1 اردیبهشت 1397, 19:0
زندگی انسانها همواره فراز و نشیب ها، سختیها و آسانی هایی داشته است. گاهی انسانهای دیندار و مومن به وسیله سختیها و مصیبتها مورد امتحان و آزمایش الهی قرار میگیرند و گاهی انسانهای بدکار و گناهکار توسط رنج و سختی دنیوی جزای اعمال و کردار خود را میبینند. در همه این امور، مصلحت و حکمت خداوند نهفته است. از این رو خداوند در سوره حدید میفرماید: «ما اصاب من مصیبتهٍ فی الارض و لافی انفسکم الّا فی کتابٍ من قبل ان نبراها انّ ذالک علی الله یسیرٌ...» یعنی هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی دهد مگر آنکه همه آنها را قبل از آنکه زمین را بافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خداوند آسان است، این به خاطر آن است که برای آنچه از شما فوت شده تاسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر فخر فروش را دوست ندارد.
آری مصائبی که در زمین رخ میدهد همچون زلزله و غیره و مصائبی که در نفوس واقع میشود مانند مرگ و میرها همه آنها از قبل مقدر شده و در لوح محفوظ ثبت است البته مصائبی که در این آیه به آن اشاره شده است تنها مصائبی است که به هیچ جه قابل اجتناب نیست و مولود اعمال انسانها نمی باشد، زیرا در قرآن میخوانیم: و ما اصابکم من مصیبتهٍ فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیرٍ. هر مصیتی که به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام دادهاید و بسیاری را نیز عفو میکند.
و به همین دلیل هنگامی که حضرت امام زین العابدین(ع) را با غل و زنجیر وارد منزل یزید کردند، یزید رو به امام کرد و آیه 30 سوره شوری را خواند و خواست وانمود کند که مصائبی که بر شما وارد آمده به واسطه اعمالتان میباشد، اما امام فوراً کلام او را نفی کرده فرمودند: «کلّا ما نزلت هذه فینا، انّما نزلت فینا ما اصاب من..» فرمودند چنین نیست این آیه درباره ما نازل نشده و آنچه درباره ما نازل شده آیه دیگری است که میگوید: هر مصیبتی که رخ میدهد در لوح محفوظ ثبت است و حکمتی دارد.
اکنون ببینیم فلسفه تقدیر این مصائب در لوح محفوظ علم بی پایان خداوند و سپس بیان این حقیقت در قرآن چیست؟ آیه بعد پرده از روی این راز مهم برداشته است و میگوید: این به خاطر آن است که برای آنچه از دست دادهاید غمگین نشوید و به آنچه خداوند به شما داده شاد و دلبسته نباشید، این دو جمله کوتاه در حقیقت یکی از مسائل پیچیده فلسفه آفرینش را حل میکند، چرا که انسان همیشه در جهان هستی با مشکلات و گرفتاریها روبه رو است. از این رو قرآن میگوید: هدف این بوده که بزرگترین دشمن سعادت شماست و شما را از یاد خدا غافل میکند و از مسیر تکامل که هدف خلقت است باز میدارد، پس این مصائب زنگ بیدار باشی است برای غافلان و شلاقی است بر ارواح خفته و اشاره ای است به کوتاه بودن عمر این زندگی و شکننده تفاخر و غرور است، لذا افراد با ایمان هنگامی که به نعمتی از سوی خدا میرسند خود را امانتدار او میدانند، نه از رفتن آن غمگین میشوند و نه با داشتن آن مست و مغرور و در حقیقت خود را هم چون مسئولان بیت المال میدانند که یک روز اموال زیادی را دریافت و روز دیگر هزاران هزار پرداخت میکنند نه از دریافتش ذوق زده میشوند و نه از پرداختش غمگین میگردند.
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان