13 مهر 1394, 13:51
نضر بن شُمیل مى گوید: نزد یونس (از ادیبان عرب) نشسته بودیم که یکى از شاگردانش نزد وى آمد و مسأله اى طرح کرد. وقتى او رفت ما در حالى که از سؤالش تعجّب کرده بودیم بر وى ایراد علمى گرفتیم. خلیل که در مجلس حاضر و تا آن زمان ساکت بود ما را مخاطب قرار داد و گفت: اگر او این ایراد را بر شما مى گرفت چه مى گفتید؟ گفتیم: چنین پاسخ مى دادیم. و دوباره خلیل چنین گفت: اگر او چنین جواب مى داد چه مى گفتید؟ گفتیم: چنان پاسخ مى دادیم. پیوسته خلیل بر ما اشکال گرفت تا از جواب عاجز ماندیم و همه محکوم شدیم. پس در فکر فرو رفتیم.
آن گاه خلیل گفت: براى پاسخ دهنده سزاوار نیست که بعد از پاسخ شروع به فکر کردن نماید و سپس اظهار داشت:
من هرگز پاسخى ندادم مگر بعد از آن که تمام جوانب و ایرادات و اعتراضاتى را که ممکن است تصوّر شود نیز ملاحظه کردم.([29])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان