِه‌»

شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است‌.[1]

کسی که در رویارویی با بندگان خدا با چهره‌ای سرد و بی‌روح روبرو می‌شود و نسبت به آنان و مسائل آنان ذرّه‌ای عطوفت و مهربانی ندارد و نسبت به آنان و مسائلشان با بی‌تفاوتی عبور می‌کند، شایستگی نام انسان بودن را ندارد.

بی تردید کسی که در رویارویی با دیگران با گشاده رویی و مهربانی برخورد می‌کند خداوند نیز با او با عطوفت و مهربانی برخورد می‌کند و او را در زندگیش دائماً مشمول رحمت خویش قرار می‌دهد.

رسول خدا(ص) در این باره می‌فرمایند:

«إنّ اللّه َ رَحیمٌ یُحِبُّ الرَّحیمَ، یَضَعُ رحمَتَهُ على کُلِّ رحیمٍ»

خداوند مهربان است و مهربان را دوست دارد و مهر خود را براى هر مهر ورزى نهاده است.[2]

روزی پیامبر به اصحاب خود فرمودند:

«وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَضَعُ اللَّهُ رَحْمَتَهُ إِلَّا عَلَى رَحِیمٍ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ کُلُّنَا نَرْحَمُ قَالَ لَیْسَ بِالَّذِی یَرْحَمُ نَفْسَهُ خَاصَّةً وَ لَکِنِ الَّذِی یَرْحَمُ الْمُسْلِمِینَ عَامَّه»[3]

قسم به کسی که جانم در دست اوست خداوند رحمت و مهربانیش را قرار نمی‌دهد و فرو نمی‌فرستد مگر بر شخص مهربان! در این هنگام اصحاب خطاب به پیامبر(ص) فرمودند: یا رسول الله! همه ما مهربانی می‌کنیم. پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمودند: اینگونه نیست که رحمت و مهربانی خداوند تنها شامل حال کسی شود که به خودش مهربانی می‌کند بلکه مقصود کسی است که نسبت به همه مسلمانان عطوفت و مهربانی داشته باشد.

خدمت پیامبر(ص) کودکی و نوزادی می‌آوردند تا دعا کند یا اینکه نامی انتخاب کند، پیامبر(ص) آن نوزاد را به دامن می‌گرفت، بعضی از اوقات اتفاق می‌افتاد که آن نوزاد در دامن پیامبر(ص) ادرار می‌کرد و لباس پیامبر(ص) را آلوده می‌کرد؛ در این هنگام کسانی که حاضر بودند بر سر آن کودک فریاد می‌کشیدند؛ ولی پیامبر(ص) می‌فرمودند: بگذارید تا کودک کار خود را تمام کند و نوزاد را آزاد می‌گذاشت تا ادرار کند؛ سپس پیامبر(ص) برای آن کودک دعا می‌کردند و یا نامگذاری می‌کردند و اولیاء نوزاد خوشحال می‌شدند و آنها متوجّه می‌شدند که پیامبر(ص) اصلاً از این کار نوزاد ناراحت نشده است و وقتی آنها می‌رفتند پیامبر(ص) لباس خود را می‌شستند.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

نقش حضرت علی (ع) در غزوه أحزاب یا خندق

اخراج بعضى قبایل یهود مانند بنى نضیر و بنى قریظه از اطراف مدینه آنها را نسبت به مسلمین و مخصوصا نسبت به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خشمگین ساخت
جنگ احد

جنگ احد

قرشیان پس از شکست سختی که از مسلمین در جنگ بدر (سال دوم هجری) خوردند؛ تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند .

پر بازدیدترین ها

No image

امام حسن و طلاق زیاد؛ افسانه یا واقعیت

در برخی کتب روائی و تاریخ وارد شده است؛ حضرت امام حسن در طول حیات خود با زنان متعدد ازدواج کرده زود هم طلاق می‌داد و لذا در برخی روایات از آن حضرت با عنوان «مِطْلاق» یعنی زیاد طلاق دهنده، یاد شده است.
No image

ایمان ابوطالب

جنگ نهروان

جنگ نهروان

پس از آن که امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب(ع) در جنگ صفین، با اصرار و درخواست بسیارى از فرماندهان و سپاهیان خود، حکمیت را با اکراه پذیرفت و جنگ میان سپاهیان خود و سپاهیان معاویه را به پایان آورد، گروهى از لشکریان آن حضرت، به پذیرش حکمیت اعتراض کرده و آن را اقدامى غیرمشروع و اهانت‌آمیز براى خود به حساب آوردند.
فتح خیبر

فتح خیبر

روزی که ستاره فروزان اسلام در سرزمین " مدینه" درخشید، ملت یهود بیش از قریش، عداوت پیامبر و مسلمانان را به دل گرفتند، و با تمام دسیسه ها و قوای خود، بر کوبیدن آن کمر بستند.
غزوه حنین

غزوه حنین

پس از آن که پیامبر اکرم(ص) در رمضان سال هشتم قمری، مکه معظمه را فتح کرد و مردم متعصب و سرکش این شهر مقدس را مورد گذشت و بخشش خویش قرار داد و آنان را از کرامت و بزرگواری خویش بهره مند ساخت، اهالی طایف، به ویژه دو قبیله معروف "هوازن" و "ثقیف" به هراس افتاده و مردم این منطقه را بر ضد پیامبر(ص) و مسلمانان تحریک کردند و در نتیجه به همراه لشگری سنگین، که با زنان، فرزندان و چارپایانشان همراه بود، به سوی مکه معظمه حرکت کردند، تا به زعم خویش بر پیامبر(ص) و مسلمانان این شهر مقدس شبیخون زده و کار آنان را یکسره کنند.
Powered by TayaCMS