13 مهر 1394, 13:51
خود دارى از انتشار رساله
در گذشته، فقها و بزرگان دین براى حفظ محوریت رهبرى و اقتدار مرجعیت شیعه اهمیّت خاصى قائل بودند. آنان با اینکه از نظر علم و تقوا در حد اعلا بودند امّا هرگز به فکر ریاست و مقام براى خود نبوده، تلاش مى کردند کسانى را که در خط مقدم مرجعیت قرار دارند، تقویت و اقتدار مرجعیت را حفظ کنند. براى همین ما در طول تاریخ روحانیت شیعه مشاهده مى کنیم که در یک عصرى با اینکه دهها مجتهد مسلم وجود داشته امّا، پرچم مرجعیت شیعه بر دوش یکى از آنان بوده و دیگران در تقویت و اقتدار وى تلاش مى نمودند گر چه احیاناً از او شایسته تر هم بودند. به همین جهت در هر دوره اى بیش از یکى دو رساله بیشتر مطرح نبوده است. آیت الله شهیدى از مجتهدان باتقوا و پاک نیتى بود که در عین شایستگى و درخواست مردم، رساله ننوشت. آیت الله شیخ على غروى علیارى در این مورد مى گوید:
مرحوم آیت الله شهیدى، با این که یکى از سه مدرس معروف نجف بود (ایروانى، شهیدى، مشکینى) و در علم و تقوا معروف، اما تا زمانى که مرحوم اصفهانى زنده بود، رساله ننوشت. تبریز هم که آمده بود، از آقا سید ابوالحسن، ترویج مى کرد.([26])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان