دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در آداب خواب

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: در هنگام خواب، باید خواب تو مانند خواب اهل عبادت باشد. یعنى: بعد از فراغ از فرایض و سنن، به خواب روى نه همچو خواب اهل غفلت که چندان اهتمامى به وظایف یومیّه ندارند و مثل حیوانات، کار ایشان خورد و خواب است.
در آداب خواب
در آداب خواب

قال الصّادق علیه السّلام: نم نومة المتعبّدین، و لا تنم نوم الغافلین.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: در هنگام خواب، باید خواب تو مانند خواب اهل عبادت باشد. یعنى: بعد از فراغ از فرایض و سنن، به خواب روى نه همچو خواب اهل غفلت که چندان اهتمامى به وظایف یومیّه ندارند و مثل حیوانات، کار ایشان خورد و خواب است. یا مراد این باشد که در وقت خوابیدن، مثل اهل عبادت، اوراد و اذکارى که از براى خواب مقرّر است، بجا آر. و مثل اهل غفلت مباش که رعایت آداب نمى‌کنند. یا مراد این باشد که خواب را به قصد ازاله کسالت و تحصیل قوّت عبادت، کن. مثل اهل عبادت، نه از روى طغیان نفس، مثل اهل غفلت، و به معنى اخیر مناسبت به این فقره بیشتر دارد که مى‌فرماید: فانّ المتعبّدین الاکیاس ینامون استرواحا، و لا ینامون استبطارا.

یعنى: به تحقیق که اهل عبادت که اهل علم و کیاست‌اند، به قدر ضرورت و از براى قوّت عبادت و دفع کسالت، خواب مى‌کنند، نه از روى طغیان و خواهش نفس.[1]

قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: تنام عینى و لا ینام قلبى.

از جمله خواصّ حضرت رسول صلّى الله علیه و آله است که در هنگام خواب، چشم ایشان در خواب بود و دل ایشان بیدار. و نیز از جمله خواصّ آن حضرت است که چنانکه از پیش رو مى‌دید، از عقب هم مى‌دید و دیگر آن که سایه نداشت، و خواصّ دیگر نیز ذکر کرده‌اند که ذکرش مناسب این مختصر نیست.

و انو بنومک تخفیف مئونتک على الملائکة، و اعتزال النّفس عن شهواتها.

مى‌فرماید که: قصد کن از خوابیدن، تخفیف زحمت ملایکه را، که نویسنده افعال و اعمال تواند، و قصد مکن از خواب، لذّت نفس و استراحت بدن را.

و اختبر بها نفسک.

و در حکایت خواب، امتحان کن نفس خود را و ببین که به چه طریق است. اگر راحت دوست و خواب دوست است، معلوم مى‌شود که از اهل غفلت است، پس در پى اصلاح او باش و مگذار که خواهش او به عمل آید، و اگر خلاف این است، امیدوار باش که این علامت صلاح و سداد است.

و کن ذا معرفة، بانّک عاجز ضعیف لا تقدر على شی‌ء من حرکاتک و سکونک، الاّ بحکم الله و تقدیره.

و بدان به تحقیق و یقین که تو در نهایت عجز و قصورى و قدرت ندارى که به هیچ کار اقدام نمائى، مگر به اذن الهى و حکم الهى، و عجز تو در حکایت خواب ظاهر مى‌شود، که بیچاره آدمى به چه مرتبه، ضعیف و چه قدر ناتوان است که به انقضاى زمان قلیلى و اشتغال به شغل یسیرى، سستى و ناتوانى به بدن او راه مى‌یابد که تا مدّتى استراحت نکند و حواسّ و قواى او تا مدّتى از کار خود معطّل نشوند و دست از کار خود نکشند، متوجّه کار دیگر نمى‌توانند شد. و دیگر آن که خواب‌[2]منبّهى است اهل بصیرت را، از براى موت و تأیید قوى است از براى ثبوت معاد چنانکه فرموده:

فانّ النّوم أخو الموت، فاستدلّ بها على الموت الّذی لا تجد السّبیل الى الانتباه فیه، و الرّجوع إلى اصلاح ما فات عنک.

یعنى: به تحقیق که خواب، برادر مرگ است. چنانکه در مرگ، تعطیل حواسّ و قوى است، خواب نیز چنین است. یا آن که برادرى، به اعتبار قرب و نزدیکى خواب باشد به موت. یعنى: خواب به موت نزدیک‌تر است تا بیدارى، چرا که در عالم خواب، علاقه روح به بدن کم مى‌شود و در تعلّق گرفتن به بدن و بیدار شدن، محتاج به رخصت است که اگر از جناب احدیّت مرخّص بشود و تعلّق بگیرد، بیدار شود وگر نه، بالکلّیّه قطع تعلّق نماید، تا موت حقیقى باشد. نیز فرموده است که:

حکیم على الاطلاق، به حکمت کامله خود، خواب را نمونه مرگ کرد، تا اهل بصیرت استدلال کنند از خوابى که شبیه به موت است و امکان بیدارى دارد، به موتى که احتمال بیدارى ندارد، مگر روز بعث و تلافى. و تدارک ما فات در او میسّر نیست و جز ندامت و پشیمانى حاصل نه. تا آدمى از هر خوابى که بیدار شود، از خواب غفلت نیز بیدار شود و شکر الهى بجا آرد، که به توفیق الهى، توفیق بیدارى یافت و تدارک ما فات مى‌تواند کرد. و خوابى نبود که بیدارى نداشته باشد و از آن خواب اندیشه کند و از فعل طاعت و اجتناب از معصیت، تقصیر نکند. از این جهت سجود کردن بعد از خواب و خواندن دعاى: «الحمد للَّه الّذی أحیانی بعد ما أماتنی، الیه البعث و إلیه النّشور»، سنّت است.

و من نام عن فریضة او سنّة او نافلة فاتته بسببها، فذلک نوم الغافلین، و سیرة الخاسرین، و صاحبه مفتون، و من نام بعد فراغه من اداء الفرائض و السّنن، و الواجبات من الحقوق، فذلک نوم محمود.

مى‌فرماید که: هر که بعد از دخول وقت نماز واجبى یا سنّتى و پیش از اداى نماز[3]

بخوابد و به سبب آن خواب، عبادت از او فوت شود، پس این خواب، خواب اهل غفلت است و طریقه خاسران و زیانکاران است و چنین کسى مفتون نفس و هوا است و محتاج به اصلاح است. و هر که به خواب رود، بعد از فراغ از واجبات و سنن و سایر حقوق الله و حقوق النّاس، پس چنین خوابى محمود است و صاحب این خواب، نزدیک است به رحمت الهى.

و انّى لا اعلم لاهل زماننا هذا شیئا، إذا أتوا بهذه الخصال أسلم من النّوم، لانّ الخلق ترکوا مراعاة دینهم، و مراقبة أحوالهم، و أخذوا شمال الطّریق، و العبد ان اجتهد ان لا یتکلّم، کیف امکنه ان لا یستمع الاّ ما له مانع من ذلک، و انّ النّوم خیر من أخذ تلک الآلات فی معاصى الله.

مى‌فرماید که: نمى‌دانم من از براى اهل این زمان بعد از اداى فرایض و سنن و اتیان به اوامر و نواهى، هیچ چیز را سالم‌تر از خواب، چرا که مدار خلق عالم، ترک مراعات دین است. یعنى: رعایت دین خود نمى‌کنند و مراقبت احوال خود نمى‌نمایند و اکثر اوقات ایشان، به خبث و غیبت مسلمانان مى‌گذرد و دست از راه نجات برداشته‌اند و رو به راه چپ و هلاک آورده‌اند. و اگر کسى به سبیل ندرت خواهد بود، که فی الجملة از این کارها احتراز کند، میسّرش نیست، چرا که اگر سعى کند، ممکن است که حرف کسى نگوید و غیبت کسى نکند، امّا نشنیدن حرف دیگران، خود ممکن نیست و پنبه به گوش گذاشتن، میسّر نه. پس بنا بر این، خواب که به وسیله او از گفتن و شنیدن فارغ است، مفرّ خوبى است از براى مؤمن، که هر گاه از اداى واجبات و سنن فارغ شود، بخوابد یا خود را به خواب دهد، تا از این مهالک خلاص شود. [4]

قال الله عزّ و جلّ: إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ، کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا [5].

چنانکه خداوند تعالى در قرآن مجید فرموده: خداوند عالم در روز قیامت، از گوش و چشم و دل هر کس، سؤال مى‌کند. و مى‌پرسد از هر کدام اینها از آن چه شنیده‌اند و گفته‌اند و دیده‌اند و به خاطر گذرانده‌اند از نیک و بد و مشروع و نامشروع، و موافق آن مجازات و مکافات مى‌کند. و در آیه دیگر مذکور است که:

از کلّ اعضا و جوارح مى‌پرسند، و وجه تخصیص در این آیه یا از براى اقتضاى مقام است یا از براى زیادتى اهتمام به اینها، و سؤال از مخطورات خاطر محمول است به خطور، از روى جزم و قطع، وگر نه به محض خطور، عتاب و خطاب به او متوجّه نمى‌شود، یا مراد اعتقادات حقّه باشد.

و ان فی کثرته افات و ان کان على سبیل ما ذکرناه.

مى‌فرماید که: خواب بسیار هر چند که بعد از اداى فرایض و سنن باشد مذموم است و آفت‌هاى بسیار بر او مترتّب مى‌شود و مورث قساوت قلب است.

و کثرة النّوم یتولّد من کثرة الشّرب، و کثرة الشّرب من کثرة الشّبع، و هما یثقلان النّفس عن الطّاعة، و یقسیان القلب عن التّفکّر و الخضوع.

مى‌فرماید که: خواب بسیار، از خوردن آب بسیار ناشى مى‌شود، و خوردن آب بسیار، از خوردن غذاى بسیار، و افراط در اکل و شرب، موجب ثقل و گرانى نفس و باعث قساوت و تیرگى دلند، و تیرگى دل، سبب کسالت و عدم اقدام به طاعت و باز ماندن از تفکّر و خضوع و خشوع، و بسیار خوردن که این همه عیبها نتیجه او باشد، معلوم است که به چه مرتبه، خساست و بدى دارد.

و اجعل کلّ نومک أخر عهدک من الدّنیا، و اذکر الله بقلبک و لسانک، و خف اطّلاعه على سرّک، و اعتقد بقلبک مستعینا به فی القیام إلى الصّلاة إذا انتبهت، فانّ الشّیطان یقول لک: نم فانّ لک بعد لیلا طویلا، یرید تفویت وقت مناجاتک، و عرض حالک على ربّک، و لا تغفل عن‌[6]الاستغفار بالاسحار، فانّ للقانتین فیه أشواقا.

مى‌فرماید که: هر خواب که مى‌کنى، قیاس کن خواب آخر است و از این خواب، بیدارى نخواهى داشت و به دل و زبان از ذکر خدا فارغ مباش و خوف الهى را از دل بیرون مکن و اطّلاع او را بر جمیع احوالات خود، مرکوز خاطر نما، و به قصد این باش که به یارى خدا، زود از خواب برخیزى و مشغول بندگى او شوى. چرا که شیطان ملعون بعد از هر بیدارى، اغواى تو مى‌کند که: هنوز شب بسیار است، به خواب. و مى‌خواهد که تو را در وقت مناجات به قاضى الحاجات، از ادراک این امر خطیر محروم کند. و نیز عرض کن، حال خود را به پروردگار خود و غافل از استغفار مباش، خصوص در سحرها، چرا که دعا را سحر، کیفیّت دیگر و داعى را در آن وقت، شوق دیگر است، این تفسیر بنا بر نسخه‌اى است که به جاى «عرض» چنانکه در اکثر نسخ است «اعرض» به صیغه فعل امر باشد و امّا بر تقدیر مصدر، چنانکه در بعضى نسخ است، معطوف است به وقت، و معنیش ظاهر است.[7]

منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌

    پی نوشت:
  • [1] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 283
  • [2] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 285
  • [3] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 286
  • [4] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 287
  • [5] -(إسراء- 36)
  • [6] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 288
  • [7] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 289

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شرایط استحقاق شفاعت، بازدارنده از ارتکاب گناه باید توجه داشته باشیم که شفاعت نیز یکی از رحمتهای الهی است که خداوند بدین وسیله می‌خواهد بندگان گنهکار خویش را حتّی در قیامت و در آخرین لحظات تعیین سرنوشت نیز مایوس و ناامید نسازد.
No image

قلب ایمان

دین باید وجه الهی داشته باشد و دارای جنبه‌ای باشد که از آن به جنبه «ید الحقی» تعبیر می‌کنند، یعنی آن طرفی که طرف خداست، اصلا بدون خداوند که دین معنایی نخواهد داشت.
حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مسأله ظهور منجی است
شفاعت و شبهات وهابیت‌

شفاعت و شبهات وهابیت‌

از زمان پیغمبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تا کنون، درخواست شفاعت از شافعان راستین، جزء سیره مسلمانان بوده است.
مودت و محبت حضرت فاطمه(س) ضامن رهایی از آتش جهنم

مودت و محبت حضرت فاطمه(س) ضامن رهایی از آتش جهنم

حضرت فاطمه زهرا(س) شخصیت جامع و کامل الهی بزرگ و بی نظیر در بین زنان جهان بوده و هست و خواهد بود.

پر بازدیدترین ها

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

واقعیت آن گونه نیست که سؤال کننده تصور کرده است، بلکه اهل سنت اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را قبول دارند؛ یعنى علم، تقوا و کرامات ایشان را قبول دارند
پیوند "ایمان" و "عمل" از منظر آخرین پیامبر خدا

پیوند "ایمان" و "عمل" از منظر آخرین پیامبر خدا

عنصر "ایمان" در روان‌شناسی شخصیت انسان بر اساس آموزهای دینی از جایگاه عالی برخوردار است.
عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب وزین عدل الهی چهار تعریف یا کاربرد برای عدل ارائه می‌دهند که عبارت هستند
انسان و دیدگاه توحیدی

انسان و دیدگاه توحیدی

راست است که هر انسانی براساس نوع نگرش خود به هستی، رفتار و منش خویش را سامان می‌بخشد.
ولایت باطنی ائمه و تائید عامه و خاصه

ولایت باطنی ائمه و تائید عامه و خاصه

کلام در بررسی شبهاتی درخصوص ناسازگاری اصل امامت با اصل خاتمیت رسل بود.
Powered by TayaCMS