13 مهر 1394, 13:51
خاطره اى از میرزا حسن کرمانشاهى
زندگى این حکیم بزرگوار، در عین غناى علمى، با فقر مادى همراه بود. قناعت و زهد او، چنان بود که در حوادث روزگار، همانند کوه استوار بود و تندباد مشکلات زندگى در قامت استوار او تأثیرى نداشت.
در کتاب تاریخ حکما و عرفا به نقل از کیوان قزوینى چنین نقل شده است:
«گاهى به حوالى عید، میرزا، اثاث البیتى مى فروخت تا تدارک لوازم عید کند. به او گفتند:مقدارى از علم خویش را بفروشید به... ..
گفت: چون شود؟
گفتند: شما مى شوید با پول و بى علم و او مى شود بى پول و با علم !
فرمود: اگر چنین است، نمى فروشم[18]».
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان