24 آبان 1393, 14:3
كلمات كليدي : تحرك اجتماعي، تحرّك عمودي، تحرّك افقي، تحرّك اجتماعي ساختاري
نویسنده : مير يوسف موسوي
واژه Prejudice در لغت بهمعنای پیشداوری، نظر منفی، تعصب و غرض میباشد.[1] پیشداوری قضاوت زود هنگام، پندار یا احساسی ویژه نسبت به یک موضوع است که معمولا قبل از جمعآوری و بررسی اطلاعات لازم پدید میآید و بر شواهد ناکافی یا حتی خیالی مبتنی است.[2]
پیشداوری مفهومی عام است، ولی در متون روانشناسی اجتماعی، در اغلب موارد فقط پیشداوری منفی نسبت به اعضای گروههای اجتماعی بررسی گردیده و کمتر به موارد دیگر پیشداوری اشاره شده است، در حالی که ممکن است پیشداوری نسبت به اشخاص، اشیاء و حتی مکانها باشد. افزون بر این، پیشداوری ممکن است مثبت باشد.[3] مثل اثر پیگمالیون (Pygmalion)، که اشاره به انتظارات و نگرشهای مثبت نسبت به فرد یا گروه دیگر دارد و براساس آن از آنها انتظار میرود عملکرد و رفتاری مقبول و موفق از خود نشان دهند. این مساله در مسائل آموزشی نمود بیشتری دارد بهطوریکه کیفیت نگرش معلمان به دانشآموزان بر موفقیت تحصیلی آنان تاثیر میگذارد.[4]
گاهی اوقات پیشداوری با تبعیض، یکسان پنداشته میشود ولی باید متذکر شد که؛ اگرچه این دو مفهوم در حالت عمومی به یک معنا بهکار میرود، لکن تبعیض میتواند از نتایج پیشداوری باشد و رفتاری است که طی آن یک گروه، راه دستیابی گروه دیگر به منابع کمیاب را میبندد یا در رسیدن به آن موانعی ایجاد میکند. البته همیشه پیشداوری به تبعیض منجر نمیشود.[5]
اساسیترین عوامل پیشداوری موارد زیر میباشند:
پیشداوری بهعنوان یک نگرش، دارای سه عنصر اساسی است. عنصر شناختی که بهصورت تصورات قالبی و کلیشهای است. عنصر عاطفی که بهصورت حس قدرتمندی از خصومت است و عنصر رفتاری که میتواند بهشکل رفتارهای مختلف وجود داشته باشد، گاهی جزئی و در مواقعی دیگر آشکار است. آلپورت (Gorden W.Allport: 1897-1967)، پنج نوع این شیوهها را بهصورت زیر بیان کرده است:
اطلاع از شیوه بروز تعصب و پیشداوری به ما کمک میکند تعصبهای خود را شناسایی کرده و با این عمل روشهای برخورد، شناسایی و تعامل با دیگران را تا حد زیادی بهبود بخشیم.
پیشداوری بسته به اینکه بر چه مبنایی (نژاد، جنس، مذهب و ...) شکل گرفته باشد میتواند انواع مختلفی داشته باشد که مهمترین آنها عبارتاند از:
اگرچه محو کامل پیشداوری و تعصب امری بعید به نظر میرسد اما روانشناسان اجتماعی روشهایی را برای کاهش آن پیشنهاد دادهاند که عبارتاند از:
- طبقهبندی مجدد؛ اعضای دو گروه متقابل بفهمند که به نفع آنهاست که خود را متعلق به یک گروه بدانند.
- انفرادی کردن؛ عدم تاکید بر تفاوتهای گروهی و تاکید بر تفاوت افراد تا مانع اسناد خصوصیات یکسان، تصورات قالبی و در نتیجه پیشداوری درباره افراد یک گروه شود.
- طبقهبندی متقاطع؛ اگر فردی به چند طبقه اجتماعی مختلف (شغلی، قومی و ...) تعلق داشته باشد میتوان با خارج کردن وی (در ذهن و تصور خودمان) از آن طبقهای که مورد تبعیض است پیشداوری را از بین برد، مثلا در پیشداوری قومی راجع به کسی، وی را بهعنوان عضوی در یک طبقه دیگر مثلا شغلی، در نظر بگیریم.[19]
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان