13 مهر 1394, 14:54
سفارشات استاد
عالم وارسته و ربانى آیت الله سید عزالدین حسینى زنجانى خطاب به طلاب و روحانیون مى گوید:
«از مسائل بنیادى و اساسى علوم اسلامى، تقوى و رعایت سلوک شرعى است. در باب عقل و جهل کتاب کافى مى خوانیم: خطاب به داود رسید که اى داود! میان من و خودت قُطّاع الطریق را واسطه ننما. داود تعجب مى کند و سؤال مى کند: قطاع الطریق چه کسانى هستند؟ خداى متعال وحى کرد: قطاع الطریق عبارتنداز: علماء سوءکسانى که علم را مقدمه دنیا قرار داده اند. این ها راه را بر مردم مى بندند. خلاصه آنکه اگر روحانى نخواهد در زمره (مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُو التَّوارة)باشد، باید رابطه خود را با خدا حفظ و محکم کند و باید کارى کند که محبت دنیا در دل او نباشد که فردا پیامد منفى نداشته باشد. در اینجاست که معلومات درافشانى مى کند و انقلاب در خود و دیگران پدید مى آورد. این همه کتاب قبل از انقلاب نوشته شده و حرف ها به میان آمد چندان تأثیرى نکرد, اما یک نفر به نام امام خمینى(ره) پیدا شد که واقعاً باتقوى بود، حرف ها باروش بود و این گونه مردم را تغییر داد. روحانى واقعى در مردم بسیار تأثیر مى گذارد و اولین شرط، باور و تعیین خود شخص است و بعد هم استقامت ایشان، شجاعت و روشن بینى ایشان، ایمان جوشان و نفس گرم ایشان. چه حرکتى در مردم مرده دل آفرید...بالاخره با تهذیب نفس است که طلبه انقلاب آفرین مى شود و در روحانیت مردم انقلاب ایجاد مى کند.»[1]
[1]. مجله حوزه، ش 24، ص 35 و ص 36.
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان