13 مهر 1394, 13:51
داستان فرو ریختن دیوار مدرسه علمیّه نهاوند:
سالى که آیت الله نهاوندى از نجف اشرف به ایران بازگشت، پس از چندى جهت به جاى آوردن صله رحم و دیدار با مؤمنین شهر و ارشاد آنان، به نهاوند تشریف آوردند با ورود ایشان به شهر، طبق معمول، جلسات موعظه ایشان سر و صدایى به پا کرد و مؤمنین دسته دسته خود را به جلسات ایشان مى رساندند روزى پس از جلسه، تصمیم بر این شد که کسانى که تمایل دارند به اتفاق ایشان به زیارت مرقد شریف مرحوم میرزا آقا(قدس سره) بروند ایشان پیشاپیش جمعیّت حرکت مى کنند وقتى که در «راسته میرزا آقا» به مدرسه علمیه مى رسند، ایشان توقف مى کنند و مى گویند: این مدرسه به گردن ما حق دارد و سپس راه را کج کرده و از کوچه «آقا نور» به مسیر ادامه مى دهد برخى اظهار مى کنند: آقا! از این مسیر راه طولانى مى شود ایشان جوابى مى دهد، ولى چیزى نمى گذرد که دیوار مدرسه که ارتفاع بلندى داشت، با صداى مهیبى فرو مى ریزد و مردم از این حادثه وحشتناک جان سالم به در مى برند این جاست که در شهر غوغایى برپا مى شود و ارادت نسبت به ایشان افزوده مى گردد
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان