24 آبان 1393, 14:3
كلمات كليدي : انتقال فرهنگي، شيوه هاي انتقال فرهنگ، اشاعه فرهنگي، فرهنگ پذيري، جامعه پذيري
انتقال فرهنگی، فرایندی است که آن بوسیله، فرهنگ از طریق آموزش از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. فرهنگ را به طریق زیستی نمیتوان به ارث برد. هر نسلی فرهنگ خویش را میآموزد و سپس آن را، همراه با تغییراتی که در عصر خود حاصل شده، به نسل بعد از خود میآموزاند.
انتقال فرهنگی، تداوم فرهنگ را امکانپذیر میسازد. در واقع تا زمانی که عوامل تغییر و دگرگونی فرهنگ، قوی و قدرتمند نباشند، اعضای جامعه در برابر دگرگونی فرهنگ مقاومت و مخالفت میکنند. برای مثال در هر فرهنگی، شیوه خاصی برای لباس پوشیدن وجود دارد. فقط هنگامی این شیوه دستخوش تغییر میگردد که تحت تأثیر عوامل فرهنگی نو و جدید (نوآوری فرهنگی) قرار گیرد و از طرف اکثریت جامعه مورد پذیرش قرار گیرد.
1- مستقیم: آن است که نسل جدید در ارتباط با نسل قدیم فرهنگ را به طور مستقل فرا میگیرد. اینگونه انتقال فرهنگی از طریق آموزش صورت میگیرد که در این حالت یا پدر و مادر با امر و نهی، کودک خود را با هنجارها و موازین اخلاقی جامعه و به طور کلی با فرهنگ آشنا میسازند؛ و یا انجام این کار بر عهده نهادهایی همچون آموزش و پرورش و ... است.
2- غیر مستقیم: آن است که فرزندان، خود با دیدن و شنیدن و لمس کردن خاصههای فرهنگی و مشاهده مکرر اعمال و رفتار پدر و مادر در خانواده و سایر افراد در جامعه آن را فرا میگیرند. مثلاً کودک، نماز خواندن پدر و مادرش را میبیند و آن را تقلید میکند و اعمالش را انجام میدهد و به تدریج عمیقاً آداب نماز خواندن را میآموزد.
"انتقال فرهنگی"،اشاعه فرهنگی، فرهنگپذیری و جامعهپذیری
اگر انتقال و گسترش ویژگیهای فرهنگی یک جامعه به جامعه دیگر صورت پذیرد، این فرایند اشاعه فرهنگی گفته میشود. گاهی از روند آموزش فرهنگ در بین نسلها و انتقال فرهنگی تحت عنوان فرهنگپذیری هم یاد میشود، ولی باید یادآورد شد که تفاوتهایی بین آنها وجود دارد. فرهنگپذیری مرحله بعد از انتقال فرهنگی است، در واقع فرهنگپذیری جریانی است که فرد تمام زمینههای فرهنگی را میشناسد و بطور ژرف و عمیق میپذیرد و خود را با آن سازگار میسازد. گاهی نیز به دلیل برتری تکنولوژیکی و قدرت نظامی و سلطه سیاسی و اقتصادی، پدیدههای فرهنگی یک جامعه بر جامعه دیگر تحمیل میشود و این شق دوم فرهنگپذیری است که اجباری است و دیگر حالت طبیعی و اختیاری ندارد. در حقیقت وامگیری عنصرهای فرهنگی از فرهنگهای بیگانه است. وقتی که فرد از کودکی، از طریق آموزش با هنجارهای جامعه آشنا شده و آنها را میآموزد تا به مرحله اجرا درآورد و متناسب با آن عمل کند، جامعهپذیری روی داده است بنابراین جامعهپذیری در راستای انتقال فرهنگی رخ میدهد.
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان