24 آبان 1393, 14:4
كلمات كليدي : تاريخ، سريّه مُحَمد بن مُسلِمه، سريه، پيامبر(ص)، مُحَمد بن مُسلِمه، ذِي القَصّه
نویسنده : هادي اكبري
«سریة» به گروهی از سپاه گفته میشود که به دستور رسول خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام میشدند، بدون آن که پیامبر(ص) همراه آنان باشد.[1]
رسول خدا(ص) "مُحَمد بن مُسلِمه" را به همراه ده تن[3] در ربیعالآخر سال ششم هجری[4] به سوی قبایل «بَنیثَعلَبة» و «بَنیعَوال» که در «ذِىالقَصّه»[5] زندگی میکردند، اعزام نمودند. مُحَمد بن مُسلِمه به همراه یارانش حرکت کرد و به هنگام شب به سرزمین بَنیثَعلَبة و بَنیعَوال رسید و در آنجا توقف کرد. [6]
دشمن که از حرکت مسلمانان آگاه شده بودند، به سراغ آنان آمده و در کمین ایشان نشستند. تا زمانی که مُحَمد بن مُسلِمه و یارانش به استراحت پرداخته و خوابیدند. افراد بَنی ثَعلَبة و بَنی عَوال که تعداد آنان به صد نفر میرسید[7]، آنان را محاصره کردند؛ اما مسلمانان تا زمانی که تیراندازى نشده بود، متوجه حضور آنان نشدند. مُحَمد بن مُسلِمه که کمانش همراهش بود، از جاى خود برخاست و به یاران خود فرمان داد تا سلاح خود را برداشته و آماده شوند. یاران او هم آماده شدند و تا ساعتی از شب به تیراندازی به یکدیگر مشغول بودند. پس از آن دشمنان با نیزه به مسلمانان حمله کردند و سه نفر از آنان را کشتند. یاران مُحَمد بن مُسلِمه نیز دور او جمع شده و یک نفر از دشمن را کشتند و دشمن دوباره به مسلمانان حمله کرده و بقیه مسلمانانی که باقی مانده بودند را نیز به شهادت رساندند. در این میان محمد بن مسلمه هم زخمى شده و به زمین افتاد و چون پاشنههایش زخمى شده بود، قادر به حرکت نبود. دشمنان هم جامههاى مسلمانان را از تن آنان درآورده و رفتند.[8]
پس از این ماجرا مردى بر کشتگان مسلمانان عبور کرد و با دیدن کشتگان مسلمانان «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجعون»[9] گفت. در این هنگام، مُحَمد بن مُسلِمه صداى او را شنید و دانست که او مسلمان است و برای آن که به آن شخص بفهماند که زنده است، تکانی به خود داده و حرکتی کرد. آن مرد نیز به مُحَمد بن مُسلِمه آب و خوراک داده و او را با خود به مدینه برد.[10]
پس از آن، پیامبر(ص) "أبو عُبَیده جَراح" را به همراه چهل نفر به محل کشته شدن مسلمانان اعزام فرمود؛ اما أبو عُبَیده کسى را نیافت و چند شترى را که یافته بود به غنیمت گرفت و به مدینه آمد.[11]
اسامی افرادی که در این سریه به همراه محمد بن مسلمه به سوی ذِی القَصّه رفتند، عبارت بودند از: "اَبو نائله"، "حارِث بن أوس"، "أبو عبس بن جبر"، "نُعمان بن عصر"، "مَحیّصَة بن مسعود"، "حُوَیّصه"، "أبو بَردَة بن نیار" و دو مرد از «مُزَینِه» و مردى از «غَطفان». دو مرد مُزنى و مرد غَطفانى کشته شدند.[12]
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان